Tag Archives: ۱۴۰۰

راه اندازی دولت هوشمند تا سال ۱۴۰۰



خبرگزاری مهر:  رسول سرائیان امروز در مراسم بهره برداری از فاز نخست پروژه دولت موبایل همزمان با روز جهانی ارتباطات اظهار داشت: هم اکنون بالغ بر ۵۰ میلیون کاربر از خدمات نسل سوم و چهارم موبایل استفاده می کنند و این اتفاق مهم زیرساخت تحول در اقتصاد دیجیتال مبتنی بر دسترسی به موبایل است.

وی با اشاره به اینکه فاز نخست پروژه دولت موبایل با بهره برداری از ارائه ۵۵ سرویس دولتی در بستر موبایل از فردا برای عموم مردم اجرایی می‌شود، گفت: یکی از خواسته های رئیس جمهور قطع رابطه مردم با میز ادارات است تا علاوه بر سهولت دسترسی به خدمات دولتی، فساد اداری نیز کاهش یابد.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران خاطرنشان کرد: با اجرای فاز نخست دولت موبایل در کشور این نوید را می دهیم که خدمات دولتی از این پس به صورت شبانه روزی و در ۷ روز هفته از طریق این درگاه برای مردم قابل استفاده باشد.

وی با اشاره به نقشه راه دولت گفت: پس از بهره برداری از دولت الکترونیک و دولت همراه فاز نخست پروژه دولت باز (اوپن دیتا) را در سال جاری اجرایی خواهیم کرد و امیدواریم تا سال ۱۴۰۰ به دولت هوشمند دست یابیم.

سرائیان با اشاره به اینکه حفظ محیط زیست، حقوق شهروندی، تولید داخلی و ایجاد بهره وری از جمله دستاوردهای کلان دولت همراه در کشور است، گفت: در این پلتفرم بومی سه بستر کد دستوری (یو اس اس دی)، برای خدمات ساده، اپلیکیشن برای خدمات پیچیده و اس ام اس برای خدمات تعاملی دستگاههای دولتی پیش بینی شده است.

وی با اشاره به اینکه در این مرحله ۵۵ خدمت عمومی دستگاههای دولتی در اختیار عموم مردم قرار می گیرد، گفت: زیرساخت تبادل داده ها بین دستگاههای دولتی فراهم شده و امیدواریم به سرعت خدمات جدید دیگری از سوی دستگاهها روی این پلتفرم قرار گیرد و شاهد ارائه زنجیره ای از خدمات به هم پیوسته دستگاههای دولتی باشیم.

معاون وزیر ارتباطات افزود: فازهای بعدی توسعه دولت موبایل در شهریورماه امسال همزمان با هفته دولت و در بهمن ماه امسال همزمان با دهه فجر اجرایی می‌شود.

سرائیان تصریح کرد: اپلیکیشن دولت موبایل هم اکنون برای سیستم عامل های اندروید و آی او اس فراهم است و کاربران می توانند از طریق بازارهای اندرویدی در کشور شامل کافه بازار، مایکت، ایران اپس، چارخونه و پارس هاب و نیز از طریق اپاستور و سیبچه این اپلیکیشن را دانلود کنند. همچنین کاربران می توانند از طریق کد دستوری*۴# و تماس با شماره ۴۰۴۰ خدمات دولت موبایل را دریافت کنند.

وی با تاکید بر اینکه پروژه دولت همراه مصوبه دی ماه سال ۹۵ هیئت وزیران است افزود: برنامه ما در تحول دولت همراه، رسیدن به داده باز دولتی (اوپن دیتا) است که امیدواریم فاز نخست آن با بهره گیری از داده های سازمان فضایی در راستای اطلاع رسانی از داده های مجاز دولت امسال اجرایی شود.

سرائیان با بیان اینکه تحلیل داده های رفتاری کاربران گام دوم برای رسیدن به دولت هوشمند تا پایان دولت دوازدهم است، ادامه داد: با اجرای این پروژه نیازمندی های عمومی مردم از جمله امور بهداشتی، خدماتی، نوبت ثبت نام و واکسن با آلارم های مختلف به مردم اطلاع رسانی می‌شود.

وی با اشاره به وضعیت بلوغ الکترونیکی دستگاههای اجرایی در کشور نیز افزود: تا پایان سال ۹۶ حدود ۹۳ دستگاه اجرایی و ۴۰ درصد از کل دستگاههای اجرایی الکترونیکی شدند.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران همچنین از معرفی پروژه ایجاد قطب های دیتا سنتر به عنوان یکی از پروژه های راهبردی شبکه ملی اطلاعات همزمان با مراسم روز جهانی ارتباطات خبر داد و گفت: پیش بینی می کنیم تا سال ۱۴۰۰، پنج قطب دیتاسنتر در کشور داشته باشیم.

به گفته وی ارزش بازار جهانی دیتاسنتر ۴۰۰ میلیارد دلار است که سهم ما باید از این بازار به ۴ میلیارد دلار برسد. بر این اساس یکی از دستاوردهای توسعه دولت الکترونیکی و تجارت الکترونیک می تواند ایجاد زیرساخت های اصلی مراکز داده و قطب های دیتاسنتر باشد که به زودی فراخوان مربوطه را اعلام می کنیم.

به گزارش مهر، در این مراسم علاوه بر فاز نخست دولت موبایل که روبان آن به صورت مجازی توسط وزیر ارتباطات بریده شد، سامانه ثبت شکایت مشترکان مبتنی بر مکان، تمبر پروژه دولت موبایل و نیز پروژه ایجاد قطب های دیتاسنتر در کشور افتتاح شد.

در این مراسم نمایندگان مجلس نیز حضور داشتند.


ورود اصولگرایان به انتخابات ۱۴۰۰ با چند کاندیدا



اعتماد آنلاین: بیش از سه سال تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باقی است، اما برخی از چهره‌های سیاسی اصولگرا به نوعی فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند. عزت الله ضرغامی، علی لاریجانی، ابراهیم رییسی، پرویز فتاح و قاضی‌زاده هاشمی، از جمله سیاست مداران اصولگرایی هستند که از آنها به عنوان کاندیدای احتمالی اردوگاه راست ها یاد می شود.

محمدعلی پورمختار نماینده کبودرآهنگ و عضو فراکسیون ولایی مجلس شورای اسلامی هم معتقد است همه این افراد قابلیت کاندیدا شدن را دارند. با بیان اینکه اصولگرایان ضوابط و معیارهایی را دارند گرچه این ضوابط و معیار ها هم متفاوت است، گفت: هر بخشی از اصولگرایان ضابطه خاص خود را دارد. اما ممکن است که همه به یک توافقی برسند که از هر بخش یک فرد مورد نظر برای انتخابات ریاست جمهور ۱۴۰۰ بیاید. اما طبیعتا کسی اقبال بیشتری خواهد داشت که مورد اتفاق همه بخش های اصولگرایی باشد.

به گفته پورمختار بعید است اصولگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ به یک کاندیدا برسند.

او گفت: بعید می دانم که اصولگرایان در انتخابات آتی ریاست جمهوری به یک نفر بسنده کنند و ممکن است که چند نفر معرفی شوند. احتمال دارد مانند انتخابات اخیر که چند نفر را معرفی کردند در انتخابات ۱۴۰۰ نیز همین اقدام را انجام دهند. البته درست هم همین است که محدود به یک نفر نشوند.

او ادامه داد: ممکن است که چهره های جدیدتری لازم باشد که برای انتخابات ۱۴۰۰ بیایند که اثرگذارتر باشند و به نظر می رسد اگر چهره جدیدی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ از سوی اصولگرایان معرفی شود بهتر است.

این نماینده اصولگرای مجلس درباره آغاز به کار جمنا برای انتخابات ۱۴۰۰ گفت: فعالیت جمنا شروع خواهد شد و جمنا در این قضیه منسجم تر عمل خواهد کرد و از شکل قبلی بیرون آمده و خواهد آمد.

پورمختار ادامه داد: زمانیکه جمنا بخواهد برای انتخابات اقدامی انجام دهد تعداد گزینه های بیشتری را مدنظر قرار خواهد داد. منتها ممکن است که در نهایت نتواند همه گزینه ها را معرفی کند و نوبت به انتخاب از میان افراد برسد.


لباس ریاست جمهوری ۱۴۰۰، بر تن یک نظامی؟



روزنامه اعتماد نوشت: جريان‌هاي سياسي از همين حالا خواب ١٤٠٠ را مي‌بينند، چنانچه اصولگرايان از تشكيل زودهنگام ستادهاي انتخاباتي و وصل كردن سفرهاي استاني ٩٦ به ١٤٠٠ فراتر رفته و مشغول تئوريزه كردن انتخابات آتي شده‌اند.

آنچه محمد پورمختار، نماينده اصولگراي مجلس در مورد ضرورت سپردن زمام امور به دست يك رييس‌جمهور نظامي گفت تقريبا در هياهو و شلوغي روزهاي آخر سال گم شد اما اصولگرايان و رسانه‌هاي‌شان اين رشته را رها نكرده و بر همان طبل مي‌كوبند. اينكه به دنبال پوشاندن رداي رياست‌جمهوري بر تن سردار سليماني هستند يا قصد رونمايي از فرمانده ديگري را دارند؛ بحث ديگري است اما در مرحله فعلي اصرار به اثبات مهيا بودن فضاي جامعه براي استقبال از يك رييس‌جمهور نظامي دارند.

خشت اول همان بود كه پورمختار، عضو كميسيون حقوقي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگويي با خبرآنلاين گفت: «اگر يك نظامي رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد». شناسايي چهره‌هاي نظامي با پتانسيل تكيه زدن بر كرسي رياست‌جمهوري گام بعدي است و جريان اصولگرا فعلا توان خود را صرف قبولاندن سناريوي نياز به رييس‌جمهور نظامي مي‌كند. از همين رو «نامه‌نيوز» اين خط را در گفت‌وگو با ابراهيم فياض جامعه‌شناس سياسي اصولگرا ادامه مي‌دهد. فياض در اين گفت‌وگو تلاش مي‌كند تا ثابت كند كه در انتخابات آتي، نظامي‌ها با اقبال مردمي مواجه شده و كشور را نجات مي‌دهند.

او مي‌گويد «اقتداري ديگر در حوزه سياسي وجود ندارد و ادامه يافتن اين وضعيت كشور را به فروپاشي و تجزيه مي‌كشاند براي همين جامعه به سمت ديكتاتوري با ادبيات نظامي مي‌رود تا او ظرف دوره‌اي ٨ ساله با از بين بردن طبقه اشرافيت و مافيا افق جديدي را پيش روي كشور بگشايد». تحليلگران و فعالان سياسي اصلاح‌طلب اما دست رقباي خود را خوانده‌اند. به همين خاطر هم مصطفي تاجزاده قبل از آنكه فياض اين حرف‌ها بزند، توييت كرده بود «عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس كه سابقا نظامي بوده گفته اگر يك نظامي رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد. گويا دولت پنهان تاب مستوري از دست داده و قصد قبضه ظاهر و باطن قدرت را دارد.»

او در توييت ديگري نوشته بود: «مبارزه با اشرافيت فقط بهانه‌اي بود براي حذف هاشمي. هدف دولت پنهان جمهوري‌ستيزي و دشمن‌تراشي و تك‌صدا كردن نظام است». ابراهيم فياض اما از خودآگاهي اجتماعي و مخالفت با اشرافي‌گري آغاز كرده و به اين نتيجه مي‌رسد كه كشور به يك نگاه اقتداري نياز دارد. او با اين توضيح كه جامعه فعلي به چهار طبقه اشرافي، مافيا، متوسط و فقير تقسيم شده است، اين سوال را طرح مي‌كند كه چه كسي و چه ساختار تئوريكي قادر به اجراي عدالت است و خود پاسخ مي‌دهد: «مشابه تاريخي‌اش دقيقا بعد از مشروطه و زمان دولت قاجار است كه ايران اشغال مي‌شود، خارجي‌هايي مي‌خواهند ايران را بين خود تقسيم كنند، بُعد داخلي هم به‌شدت دچار بحران و ناامني به‌شدت در حال افزايش است… خب اين دو با هم متحد شود، كسي عين رضاخان را مي‌خواهند… آن چيزي كه الان است، يك فرمولي دارد؛ ما موقعي كه در بُعد سياسي شكست مي‌خوريم، ديگر اقتدار از بين مي‌رود و تبديل به قدرت مي‌شود، يعني شاخص قدرت، نظامي‌گري است.

حاتمي كيا در اختتاميه فيلم فجر چه گفت؟ اينها همه نشان مي‌دهد كه آن نظامي‌گري دارد مي‌آيد. يعني گفت كه من يك فيلمساز وابسته‌ام. اينها همه‌اش همين است، يعني ديگر اقتدار از بين رفته، ما اقتدار نداريم، سياست با تمام تعبيرهايش از بين رفته، سياسيون همه محافظه‌كار شده‌اند و دنبال يك نوكري مي‌گردند… جامعه پذيراي رييس‌جمهور شدن يك فرد نظامي است. يعني با اين بي‌نظمي داخلي و تحميل‌ها و تحقير خارجي، حتما اين كار مي‌شود.»

محمد صادق جوادي حصار، فعال سياسي اصلاح‌طلب اما پيش از آنكه جامعه شناس اصولگرا تجربه روي كار آمدن رضاخان را ملاك قرار داده و بخواهد ثابت كند كه وقت بازگشت به دوران اقتدار نظاميون است، در گفت‌وگو با آفتاب يزد گفته بود: «در دوران تاريخ معاصر ما يك تجربه كاملا متفاوت نظامي داشتيم. در دوره‌اي كشور در هرج و مرج و ملوك‌الطوايفي و ناامني حضور داشت وهر كسي براي خودش حكومتي تشكيل مي‌داد در آن زمان يك شخص در سال ١٣٠٠ با اتكا بر قدرت نظامي روي كار آمد و كشور را يكپارچه كرد. ولي هم‌اكنون نه وضعيت كشور، ملوك‌الطوايفي است و نه در يكصد سال پيش زندگي مي‌كنيم. اينكه شخصي به عنوان نظامي بخواهد سركار بيايد بيشتر معناي ديكتاتوري مي‌دهد. رييس‌جمهور بايد از مسائل نظامي سر دربياورد نه اينكه خودش نظامي باشد. كسي مثل حسن روحاني كه دوره جنگ را تجربه كرده، نيروهاي امنيتي و نظامي را ديده و عضو شوراي عالي امنيت ملي بوده، به مسائل نظامي آگاه است. از سويي كشور كه با فرد اداره نمي‌شود كه بخواهيم بگوييم بايد يك نظامي آن را اداره كند. از نظر من سخن اخير، سخن ناپخته‌اي است.»

جوادي حصار در پاسخ به اينكه آيا گفته پورمختار به معناي زمينه‌سازي افرادي با سابقه نظامي به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري است، گفته بود: «حقيقت اين است كه اگر كسي از سوي اصولگرايان با پيش‌فرض نظامي بودن و تبليغ روي آن ويژگي كانديدا شود، مي‌سوزد و راي نمي‌آورد. پس بهتر است اصولگرايان با اين شيوه پيش نروند.

نظاميون ناكام

چالش جدي اصولگرايان در سناريوي معرفي كانديداي رياست‌جمهوري نظامي اين است كه قبلا هم گزينه‌هايي همچون محسن رضايي و محمدباقر قاليباف را به ميدان فرستاده و شكست خورده‌اند. اگرچه هر دو گزينه مورد اشاره زماني كانديداي رياست‌جمهوري شدند كه لباس نظامي به تن نداشتند اما هنوز هم با همان پيشينه نظامي شناخته مي‌شوند. هواداران رييس‌جمهور نظامي خوب مي‌دانند كه عدم اقبال مردم از قاليباف و رضايي چشم اسفنديار اين سناريو است و به همين خاطر از همين ابتداي كار به شيوه‌هاي مختلف قصد توجيه و عبور از اين ضعف را دارند. پورمختار در مصاحبه خود گفته بود: «من به لحاظ شناختي كه از محسن رضايي داشتم ايشان را يك آدم استراتژيست و داراي تفكر مي‌دانم و بر همان مبنا اعتقاد دارم كه اگر ايشان رييس‌جمهور مي‌شد نه به لحاظ تعصب نظامي‌گري و پاسداري، بلكه به خاطر شخصيت خودش با همين نگاه به ايشان راي دادم و روي همين اساس ولي خب ديدگاهي وجود دارد و بعضا هم رسانه‌ها اين را تشديد مي‌كنند و گسترش مي‌دهند كه نظامي‌ها نبايد رييس‌جمهور شوند، من اعتقاد دارم كه اگر يك نظامي، رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد.»

روزنامه آفتاب يزد نيز بر مبناي شكست‌هاي انتخاباتي رضايي و قاليباف، اظهارنظر اخير پورمختار را بسترسازي براي ورود سردار سليماني به عرصه انتخابات تلقي كرده و با اشاره به شايعات مبني بر كانديداتوري او در سال ٩٢ نوشت: «اسطوره‌سازي از وي به قدري موفق بوده كه جناح چپ يا راست از او تعريف مي‌كنند و احساسات خوبي در دل مردم نيز ايجاد كرده است. سليماني ظرفيتي به مراتب قوي‌تر از قاليباف و محسن رضايي براي جلب آراي مردم و پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري است. هر چند بسياري معتقدند كه امروز نياز كشور حضور او در فرماندهي سپاه قدس است نه رياست‌جمهوري.»

ابراهيم فياض اما در توجيه علت عدم استقبال مردم از رضايي و قاليباف گفته است: «آنها از اول نظامي نبودند، وقتي هم دوباره سياسي شدند، آنها را ادا و قر روشنفكري گرفته بود. چه قاليباف و چه محسن رضايي را. شما نگاه كنيد، اداي روشنفكري در آنها بود… اگر كسي الان بيايد، مثلا فرض كنيد سعيد جليلي را مي‌خواهم بگويم كه هنوز روحيه بسيجي و نظامي‌گري دارد و قدرت و نظامي‌گري را مطرح كند، پيروز مي‌شود… اشتباه ما اين است كه دنبال شخص مي‌گرديم. من مي‌گويم كه اتفاقا مثل ناپلئون يك‌باره پيدايش مي‌شود، مثل هيتلر يك‌باره پيدايش مي‌شود و انتخابات را مي‌برد. چون الان مردم ديگر خسته‌اند از اين نظم اجتماعي كه گفتم كه هيچ اقتدار سياسي در اين مملكت وجود ندارد و همه از بين رفته است.»

او در پاسخ به سوالي در مورد احتمال راي‌آوري سردار سليماني نيز گفته است: «معلوم نيست، اصلا شايد راي نياورد… مردم در ١٤٠٠ دنبال يك شخصيتي مي‌گردند كه ادبيات قدرتي، نه اقتداري و ادبيات نظامي‌گري، نه سياسي داشته باشد.»

تفكر نظامي به جاي رييس‌جمهور نظامي

راهكار جامعه‌شناس اصولگرا براي به فراموشي سپردن شكست‌هاي قبلي و موفقيت در اقناع جامعه به ضرورت حكمراني نظاميان آن است كه به جاي رييس‌جمهور نظامي از رييس‌جمهوري با تفكر نظامي استقبال شود. او به روي كار آمدن بوش بعد از كلينتون اشاره كرده و تاكيد كرده كه «جريان جهاني دارد به طرف اين مي‌رود، چين ديگر همه جنگش با امپراتوري‌اي بود كه مادام‌العمر نباشد و رهبرش عوض شود، بعد معلوم شد كه خود حكومت كمونيستي مي‌خواهد بشود امپراتوري؛ مثل پوتين. پوتين هم گفته ٢٠٢٤ قانون اساسي را عوض مي‌كنم. الان كره جنوبي با همه دموكراسي‌اش كه يك نفر فقط پنج سال مي‌توانست رييس‌جمهور باشد، قانونش را عوض كرد و رياست جمهور دو دوره چهارساله شد. ترامپ هم همينطور، يعني ادبيات حكومت‌ها دارد به‌شدت متمركز و قدرت‌محور مي‌شود.»

در حقيقت فياض از پورمختار هم فراتر رفته به جاي آنكه بگويد نظامي‌گري كشور را نجات مي‌دهد، مدعي است كه قدرت‌محوري و حكومت‌هاي متمركز در جهان قدرت گرفته و راه ديگري وجود ندارد. او از پورمختار يك گام جلوتر گذاشته زيرا تاكيد مي‌كند كه رييس‌جمهور بعدي مي‌توان نظامي نباشد اما بايد تفكر نظامي‌گري داشته باشد. مشخصا از جليلي نام مي‌برد و گريزي هم به صحبت‌هاي رهبري در مورد آتش به اختياري مي‌زند. فياض گفته است: «آتش به اختيار همان است، يعني اتفاقا بايد يك كساني بيايند سر كار كه حزبي نيستند». پيش‌بيني اين جامعه‌شناس اصولگرا اين است كه مردم در ١٤٠٠ يك ديكتاتوري نوساز را انتخاب مي‌كنند تا كشور اداره شود، فقر نباشد، شغل ايجاد شود و… او با اشاره به اينكه قاليباف هم گفته بود من رضاخان حزب‌اللهي هستم، تاكيد مي‌كند كه بعيد است جامعه فعلي ايران به سمت محافظه‌كاري برود و نوسازي آمرانه را ترجيج خواهد داد.

بدون شك اين مردم هستند كه در انتخابات ١٤٠٠ حرف آخر را زده و نشان مي‌دهند كه به رييس‌جمهور نظامي يا رييس‌جمهوري با تفكر نظامي مايل هستند يا نه؟ اما آنچه مسلم است اصولگرايان از همين حالا تلاش خود را شروع كرده و سعي دارند كه نظامي‌گري و اقتدارگرايي را بر جامعه حاكم كنند.


لاریجانی، بهترین گزینه برای ۱۴۰۰ است



روزنامه ایران: «ما هیچ وقت نگفتیم که ائتلاف دیگر نباشد و هر کدام به تنهایی کار کنیم. حتی من شخصاً قائل به این هستم که فارغ از ائتلاف انتخاباتی بین اصلاح‌ طلبان و اعتدالیون، وضعیت در کشور به گونه‌ای است که باید همه جریان‌های فکری و سیاسی با هم کار کنند و مجبور هم هستیم اینگونه عمل کنیم. این جملات گزیده ای از سخنان کاظم جلالی رییس فراکسیون مستقلین مجلس شورای اسلامی است.

در ادامه گزیده گفت وگو با جلالی را می خوانیم:

** درباره طیف اعتدالگرایان بعد از انتخابات اخیر دو موضوع مطرح بود؛ یکی بحث فاصله گرفتن این طیف از اصلاح‌ طلبان و به اصطلاح دور زدن آنها و دوم هم دست بالا پیدا کردن در تعیین ترکیب کابینه. شما در طول این ماه‌ ها اظهارنظر خاصی در این رابطه نداشتید. چقدر این دو گزاره‌ای که مطرح شده را قبول دارید؟

من قائل به این هستم که ما بیشتر باید به نتایج کار نگاه بکنیم و نتیجه محور باشیم. اساساً باید ببینیم این شکاف ‌هایی که به نام اصلاح ‌طلبی، اصولگرایی و اعتدالگرایی وجود دارد، برای چیست؟ در دنیا ریشه جناح ‌بندی‌ها و تحزب این است که با منطقی کردن رقابت راه‌ حلی برای گذر از اختلافات پیدا شود و اینگونه مشکلات جامعه بهتر مدیریت شوند. لذا من در بحث نخستی که به عنوان فاصله گرفتن از اصلاحات مطرح کردید را خیلی قبول ندارم چون اصلاح‌طلبان هم به ‌طور مثال در همان انتخابات با ما هم‌ نظر و هم‌هدف بودند و دو طرف به دنبال موفقیت آقای دکتر روحانی بودیم.

** مسأله مهم بعد از انتخابات و گذر از این ائتلاف است که به نظر می‌رسد گله‌‌ها زیاد شدند.

به نظر من بخش زیادی از این مسائل برجسته کردن موضوعات در رسانه‌ها است و خیلی گله‌گزاری نیست. چون ما باید بیشتر دغدغه حل مشکلات کشور را داشته باشیم تا کشور بهتر اداره شود. اگر دائم بخواهیم جناح‌های خودمان را برجسته و براق کنیم، اتفاق خاصی در روند رفع مسائل کشور نخواهد افتاد.

**به‌ طور مشخص آقای عارف و چند نفر از چهره‌ های شاخص فراکسیون امید درباره این ‌که ما برای انتخابات سال ۹۸ ائتلاف نمی‌کنیم و این دست مسائل سخن گفته بودند. درباره اینها قبل از آن ‌که در رسانه‌ها و تریبون‌های عمومی صحبت شود آیا در جلسات خصوصی شما هم بحثی صورت گرفته بود؟

اتفاقاً یکی از مسائلی که داریم این است که مسئولین و جریانات سیاسی در کشور ما وقتی در جلسات خصوصی و پشت درهای بسته می‌نشینند، با هم دوست هستند و شوخی می‌کنند و خیلی هم نسبت به هم محبت دارند. ولی به محض اینکه از فضای خصوصی خارج می‌شویم و در مقابل تریبون‌ ها قرار می‌گیریم خیلی علیه همدیگر تند حرف می‌زنیم و به مجادله می‌پردازیم. به نظر من سؤال شما یک پیام درستی داشت و آن هم این بود که باید مسائل خود را ابتدا در جلسات خصوصی و در خلال گفت ‌وگوها حل کنیم و بعد آنها را به رسانه ببریم، کاری که در دموکراسی‌های بزرگ انجام می‌شود اما ما در جدی ‌ترین جلسات خصوصی هم باز تعارف می‌کنیم و گمانمان هم این است که داریم اخلاقی عمل می‌کنیم. بنابراین مسائلی که شنیدید هیچ‌گاه در جلسات خصوصی که ما داشتیم مطرح نشده بود و هیچوقت گلایه‌ها رودررو گفته نشده است و این یک مشکل جدی است.

** شما خودتان هم این مسائل را مطرح نکرده بودید و اصلاً چرا خودتان برای طرح گلایه‌ها پیشقدم نشدید؟

ما هیچ وقت نگفتیم که ائتلاف دیگر نباشد و هر کدام به تنهایی کار کنیم. حتی من شخصاً قائل به این هستم که فارغ از ائتلاف انتخاباتی بین اصلاح‌ طلبان و اعتدالیون، وضعیت در کشور به گونه‌ای است که باید همه جریان‌های فکری و سیاسی با هم کار کنند و مجبور هم هستیم اینگونه عمل کنیم.

** این آیا امکان‌ پذیر است؟ خیلی رؤیاپردازانه نیست؟

شاید رؤیایی به نظر برسد ولی اگر منطقی شرایط کشور را ببینیم و تجزیه و تحلیل کنیم درمی‌یابیم که لازم است چنین همکاری در کشور شکل بگیرد. ما در دو جریان اصلاحات و اصولگرایی طیفی داریم که قائل به برخی تندرو‌ی‌ها هستند. اگر اینها را فاکتور بگیریم که من قائل به جذب همین‌ها هم هستم، طیف‌های معتدل و معقول چه می‌گویند؟ من چند تا سؤال در این رابطه دارم؛ آیا مشکلات کشور مشکلاتی بزرگ و اساسی هستند؟ همه تأیید می‌کنند که هستند. می‌گوییم آیا مشکل محیط زیست و آب و هوا نداریم؟ قطعاً همه می‌گویند بله داریم. مشکل اشتغال نداریم؟ مشکل نارضایتی مردم نداریم؟ مشکل نارضایتی اجتماعی نداریم؟ مشکل پولی و بانکی نداریم؟ همه اینها متفق‌القول هستند که این مشکلات را داریم و حتی می‌شود این لیست را بزرگتر هم کرد. بعد سؤال آخر از این آقایان و خانم‌ها این است که آیا ما بالاخره می‌خواهیم این مشکلات را حل کنیم یا خیر؟ شکی نیست که باز هم جواب مثبت است. بعد می‌پرسیم آیا به تنهایی می‌شود این کار را کرد؟ که پاسخ قطعاً منفی خواهد بود. سابقه تاریخی هم نشان داده که نمی‌شود تنهایی این کارها را کرد و باید دست در دست هم بگذاریم. دست در دست هم گذاشتن هم این نیست که همدیگر را صددرصد قبول کنیم و به‌طور کامل شبیه یکدیگر شویم.

یک جاهایی هم می‌توانیم نظرات هم را نقد کنیم و این یعنی جامعه پیشرو. ما الآن نظرات هم را نقد نمی‌کنیم بلکه همدیگر را نفی می‌کنیم. یعنی اولاً به جای نظرات همدیگر، شخص مقابل را هدف می‌گیریم و ثانیاً به جای نقد، نفی می‌کنیم. لذا من فکر می‌کنم در آستانه چهلمین سال انقلاب اسلامی باید مجموعه نیروهای کشور به یک عقلانیتی برسند که آن عقلانیت هم این است که از سر احساس حرف نزنیم، زود تصمیم نگیریم، عجله نکنیم و نهایتاً اینقدر همدیگر را نفی نکنیم والا شما در همین اغتشاشات دی‌ماه شاهد بودید که یکی از شعارها «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» بود و این یعنی نفی همه چیز به جای نقد یک جریان.

** آیا سیاسیون دو جناح و از جمله خود شما و جریانی که منتسب به آن هستید پیام این شعار را گرفتند و به فکر از بین بردن زمینه‌ های آن هستند؟

من درباره این ‌که آیا جریانات سیاسی، زیر پوست این شعار را درک کردند نمی ‌توانم به درستی قضاوت کنم، اما این نکته بسیار درست و مهم است که همه ما باید درک کنیم که امروز مردم از جناح ‌بازی ‌ها، رقابت ‌ها و جدل‌های بی‌حاصل جناحی خسته هستند. بالاخره این‌که جناح‌های سیاسی در کشور هر کدام طوری عمل می‌کردند که مردم به یکی از آنها امید می‌بستند اصلاً چیز بدی نبود، در دنیا هم چنین است. مشکل جایی است که جواب مناسب به این امیدها داده نمی‌شود و مردم می‌گویند ما از همه شما قطع امید کرده‌ایم.

** آیا این را خطری برای اعتبار گرفتن مواضع و سخنان براندازانه می‌توان دانست؟

قطعاً. در چنین شرایطی فرصت ‌طلب ‌ها، آنارشیست‌ ها، پوپولیست ‌ها و جریان‌ های غیراصیل و بی‌ریشه و خشن می‌توانند حتی مدیریت صحنه را در دست بگیرند و باید هوشیار باشیم که این اتفاق و چرخش می‌تواند حتی سریع هم رخ بدهد.

** شما خطر فراگیر شدن مجدد پوپولیسم و حتی آنارشیسم را در کشور چقدر جدی می‌دانید؟

به نظر من خطر گرفتاری در دام پوپولوسیم با ناامیدی مردم از جریان ‌های اصیل بسیار جدی است. البته گرفتار شدن به آنارشیسم نیاز به زمان بیشتری دارد و ما از آن حالت فاصله داریم. اما اگر به همین نحوی که ما الآن در حال پیشروی هستیم، در جامعه به راهمان ادامه دهیم شک نکنید کار پوپولیست‌ها و جریان‌های اهل شانتاژ و شارلاتانیسم خیلی خواهد گرفت و بازار آنها سکه خواهد شد.

**دلیلش چیست؟ چرا علی ‌رغم علم به این موضوع جریان‌ ها کاری نمی‌کنند؟

دلیلش این است وقتی در داخل سیستم همه همدیگر را متهم می‌کنند به مسائلی مانند دزدی و بعد همه احساس می‌کنند اگر نخواهند عقب بمانند از افکار عمومی باید تندتر درباره دزدی‌ها و اختلاس ‌ها صحبت کنند. وقتی مردم می‌شنوند که اصلاح‌ طلب دزد است و اصولگرا هم دزد است می‌گوید خب هر دوی شما کنار بروید. وقتی می‌گویند هر دو طرف نا کارآمد هستند و هیچ نقطه سفیدی در کارنامه دو طرف ذکر نمی‌شود معلوم است که جامعه بعد از چندی اعتماد و امید خود را به هر دو طرف از دست می‌دهد.

** برویم سراغ قسمت دوم سؤال اولی که مطرح کردم؛ جریان اعتدالی و اصولگرایان معتدل چقدر در معرفی کابینه دوازدهم نقش ایفا کردند؟

حرف‌ هایی که در بیرون برخی از افراد درباره نقش جریان اعتدالی در چینش کابینه زدند اغراق است. من اگر بخواهم از زاویه مجلس بگویم این است که ما سه فراکسیون سیاسی بودیم که آقای دکتر روحانی با همه ما جلسه گذاشت و گفت لیست بدهید. هیچکدام از سه فراکسیون هم این لیست را ندادند و تنها روی همان شاخص‌ها تأکید کردند. ولی اینکه گفت‌وگوهای دیگری هم در کار بوده من می‌گویم بله بوده اما اینطور نبود که مختص به جریان ما باشد و اینگونه هم نبود که مثلاً آقای روحانی بخواهد الزاماً با ما مشورت کند و بر اساس نظر ما تصمیم بگیرد. مثلاً نام‌هایی مطرح می‌شد و به گوش ما هم می‌رسید و ما هم نظری را منتقل می‌کردیم. به ‌طور مثال یکی از اعضای کابینه که رفاقت زیادی با ما دارند و دوست داشتیم حتماً وزیر شوند، به این جمع‌بندی رسیدیم که ایشان رأی نخواهد آورد. به همین دلیل این موضوع را منتقل کردیم و گفتیم بهتر است فلانی معرفی نشود.

**چرا؟ یعنی توجیه‌ تان برای این کار چه بود؟

خب بهتر بود در آن شرایط تقابل کمتری میان دولت و مجلس ایجاد شود. بر همین اساس هم بود که توصیه کردیم این دوست ما که به‌طور قطعی قرار بود معرفی شود و به گمان ما رأی نمی‌آورد، اساساً معرفی نشود.

** این گمان جریان شما بود یا اینکه امیدی ‌ها و اصولگرایان هم چنین گمانی داشتند؟

در این جریان من مأمور شدم که یک ارزیابی انجام دهم و ببینم نظر بقیه چیست که دیدم نظر خیلی مثبت نیست. به عبارتی اینگونه نبود که ما نخواهیم این عزیز رأی نیاورد، بلکه بقیه نمایندگان خیلی رغبتی به ایشان نداشتند. ما هم این را منتقل کردیم. این یک مثال بود که بگویم اگر همکاری هم در چینش کابینه داشتیم به این شکل بود و نه اینکه فردی را دیکته کنیم. در میان ماجرا خود آقای رئیس جمهوری تصمیم گرفتند و حالا اینکه با چه کسانی مشورت داشتند بحث دیگری است.

**از بیرون مجلس فشاری روی دولت نبود؟ چون به هر حال فقط در این مسیر مجلس تأثیرگذار نیست. به‌ طور مثال روی وزیر علوم مباحثی مطرح شد و حتی برخی گفتند آقای غلامی گزینه بیست و یکم برای این پست بوده و کسی هم این را تکذیب نکرد. به هر حال جامعه ما یک جامعه تعاملی رو به تقابل است. بالاخره جریانات، گروه ‌ها، اشخاص و جاهای مختلف در تصمیمات تأثیر می‌گذارند و در این شکی نیست.

مسأله این است که آیا این تأثیر در راستای رأی مردم است؟ مردم به یک گرایش و شیوه اداره کشور رأی می‌دهند بعد آیا درست است که فشاری برای اعمال کمتر این رأی و نظر در تصمیم‌گیری‌ها انجام شود؟

این حرف شما حرف درستی است؛ به هر حال رئیس جمهوری یکسری برنامه دارد که باید بتواند آن را با استفاده از افراد مورد وثوق خودش به انجام برساند. اما مسائل کشور ما امروز آنقدر بنیادی و اساسی است که باید این حق را بدهیم که باید از برخی مسائل گذشت کرد. اینکه قوای مختلف با هم دعوا کنند یا نهادهای نظامی با قوا درگیر باشند، خروجی این مسائل در طول این ۲۰ سال اخیر که مقداری درگیری‌های جناحی ما بیشتر شد نشان داده که راه به جایی نمی‌رسد. لذا گاهی وقت‌ها باید مطالبات را به سمت عقلانیت، حل مسائل و کم کردن دایره اختلافات پیش برد. من نگاهم این است که آقای روحانی و مجموعه‌ای که کابینه را می‌چیدند نگاه‌شان این بود که هم آدم‌های قوی بیایند، هم کسانی بیایند که در راستای مطالبات مردم باشد و هم از کسانی باشند که با انتخاب آنها بیهوده در جامعه تنشی ایجاد نکنیم که کلی از انرژی جامعه معطوف به این شود که بخواهد آن تنش‌ها را حل کند.

** خب با این توصیف، آقای روحانی در چینش کابینه دوازدهم چقدر موفق بودند؟

به نظر من ایشان در چینش کابینه موفق بودند. اما ببینید آن چیزی که امروز برخی نقد می‌کنند روی بحث بخش‌های سیاسی یا فرهنگی نیست. بیشتر روی بخش اقتصادی است. دلیلش هم این است که چون مسائل اصلی کشور در این شرایط، مسائل اقتصادی است. لذا الآن نقدهایی وجود دارد که آیا بهتر نبود کابینه

** از نظر اقتصادی منسجم‌تر باشد و دکترین واحدی در این حوزه داشته باشد؟

یعنی الآن فکر می‌کنید چنین چیزی نیست؟

این نقدی است که وجود دارد، من نمی‌گویم هست یا نه، می‌گویم این نقد مطرح می‌شود. غلط بودن این نقد از آن جنبه است که آنقدر مسائل مختلف در حوزه‌ اقتصاد متنوع است که دولت دست روی هرجایی که می‌گذارد باز مشکلات جدیدی بروز می‌کند. اما به همین دلیل باید برخی از بخش‌ها را اولویت‌گذاری کنیم. بخش‌ هایی هست که می‌شود آنها را سریع ‌تر حل کرد. یکسری از مسائل دیگر نیازمند انسجام در داخل کشور است و دولت در این عرصه باید به دنبال انسجام باشد، نه اینکه بنشیند تا دیگران بیایند خودشان را با او هماهنگ کنند. اگر دولت احساس می‌کند در بخش ‌های اقتصادی باید فلان استراتژی را در پیش بگیرد باید برود و تمام گروه‌های ذی‌نفع و ذی‌نفوذ و صاحب کرسی تصمیم‌ گیری و تصمیم‌ سازی را توجیه کند. اینکه ما تصور کنیم کاری را تصمیم گرفتیم که اجرا کنیم و آن را درست بدانیم و توقع داشته‌ باشیم که دیگران هم همین موضع را بگیرند سازنده نیست. مدیریت درست اقتضا می‌کند که من اگر ببینم درباره فلان برنامه ۱۰ نفر سؤال دارند، بروم و دنبال سؤال آنها و پاسخگویی به آن باشم.

در این حوزه که باید جاهای مختلف را توجیه کنند و همینطور با مجموعه افکار عمومی چه در سطح عمومی کشور، چه کارشناسی و چه حاکمیتی ارتباط‌گیری داشته باشند، تحرک دولت کم است. من در دوره‌های مختلف انتخابات بوده‌ام و دیده‌ام که بعد از انتخابات به هر حال عده‌ای جدا می‌شوند. اما مسأله این است که نباید این عده خیلی وسیع باشند و نباید دولت این اجازه را بدهد.

**یعنی به نظر شما این اتفاق، یعنی جدایی برخی هواداران از دولت بیشتر از ادوار قبل رخ داده؟ اگر پاسخ تان مثبت است به نظرتان دلیلش چیست؟ فقط مختص خود دولت است یا دلیلش ریشه‌هایی بیرون از دولت هم دارد؟

بله، به هر حال می‌بینیم که این اتفاق رخ داده است. الزاماً هم نمی‌گویم مقصر دولت است اما دولت می‌توانست جلوی شدت این روند را بگیرد. باید دولت قدری در را باز بگذارد، برای شنیدن سخنان دیگران وقت بگذارد، وارد گفت ‌وگو بشود، استراتژی ‌های خودش را توجیه کند و ارتباط وسیع‌ تری با افکار عمومی بگیرد. اینها حتی می‌توانند آلام جامعه را هم کاهش دهند. من در دولت یازدهم به یکی از مقامات دولت گفته بودم که ما الآن در خوزستان مشکل ریزگرد داریم که نمی‌شود آن را طی یک ماه و دو ماه حل کرد، ولی می‌شود با مردم آنجا همنوایی کرد تا آنها روحیه بگیرند. باید بزرگان دولت به میان این مردم بروند و اجازه ندهند یک عده‌ افراد پر سروصدا از طریق شانتاژ بازی، مردم را فریب دهند.

**به عنوان یکی از حامیان آقای روحانی آیا اختلافاتی را که شایعه شده در دولت بین طیف اصلاح‌طلبان و اعتدالیون وجود دارد رصد کرده‌اید و در جریان آن هستید؟ یعنی می‌توانید آن را تأیید کنید؟

البته ارتباطات ما آنقدرها با دولت وسیع نیست که برخی تصور می‌کنند. اما براساس همان اطلاعاتی که داریم بین اصلاح‌طلبان و اعتدالیون دولت خیلی اختلاف‌نظر بنیادین و اساسی وجود ندارد؛ اینکه در درون دولت یک سری اختلاف نظرهایی باشد ما هم این را می‌بینیم و طبیعی است. مسأله این است که آیا این اختلافات منجر به جبهه‌بندی‌هایی در دولت شده یا رقابت‌هایی را در درون کابینه ایجاد کرده، اینگونه نیست. یعنی اختلاف‌نظرها بیشتر در حوزه‌های کارشناسی است که طبیعی هم هستند.

مسأله دیگری که امسال در میانه تابستان خیلی مطرح شد و درباره آن اظهارنظرهایی صورت گرفت، بحث آینده آقای لاریجانی است که گفته می‌شود ایشان دورخیزی برای انتخابات ۱۴۰۰ دارند و گزینه اصلی جریان اعتدالی هستند. بعد هم بحث حزب‌سازی مطرح شد و اینکه دیگر ائتلاف بین اعتدالیون و اصلاح ‌طلبان جواب نخواهد داد.

** چقدر این دست مسائلی که ما به شکل خبر در فضای عمومی می‌شنویم، ریشه‌ در واقعیت دارند؟

به نظر من قضاوت درباره اینکه برای انتخابات ۱۴۰۰ چه اتفاقی خواهد افتاد، یک مقدار زودهنگام است، به این دلیل که

ما هنوز در آغاز دولت دوازدهم هستیم و ۳ سال و نیم دیگر تا انتخابات فاصله داریم. همچنین سرعت تحولات چه در عرصه جهانی و چه در داخل ایران بسیار بالا است و لذا نمی‌شود نتیجه انتخابات را از الآن پیش‌بینی کرد. شما اگر از سال ۷۶ نگاه کنید هر رئیس‌ جمهوری که برای دور اول انتخاب شد کسی بود که انتخاب او دفعی و غیرقابل پیش‌بینی بود.

** اما بحث پیش‌بینی نیست، بحث این است که آیا تمایلی وجود دارد تا آقای لاریجانی در سال ۱۴۰۰ وارد این عرصه شوند؟

ببینید اگر از من به عنوان یک شهروند و فرد عادی بپرسید که چه کسی برای اداره کشور در این شرایط بهترین گزینه است، می‌گویم آقای دکتر لاریجانی. من بیش از ۱۰ سال است که با ایشان کار کرده‌ام و دیده‌ام که چقدر به مسائل کشور اشراف دارند، دلسوزی می‌کنند، وقت می‌گذارند و در امور کشور متخصص شده‌اند. این یک طرف قضیه است و قطعاً افراد بیشتری هم مانند من هستند که ایشان را گزینه مناسب ریاست جمهوری بعدی می‌دانند و خوشحال می‌شوند که وارد صحنه شوند و احتمالاً برای این ورود ایشان تلاش هم می‌کنند. اما این یک طرف قضیه است. سؤال اصلی این است که آیا آقای لاریجانی برنامه و تمایلی برای این کار دارند، ما تا الآن نشانه یا اشاره‌ای در این زمینه از آقای دکتر لاریجانی ندیده‌ایم.

** آن حزبی که گفته شده بود قرار است توسط اطرافیان آقای لاریجانی راه‌ اندازی شود کارش به کجا رسید؟

بنده که در خدمت شما هستم تا الآن حتی یک جلسه هم برای تشکیل حزب نداشته‌ام. آقای دکتر لاریجانی هم یکی دو بار بنده را پرهیز دادند که خیلی در هر جلسه‌ای شرکت نکنم. به دلیل اینکه ما اینقدر چسبندگی به آقای دکتر لاریجانی داریم و نزدیک ایشان هستیم که گاهی وقت ‌ها شاید تلقی شود که اظهارنظرها، موضع‌گیری‌ها و رفتارهای ما به نمایندگی از ایشان است.

**خودتان تمایلی برای ایجاد این حزب نداشتید؟

آقای نعمتی با دوستان گفت ‌وگوهایی بین خودشان داشتند و باز مراجعاتی که به ما می‌کنند این است که بخشی از افراد منتسب به جریان ما خیلی اصرار بر این دارند که تشکیلاتی برای ادامه کار ایجاد شود. ما هم با ایجاد تشکیلات مخالف نیستیم و اصلاً یکی از مشکلات کار سیاسی در ایران این است که خیلی تشکیلاتی و منسجم نیست. اما سریع و بدون مقدمه هم نمی‌شود حزب تشکیل داد و نیاز به تأمل و رصد دقیق شرایط دارد. بنده و آقای لاریجانی مطلقاً تا اینجا دخالتی در این موضوع نداشتیم، نه در نفی موضوع و نه در اثبات آن.

** آغاز کار دولت دوازدهم در ماه‌های ابتدایی همراه شد با برخی ناآرامی‌ها در شهرهایی از کشور. چقدر این اتفاقات را در کارآمدی دولت دوازدهم و عملکرد آن در آینده مؤثر می‌دانید؟

در بحث ناآرامی‌ها باید ریشه‌یابی دقیق داشته باشیم. ریشه اصلی خب مسائل اقتصادی بود. اما متأسفانه رقابت‌های جناحی هم به آن دامن زد؛ به این معنی که بخش‌هایی که به نوعی به عملکرد دولت نقد دارند، بدشان نمی‌آمد که یک سری ناآرامی‌ها و اعتراضاتی البته به شکل محدود و قابل کنترل در مقابل دولت رخ دهد. از آن طرف اتفاقاتی که افتاد این بود که اوضاع به یک باره از کنترل خارج شد و مثلاً شاهد بودیم بخشی از رأی دهندگان به آقای روحانی جریانی به نام پشیمانیم به راه انداختند. البته اینها نه بخش عمده‌ای بودند و نه اینکه کاملاً خودجوش. به یک‌باره در آن بازه زمانی یک احساس عمده‌ای از ناامیدی به جامعه تزریق شد که البته ریشه و سابقه‌ای هم در وضعیت سال‌های گذشته کشور داشت و آن ناآرامی ‌ها را رقم زد.

شما ببینید مردم رئیس جمهوری را با هزار آمال و آرزو و امید با یک رأی بالا انتخاب کرده بودند، بعد وقتی کسی بیاید و کاری کند که به هر جهت این امید تبدیل به ناامیدی شود، به چنین نتایجی ختم خواهد شد. اینکه رهبر معظم‌ انقلاب به‌طور مکرر در سخنرانی‌های خودشان تأکید می‌کنند که به آینده خوش‌بین هستند، قدری متوجه این موضوع است که اساساً امید می‌تواند زندگی را شکل بدهد و به آن استمرار ببخشد. وقتی می‌آیید و افراد را ناامید می‌کنید، این کار حرکت به سمت خشونت را به دنبال خواهد داشت. من نمی‌خواهم خشونت‌های صورت گرفته را توجیه کنم اما این را هم باید قبول کنیم که قسمتی از این اتفاقاتی که شاهد بودیم به خودمان برمی‌گردد. نباید مرتب بر طبل ناامیدی نواخت، بلکه باید با کمک کردن به مسئولان و همکاری با دولت و ایجاد آرامش، به جامعه امید تزریق کرد.

**چه کسانی این کار را کردند؟ سنگ‌هایی که جلوی پای رئیس جمهوری افتاده یا ناامیدی که تزریق شد کار چه کسانی بود؟

چرخه اصلی خب از بحث مؤسسات مالی غیرمجاز شروع شد که بعدش گسترش یافت. مقاومتی هم بود برای اینکه برخورد لازم با مؤسسات غیرمجاز صورت بگیرد؟ چون گفته می‌شود این مؤسسات پشت گرمی‌هایی هم داشته‌اند و داخل سیستم حمایت می‌شدند. بله خب مقاومت‌هایی هم می‌شد اما الزاماً در جهت منافع مؤسسات نبود. همین بازپرداخت پول‌ها را اگر از آن طرف قضیه ببینیم متوجه می‌شویم شیوه غلطی است که ما بیاییم از سهم بودجه عمومی کل مردم به بخشی از مردم جریمه‌ای را بدهیم که اصلاً ربطی به دولت و بودجه عمومی ندارد. از آن طرف اگر این کار را نکنیم باید چه کنیم. به درازا کشیده شدن ماجرا بخشی هم ناشی از پیش آمدن این بحث‌ها بود و هر تصمیمی می‌خواستیم بگیریم به میزانی اشتباه بود. ولی اشتباه اصلی در گذاشتن نا‌صحیح سنگ‌بنای این مجموعه‌ها رخ داد. بعد این قضیه تبدیل شد به مسائلی که شاهد بودیم که آن هم یک شبه نبود. ما می‌دیدیم که این افراد چقدر تجمع و اعتراض می‌کنند، بعد به پایین کشیدن تابلوی این مؤسسات دست زدند و نهایتاً هم آن آشوب‌ها اتفاق افتاد.

** آیا شما قبول دارید که همچنان ریشه این اعتراضات وجود دارد و خشکانده نشده است؟

به هر حال باید قبول کنیم که دچار مشکلات حاد اقتصادی هستیم که همین‌ مسائل ریشه این آشوب‌ها بود. حل این مسائل هم نیازمند یک انسجام درونی در میان کل اجزای نظام است، نمی‌شود گفت اتفاقی در دی ماه افتاد و تمام شد. ما هم مشکلات داخلی داریم و هم خارجی؛ امریکایی‌ها و برخی کشورها که می‌گویند ما سالی فلان مبلغ را برای فشار به حکومت ایران کنار می‌گذاریم خب باید جایی این پول‌ها را خرج کنند.

**این هماهنگی درون نظام را بیشتر توضیح می‌دهید؟ چه انسجامی باید در داخل نظام ایجاد شود؟

نخست آنکه باید به نتیجه واحد برسیم که ریشه این مشکلات خشکانده نشده و ماجرا را تمام شده فرض نکنیم. ما خیلی وقت‌ها درگیر رفتارهای جنبی می‌شویم حال آنکه باید در درون نظام بین قوای مختلف یک سری کمیته‌های هماهنگی در حوزه‌های مختلف به وجود بیاید. مثلاً بر سر اقتصاد به یک راهکار واحد برسیم وگرنه اگر مثلاً بیاییم مجلس را بر سر طرح‌ها و لوایح بی‌فایده مشغول کنیم، دولت را مشغول کارهای روزمره کنیم و این دست چیزها، اثری در زندگی و رضایت مردم نخواهد گذاشت. باید از نگاه‌های کوتاه مدت که فقط دوره مسئولیت خود را می‌بینند و کاری به بعد از آن ندارند، عبور کنیم.

ما باید به این نتیجه برسیم که نتیجه کارها و تصمیمات ما در درازمدت خود را نشان می‌دهند. مثلاً در میان صندوق‌های بازنشستگی بهترین وضعیت را صندوق تأمین اجتماعی دارد، اما همین صندوق که بهترین وضعیت را هم دارد اوضاعش تا یک بازه زمانی بحرانی خواهد شد که آن بازه هم مشخص شده است. یعنی می‌دانیم که بعد از آن اگر فکری نشود این مجموعه عظیم هم دچار بحران می‌شود. خب باید برای اینها فکر کرد، نمی‌شود گفت دوره مسئولیت ما وقتی به پایان می‌رسد که مشکلات شروع نشده‌اند. مثلاً بر سر موضوع اوراق قرضه که یکی از دلایل رد کلیات بودجه ۹۷ هم بود، سؤال این است که چه کسی قرار است بعداً این پول‌ها را پس بدهد؟ خب اینگونه ما داریم مرتب سطح ورشکستگی دولت را بالا می‌بریم. ما الآن یک یارانه داریم که دولت در پرداخت آن مانده است و در این شرایط کمیسیون تلفیق ما می‌آید رقم اوراق قرضه را افزایش می‌دهد، با سود سالانه‌ای که هر سال این سود افزایش می‌یابد. خب مرتب داریم این استقراض را متوجه دولت می‌کنیم. نتیجه‌اش این می‌شود که اگر ما سالی بیاییم ۲۰ تا ۳۰ هزار میلیارد تومان از اوراق مشارکت بگیریم در یک دوره ۴ ساله حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت می‌شود که باید سود آن هم حساب شود. بعد این را بگذاریم کنار بقیه بدهی‌های دولت به جاهای دیگر و در نهایت می‌بینیم هیچ چیز سرجای خودش نیست.

** با این حساب پیش‌ بینی می‌کنید که دولت در این سه سال و اندی که از عمرش مانده در مقایسه با دولت یازدهم باید با مسائل پیچیده‌تری دست به گریبان باشد؟

حتماً اینطور است. ما باید خودمان را برای مجموعه‌ای از مشکلات آماده کنیم. من یک نمونه می‌گویم؛ مثلاً آقای ترامپ می‌گوید و بقیه تأکید می‌کنند که دیگر امریکا برجام را تمدید نخواهد کرد. خب زمان این تصمیم اردیبهشت‌ ماه است. من نمی‌خواهم بگویم با تمدید برجام تا اینجا در کشور معجزه شده اما بالاخره گشایش‌هایی ایجاد شده است. این را در بحث‌های بانکی، بیمه‌ای، کشتیرانی، حمل‌ونقل، خرید خارجی و نمونه اینها می‌شود دید. اگر امریکا برجام را تمدید نکند، مسائل جدیدی حادث می‌شود که از هم‌اکنون مسئولان باید تمهیدات لازم را فراهم کنند. ما در زمان تحریم‌ها هم سه بخش تحریم داشتیم؛ تحریم‌های شورای امنیت، تحریم‌های اتحادیه اروپا و تحریم‌های امریکا. دو تحریم اول خیلی کارساز نبود و چیزی که اذیت می‌کرد تحریم‌های امریکا بود. من برای ناامیدی این را نمی‌گویم اما می‌خواهم بگویم مسیر ما در این سال‌های پیش‌رو چندان هم ساده و هموار نیست بلکه پستی و بلندی‌های جدیدی هم دارد که باید آن را بپذیریم و برایش برنامه داشته باشیم. این تنها یک نمونه از مسائلی است که ابتدای سال آینده اتفاق خواهد افتاد.

**در مجموعه نظام آیا آمادگی ‌های لازم برای مواجهه با چنین وضعیتی تدارک دیده شده است؟

کم و بیش، به هر حال گزینه‌ هایی هم هستند که ما داریم اما با جدیتی که نیاز هست هنوز پیگیری نشده که باید این اتفاق بیفتد.


«رجل سیاسی» برای سال ۱۴۰۰ اجرا می‌شود؟



صالح نیک‌بخت . حقوقدان در روزنامه شرق نوشت: مطابق اصل ١١٥ قانون اساسی، رئیس‌جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند، انتخاب شود: «ایرانی‌الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه، امانت و تقوی، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور».

پیش از اینکه به بخش‌های اول و دوم این اصل و اظهارنظر دکتر کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان درباره شرایط کاندیداهای رئیس‌جمهوری بپردازم، لازم است خاطرنشان کنم شرایطی که به‌عنوان شرایط وزن‌دهنده در فراز دوم اصل آمده، شرایطی است که جز درباره شرط معتقدبودن به مذهب رسمی در مجلس نهایی قانون اساسی درباره آن بحثی نشد. شاید مصادیق آن به عرف یا «تعین» این افراد در جامعه واگذار شده باشد. مخالفان و موافقان قید این شرط، آقایان دکتر عضدی و میرمراد زهی و موافقان آن، شادروان آیت‌الله منتظری و آقای فاتحی بودند.

بحث آنان هم حول این محور بود که ممکن است قید این امر در اصل ١١٥ موجب شود جمعیتی پنج‌‌میلیونی از مردم کشور در آن زمان که شیعه نبودند، به انتخابات ریاست‌جمهوری اقبال نکنند. درنهایت پس از بحث و بررسی راجع به این اصل در مشروح مذاکرات مجلس، بررسی نهایی قانون اساسی ابتدا به این صورت تصویب شد: «رئیس‌جمهور باید ایرانی‌الاصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی کشور و مروج آن، مؤمن به مبانی جمهوری اسلامی ایران، مرد و دارای حسن سابقه، امانت و تقوی باشد». با این حال رأی‌گیری اول درباره این اصل، از سوي دکتر بهشتی نایب‌رئیس مجلس مخدوش اعلام و مجددا در جلسه بعدی بررسی شد. به دلیل اعتراضات خانم منیره گرجی و دکتر عضدی کلمه «مرد» و انحصار آن در جنس ذکور به‌عنوان «رجال» تغییر یافت. اینکه چرا در فراز اول این اصل، قانون‌گذار از ترکیب «رجال مذهبی» به جای مرد استفاده کرده است، باید به گفته حقوق‌دانان قائل به تفصیل شویم و تا حدی که ممکن است، ریشه کار را پیدا کنیم.

برای تفسیر قانون یا احکام دینی همیشه به شأن نزول و شرایط تصویب قانون مراجعه می‌شود. در این راستا مراجعه به مشروح مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی در سال ١٣٥٨ راهگشاست. در پیش‌نویس اصل بررسی‌شده که بر مبنای آن قانون اساسی تصویب شد، به صراحت قید شده بود که رئیس‌جمهور باید (از نظر جنسیت) «مرد» باشد؛ این امر مورد اعتراض خانم منیره گرجی، یگانه‌زن عضو خبرگان بررسی‌کننده قانون اساسی و مرحوم دکتر عضدی قرار گرفت.

جمعی دیگر از نمایندگان مجلس نیز در ایراد به این تبعیض با این دو هم‌نظر شدند. به‌این‌ترتیب، شرط مردبودن در جلسه بعدی هم به تصویب نرسید. سرانجام برای رفع این ایراد، اعضای مجلس خبرگان راهی را پیش‌بینی کردند که هم مردان را دربر گیرد و هم زنان را و با حذف کلمه «مرد» شبهه اطلاق جنسیت مردبودن رئیس‌جمهور را از بین بردند. زیرا در ادبیات دینی مسلمانان هرجا کلمه «رجال» به‌طور عام به کار گرفته شود، مراد زنان و مردان است.

…شاید به همین جهت است که شورای نگهبان هنوز از ورود به قید «جنسیت» رئیس‌جمهور امتناع می‌کند. درحالی‌که کل قانون اساسی کشور، ازجمله فراز اول اصل ١١٥، با ادبیات اسلامی_سیاسی تدوین شده و درآیات، احادیث و روایات، غالبا در جایی که مقصود به‌طور خاص «مردان» نباشد، از کلمه رجال که هر دو جنس را دربر می‌گیرد، استفاده کرده‌اند. چنانکه در آیه ٢٣ سوره احزاب آمده است: «… مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ َمِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ…» گفته می‌شود این آیه در یکی از غزوات پیامبر (ص) و در تجلیل از شهدا و شرکت‌کنندگان در آن جنگ نازل شده است. جنگی که زنان هم در آن حضور داشته‌ و یکی از زنان جان‌فشانی کرده و سپر پیامبر از گزند شده بود و نمی‌توان گفت خداوند فقط از مردان غازی تجلیل کرده است.

در مصاحبه دو روز قبل سخنگوی شورای نگهبان علاوه بر ابهام در مصادیق رجال سیاسی از نظر جنسیت، ابهامات جدیدی در تفسیر اصل و مصادیق آن به وجود آمد. به گفته وی: «در اجرای جزء ٥ بند ١٠ سیاست‌های کلی انتخابات، ابلاغی از سوی مقام رهبری که تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزد‌های ریاست‌جمهوری را برعهده شورای نگهبان قرار داده است؛ تعاریف، معیارها و شرایط رجل سیاسی برای نامزدهای ریاست‌جمهوری مشخص شده و تعریف رجل سیاسی در قالب دو ماده و ١١ بند و چند تبصره عنوان شده است. وی در تعریف رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزد‌های ریاست‌جمهوری می‌گوید: رجال مذهبی، رجالی هستند که آگاهی لازم به دین اسلام و مذهب تشیع داشته و به تدین و تقیدشان و انجام شعائر و مناسک دینی در زندگی دینی و اجتماعی از برجستگی ویژه‌ای برخوردار باشند، به‌گونه‌ای که در میان مردم به این خصوصیات شناخته و مشهور باشند».

وی افزود: رجال سیاسی، رجالی هستند که قدرت تحلیل و درک آنها از مسائل و پدیده‌های سیاسی به جهت آگاهی عمیقشان در مسائل سیاسی، اجتماعی اعم از داخلی و بین‌المللی و حضورشان در صحنه‌های سیاسی به نحوی باشند که همواره مصالح نظام اسلامی و معیارهای اصیل انقلابی در عملکرد آنها لحاظ شده باشد به‌گونه‌ای که در میان مردم به این خصوصیت شناخته و مشهور باشند» وی درباره معیار مدیربودن رجل سیاسی معتقد است: مدیر، شخصی است برخوردار از شایستگی‌های ذاتی و اکتسابی لازم از نظر دانش، مهارت، شخصیت و نگرش‌های فردی و تجربه که توانایی شناخت و استفاده بهینه از منابع انسانی و مادی در کشور را با رعایت حداکثر بهره‌وری و در راستای مأموریت، رسالت و اهداف کلان نظام و ارزش‌های حاکم بر جامعه دارا و سوابق او حاکی از موفقیت وی در صحنه‌های مدیریت کلان است.

موارد فوق و دیگر خصوصیاتی که به‌عنوان نظر شورای نگهبان در دو ماده و ١١ بند در مورد شرایط ریاست‌جمهوری و در تفسیر اصل ١١٥ آمده است نه‌تنها رافع ابهامات موجود نیست بلکه خود بر ابهامات موجود می‌افزاید. با این تعاریف در عرصه انتخابات آینده ریاست‌جمهوری، راه ورود و کاندیداتوری افراد بسته‌تر می‌شود. زیرا با این مشخصات که به‌عنوان نظر شورای نگهبان مطرح شده و انتقاداتی که از رؤسای جمهوری این ٣٢ سال شده است چنین برمی‌آید كه کمترکسی بتواند در داخل دایره ترسیم‌شده آقای کدخدایی قرار گیرد، بلکه کمترکسی هم یافت می‌شود که بتواند حتی مماس بر این دایره شود. وانگهی هدف اصلی قانون اساسی جلب مردم به مشارکت در زندگی اجتماعی است که انسان را بر سرنوشت خویش حاکم کند.

با کوچک‌شدن دایره ورود افراد حق انتخاب مردم نیز محدود شده و امکان حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش نیز محدودتر خواهد شد. از طرف دیگر با توجه به تفسیر شورای نگهبان از اصل ١١٨ قانون اساسی که نظارت این شورا را استصوابی می‌داند؛ آیا مجتهدان عالی‌قدر عضو شورا و حقوق‌دانان فرزانه توان شناسایی و احراز تمام موارد گفته‌شده در کاندیداها را دارند؟ چون احراز همه موارد گفته‌شده محال است، آیا چنین شرایطی راه برخوردهای سلبی با کاندیداهای متعدد را نخواهد گشود؟ پاسخ آن در ماه‌های اول سال ١٤٠٠ روشن می‌شود.


لاریجانی در ۱۴۰۰ می‎تواند نامزد اصلاح‎ طلبان باشد؟



رویداد ۲۴ نوشت: محمدصادق جوادی حصار گفت: درصورتی‌که اصلاح‌طلبان هیچ گزینه‌ای نداشته باشند و مجبورشوند بین گزینه‌های موجود یکی را انتخاب کنند، آقای لاریجانی می‌تواند یکی از این گزینه‌ها در نظر گرفته شود، اما یک تجربه خیلی روشن از انتخابات گذشته نشان می‌دهد درصورتی‌که بنا باشد اصلاح‌طلبان از آقای لاریجانی به‌مانند روحانی حمایت به عمل‌آورند باید با یک گفتمان دادوستدی یعنی نوعی از ائتلاف روشن و شفاف دست به این کار بزنند که در صورت توقعی از او به سهم خواهی متهم نشوند.

تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ زمان زیادی باقی‌مانده، اما جریانات سیاسی از هم‌اکنون به آن می‌اندیشند؛ بنابراین گمانه‌زنی درباره کاندیداهای احتمالی چندان سخت نیست.

در صورت روی ندادن هیچ پیشامد ناگهانی می‌توان به نام اسحاق جهانگیری و محمدرضا عارف از سوی اصلاح‌طلبان و علی لاریجانی و ابراهیم رئیسی به‌عنوان کاندیدا اصولگرایان اشاره کرد، البته همان اندازه که به نظر نمی‌رسد اصلاح‌طلبان کاندیداتوری محمدرضا عارف را چندان جدی بگیرند این احتمال درباره ابراهیم رئیسی از سوی اصولگرایان هم وجود دارد و در صورت وجود کاندیدایی مانند علی لاریجانی گرچه او در انتخابات ۹۶ به جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا) پاسخ مثبت نداد، اما احتمال حمایت از سوی هم طیفی‌هایش از او بسیار زیاد است.

چهره‌های سیاسی در بین اصولگرایان دلیل این رفتار را چنین ارزیابی می‌کنند که مردم اعتدال را به تندروی ترجیح می‌دهند و ازآنجاکه علی لاریجانی به‌مانند سال‌های گذشته نمی‌اندیشد و منعطف‌تر رفتار می‌کند، بیش از دیگر کاندیداها موردقبول است. البته برخی از اصلاح‌طلبان نیز در خصوص علی لاریجانی دارای این نگاه هستند، بنابراین سؤالی که پیش می‌آید این است که در چه صورتی پس از اعلام کاندیداتوری علی لاریجانی اصلاح‌طلبان از او حمایت به عمل خواهند آورد؟

محمدصادق جوادی حصار از اعضای حزب اعتماد ملی در گفت‎وگو با رویداد۲۴ در رابطه با احتمال اعلام حمایت اصلاح‌طلبان از گزینه اعتدال‌گرایان یا اصولگرایان گفت: هر تصمیمی باید در آستانه انتخابات و با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی اتخاذ شود، اما با توجه به امکانات اصلاح‌طلبان نباید به‌گونه‌ای رفتار کنند که درنتیجه آن هویت خود را از دست دهند با حفظ آن می‌توانند از هر گزینه‌ای بنا به شرایط و مقتضیات دفاع یا حمایت به عمل‌آورند و مانند سال‌های ۹۲ و ۹۶ پیش روند.

وی در ادامه ابراز کرد: مهم‌ترین عامل برای حضور از موضع اصلاح‌طلبی در ابتدا این است که به تعیین مجدد حضور و ظهور اصلاح‌طلبانه، تعریف روزآمد و کارآمدی از گفتمان اصلاح‌طلبی و مؤلفه‌هایی که این گفتمان را تعریف کردند، بپردازند و در مرحله انتخابات هر شرایطی که پیش آمد، بر اساس آن تصمیم گیرند.

این عضو حزب اعتماد ملی در این رابطه اظهار داشت: درصورتی‌که شرایط به‌گونه‌ای بود که اصلاح‌طلبان توانایی رقابت با کاندیدای خود را داشتند، عاقلانه آن است که چنین رفتار کنند و اگر به شکل دیگری رقم خورد به اقتضای آن باید تصمیم مناسبی در نظرگیرند؛ بنابراین مسئله خاصی تغییر نخواهد کرد به‌جز اینکه گفتمان تعریف خاص خود را داشته باشند و حدود و ثغور با دیگر گفتمان‌ها نزدیک به اصلاح‌طلبی یا منتقد آن تعریف شود که در این حالت طرفداران این جریان تکلیف خود را مشخص خواهند کرد و نوع حمایتشان را از اتاق فکر این طیف سیاسی نشان می‌دهند.

جوادی حصار درباره احتمال حمایت علی لاریجانی از سوی اصلاح‌طلبان تأکید کرد: مسئله مورداشاره بسیار به موضع آقای علی لاریجانی بستگی دارد. هیچ‌کس با شخص او نه عقد اخوت و نه دشمنی دارد مواضع کاندیداها در آستانه انتخابات است که اعلام حمایت یا عدم آن را از سوی اصلاح‌طلبان و صاحبان رأی می‌گیرد و در حقیقت شیوه مواجه آن‌ها بسیار تعیین‌کننده است.

وی دراین‌ارتباط افزود: درصورتی‌که اصلاح‌طلبان هیچ گزینه‌ای نداشته باشند و مجبورشوند بین گزینه‌های موجود یکی را انتخاب کنند، آقای لاریجانی می‌تواند یکی از این گزینه‌ها در نظر گرفته شود، اما یک تجربه خیلی روشن از انتخابات گذشته نشان می‌دهد درصورتی‌که بنا باشد اصلاح‌طلبان از آقای لاریجانی به‌مانند روحانی حمایت به عمل‌آورند باید با یک گفتمان دادوستدی یعنی نوعی از ائتلاف روشن و شفاف دست به این کار بزنند که در صورت توقعی از او به سهم خواهی متهم نشوند و اگر رأی اصلاح‌طلبان به‌قدری ارزشمند است که به آن نیاز داشته باشند برای جلب اش این کار باید قبل از تعریف ظرفیت و جایگاه‌ها صورت گیرد و این مسائل مشخص شود.

این عضو حزب اعتماد ملی در ادامه تصریح کرد: بدون گفت‌وگو و شفافیت از هر کاندیدایی حمایت به عمل آید، مصداق این مثل خواهد بود که «هر کس درختی شد از باغ دیگری باید منتظر صدای تبری باشد که آن را قطع می‌کند» بنابراین تجربه‌های گذشته باید چراغ راه آینده شیوه تعامل با کاندیداها باشد و غیرازاین مدنظر قرار گیرد، بسیار به‌دوراز منطق خواهد بود.

جوادی حصار درباره احتمال عدم حضور کاندیدای اصلاح‌طلبان به دلیل رد صلاحیت‌ها یادآور شد: درصدد پیشگویی نیستم بر اساس تجربه نظر می‌دهم. امیدوار هستم که شورای نگهبان شیوه خود را تغییر دهد و یک کاندیدا تمام‌عیار اصلاح‌طلب وارد صحنه انتخابات شود ولی با توجه به تجربه گذشته این دغدغه وجود دارد که رفتار پیشین به تکرار درآید، درصورتی‌که این مسئله روی داد قطعاً باید آن‌قدر سنجیده عمل کنند که با صندوق رأی قهر صورت نگیرد.

وی در ادامه اضافه کرد: قهر یا غش کردن افراطی به سمت یکی از جریان‌ها ممکن است منجر به رفتارهای رادیکالی شود که در شان و عیار رفتار اصلاح‌طلبانه نیست، بنابراین باید تمام گزینه‌ها را بر روی میز داشته باشیم.


نامزد احتمالی اصلاح طلبان و اصولگرایان در ۱۴۰۰



خبرگزاری ایسنا: یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه تمایل برای کسب سمت یک بیماری مزمن است که همه جریان‌های سیاسی را فرا گرفته است، گفت: اصلاح‌طلبان باسابقه بهتر است عرصه مدیریت را به جوانان واگذار کرده و خودشان در حوزه جامعه مدنی فعال‌تر شوند.

عبدالله ناصری در پاسخ به این پرسش که چرا در بین اصلاح‌طلبان گرایشی برای کسب پست و مقام ایجاد شده است، اظهار کرد: این مساله یکی از آفت‌های جدی کشور است که در بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان وجود دارد و بین این دو جریان در این زمینه فرقی وجود ندارد و باید به صورت کلی به عنوان یکی از آفت‌های کشور پیگیری شود. با وجود سابقه کاری آذری جهرمی، من هر وقت او را در تلویزیون می‌بینم احساس لذت می کنم زیرا او متولد جمهوری اسلامی بوده و مسئولیت گرفته است هر چند ممکن است مواضع او با من متفاوت باشد. این اتفاق باید به صورت جدی در سایر عرصه‌های مدیریتی کشور هم رخ دهد.

ناصری با اشاره به اینکه شخص آقای خاتمی هم به این نکته بسیار توجه دارد که باید به جوانان اعتماد کرد، گفت:‌ ولی واقعیت این است که این یک بیماری مزمن است که همه جریان های سیاسی را فرا گرفته و بعد از ۴۰ سال هنوز برخی نیروها علاقه‌مند به جایگاه و منصب هستند در حالیکه باید عرصه مدیریتی را برای نسل جوان خالی کرد زیرا من معتقدم جوانان بهتر دنیا را می‌فهمند، با علوم روز آشنایی بیشتری داشته و درک بهتری از فرآیند مدرنیزاسیون دارند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: برای سال ۱۴۰۰ نامزد اصلاح‌طلبان احتمالا جهانگیری و نامزد اصولگرایان احتمالا لاریجانی خواهد بود این در حالی است که من معتقدم جوانگرایی و دادن عرصه به نیروهای جدید را باید از همین انتخابات ریاست‌جمهوری در پیش گرفت زیرا ادامه روند حضور مدیران ۴۰ ساله در عرصه‌های مدیریتی را یکی از پاشنه‌های آشیل کشور می‌دانم و بر این باورم اگر نگاه نوگرایانه‌ای به حوزه مدیریت داشته باشیم حتی قدرت دفاعی و امنیتی بسیار بالایی برای کشور ایجاد می‌شود.

این عضو بنیاد باران در پاسخ به این پرسش که چرا برخی چهره‌های اصلاح‌طلبان همچنان به کسب سمت‌های مدیریتی اصرار دارند، تصریح کرد: شاید شرایط خطیر کشور برخی را به این نتیجه رسانده است که باید همچنان نیروهای باتجربه عهده‌دار مسئولیت‌ها باشند اما من معتقدم به خاطر ماهیت ایدئولوژیکی ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی و نگاه جامعه جهانی مخصوصا قدرت‌های بزرگ نسبت به ایران، این شرایط حالا حالاها برقرار است بنابراین اگر خواسته باشیم اینگونه فکر کنیم همیشه باید افراد پیر، سالخورده و خسته سر کار باشند. در حالیکه باید از این افراد در اتاق‌های فکر بهره برد و نیروهای مدیریت میدانی را به نسل جوان سپرد مثل کاری که عربستان شروع کرده و با ساختار سالخورده خود مبارزه کرده است. علیرغم مواضع عربستان نسبت به ایران، نوع نگاه آنها به تغییر ساختار مدیریت را من تحسین می‌کنم. این اتفاق باید در جمهوری اسلامی ایران هم بیفتد.

ناصری در پاسخ به این سوال که آیا اصرار اصلاح‌طلبان بر گرفتن پست و سمت باعث جدا شدن آنها از مطالبات جامعه می‌شود، خاطرنشان کرد: ساختار سیاسی جمهوری اسلامی پیچیده، بزرگ و در هم تنیده است و اینگونه نیست که اگر یک مدیر اصلاح‌طلب در راس یک وزارتخانه قرار بگیرد، می‌تواند مسئولیت خود را خوب اجرا کند. یک نمونه در این زمینه درباره وزیر امور خارجه است. ظریف به عنوان یک قهرمان ملی مطرح است مخصوصا با اقدامی که در زمینه برجام انجام داد اما همین ظریف به خاطر مشکلات برون وزارتخانه‌ای که ارتباطی هم با شخصیتش ندارند برایش مشکلاتی در عرصه منطقه و جهان پیش آمده که هیچ کاری هم نمی‌تواند انجام دهد و حتی ممکن است برجام که یک افتخار تاریخی و ملی است نیز تحت تاثیر قرار بگیرد.

این عضو بنیاد باران بیان کرد: یک نمونه دیگر شهردار تهران است. نجفی شهرداری بسیار برارزنده، قابل و مورد اجماع اصلاح‌طلبان و برخی از اصولگرایان است اما واقعیت این است که کانون‌های قدرت آنچنان که با احمدی‌نژاد و قالیباف در مدیریت شهری تفاهم داشتند، چنین امکانی را برای نجفی فراهم نکردند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در پایان با بیان اینکه اصلاح‌طلبان باید این واقعیات را بدانند و پیچیدگی مدیریت را مدنظر قرار دهند، گفت: باید اصلاح‌طلبان زمینه را برای حضور نسل جوان فراهم کرده و خودشان در حوزه جامعه مدنی فعال‌تر شوند. اگر این اتفاق بیفتد هزینه کمتری متوجه شخصیت‌های کاریزماتیک و برجسته اصلاح‌طلبان می‌شود.


دسترسی ۸۰ درصد خانوارها به اینترنت سریع تا ۱۴۰۰



خبرگزاری مهر: رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیوئی گفت: اینترنت با سرعت ۲۰ مگابیت برای ۸۰ درصد خانوارها تا پایان برنامه ششم فراهم می شود.

به گزارش سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیوئی، حسین فلاح جوشقانی با اشاره به تکلیف برنامه ششم در ۲.۵ برابر شدن بازار ICT تا پایان برنامه تاکید کرد: برای رسیدن به این هدف سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیوئی باید بسترهای لازم به ویژه در حوزه سرویسهای ثابت را فراهم کند.

وی ادامه داد: در این زمینه از یک سو نمی‌توان صرفا بر حوزه سرویسهای سیار اتکا کرد، از سوی دیگر در حوزه دسترسی و زیرساخت‌های ثابت پتانسیلی در بخش وجود دارد که باید از آن استفاده شود و دسترسی ۸۰ درصد خانوارها به اینترنت باسرعت ۲۰ مگابیت بر ثانیه در پایان برنامه ششم با تکیه بر این ظرفیت قابل تحقق است.

فلاح جوشقانی با اشاره به اینکه اقتصاد دیجیتالی یکی از موضوعات مهم حوزه ICT است، گفت: اقتصاد دیجیتال آینده حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات را شکل می‌دهد، فناوریهای جدید و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متفاوتی را رقم می‌زند و یکی از نهادهایی که مطابق با وظیفه ذاتی با این تغییرات مواجه می‌شود، رگولاتوری است.

معاون وزیر ارتباطات افزود: متناسب با این تغییرات، رگولاتوری نیز باید در روشها و خط مشی‌های پیش رو و تقویت بدنه تخصصی مدیریتی و کارشناسی بازنگری لازم را انجام دهد.