Tag Archives: نقش

نقش یک عصب در روند ترمیم مجدد مغز



خبرگزاری ایسنا: محققان دریافتند که تحریک الکتریکی عصب واگ پس از سکته باعث افزایش انعطاف‌پذیری مغز می‌شود و در تشکیل اتصالات جدید عصبی مغز کاملا موثر است.

 به نقل از سایکولوژی تودی، بر اساس مطالعات جدید محققان دانشگاه تگزاس که روی مدل‌های حیوانی انجام شد، برای اولین‌بار مشخص شد که تحریک الکتریکی عصب واگ در بازیابی محدودیت‌های حرکتی پس از سکته مغزی کاملا موثر است.

عصب واگ طولانی‌ترین عصب مغزی و دهمین زوج اعصاب مغزی از ۱۲ جفت عصب مغز است که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیت‌های پاراسمپاتیک و هاضمه نقش دارد. برای تحریک عصب واگ لازم است که یک قطعه الکترونیک با یک عمل سطحی در بالای قفسه سینه نصب شود.

با توجه به اینکه پس از سکته با کاهش شدید خون‌رسانی به قسمت‌های مشخصی از مغز، نورون‌های عصبی از بین می‌روند بنابراین ارتباط رشته‌های عصبی با مشکل مواجه می‌شود و بیمار احساس می‌کند که فلج شده است.

محققان دریافتند که با تحریک الکتریکی عصب واگ از طریق ایمپلنت مستقیم می‌توان اتصالات جدیدی در مغز شکل داد تا به کمک آن جهت مسیر آسیب‌دیده عوض و کانال هدایت پیام عصبی به صورت دائمی باز شود.


نقش میکروب‌های روده در کاهش بیماری‌های قلبی



خبرگزاری فارس: تحقیقات اخیر نشان داده که وجود میکروب‌های روده می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش دهد.

براساس گزارش «ساینس آلرت»، اکثر افراد عواملی از جمله فشار خون بالا، کلسترول و سیگار کشیدن را عوامل خطرناک برای بیماری‌های قلبی می‌دانند.

ریزاندامگان همزیست (میکروبیوم) ضعیف روده می‌توانند عوامل خطر ابتلا به حمله قلبی را از بین ‌ببرند.

یکی از راه‌هایی که خطر ابتلا به حمله قلبی و یا سکته را ارزیابی می‌کند، اندازه‌گیری سختی شریان‌ها است. این اندازه‌گیری با کلسترول بالا و یا سیگار کشیدن مرتبط نیست اما ارتباط نزدیکی با التهاب دارد.

التهاب پاسخ طبیعی بدن به جراحت است اما زمانی که این التهاب بسیار زیادتر از حد معمول باشد می‌تواند بیماری‌هایی از جمله اگزما و آرتریت‌ را ایجاد کند.

طبق مطالعات اخیر، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی در افرادی که دچار التهاب هستند نسبت به بیماران قلبی و تَصَلُّبِ شَرایین یا آترواسکلروزیس بیشتر است.

همچنین این مطالعات نشان داده که التهاب یک عامل کلیدی در گسترش بیماری‌های قلبی و سختی شریان‌ها است.

براساس این گزارش، دادن قرص‌های کاهش‌دهنده التهاب به افرادی که پیش‌تر دچار حمله قلبی شده‌اند تعداد حملات قلبی را در آنها کاهش می‌دهد.

اما چگونه می‌توان التهاب را بدون مصرف دارو کاهش داد؟ جلوگیری از چاقی و سیگار کشیدن شروع خوبی است اما باکتری‌هایی که در روده ما زندگی می‌کنند می‌توانند در این خصوص به ما کمک کنند بنابراین ما باید باکتری‌های روده خود را بهبود بخشیم.

باکتری‌های موجود در روده ما نقش مهمی در جلوگیری از بیماری‌هایی از جمله آرتریت روده، دیابت که توسط التهاب به وجود می‌آیند، ایفا می‌کند.

طبق آزمایشات انجام شده فقدانی از تنوع باکتری‌ها در زنانی که دچار سختی شریان بودند، دیده شد اما زنان سالم از تنوع باکتری بیشتری برخوردار بودند.


نقش انتخاب برند، نام و علائم در موفقیت تجاری


وقتی
درمورد هر شرکت یا کمپانی بزرگ فکر می‌کنیم، مثل دیزنی، استارباکس یا
مایکروسافت، یک تصویر خاص به ذهنمان می‌آید. این تصویر، معمولاً، مستقیماً
به محصولی که توسط این کمپانی‌ها تولید می‌شود در ارتباط است. حروف بزرگ و
بامزه اسم دیزنی نه ‌تنها درمورد اینکه این کمپانی چیست به ما اطلاعات
می‌دهد بلکه یک حس خاص درمورد بامزه بودن ذات آن و کیفیت کودکانه آن ایجاد
می‌کند. هر چیزی که از دیزنی ببینید آن لوگو را به همراه دارد و این
می‌تواند نمونه بسیار خوبی از برندینگ یا علامت‌ گذاری تجاری است.

هر
بیزنسی اگر بخواهد موفق ظاهر شود، باید به‌ یادماندنی باشد و این حقیقت
وقتی کمپانی بخواهد چندین خدمات و محصول ارائه کند اهمیت بیشتری پیدا
می‌کند. برای برجسته‌ تر کردن این موضوع، اجازه بدهید با مثالمان پیش
برویم. هرکسی محصولات دیزنی را هرکجا که ببیند، چه در تلویزیون باشد، چه
فیلم، چه اسباب‌ بازی و چه شکلات خواهد شناخت. درمورد کمپانی شما هم باید
وضع به همین ترتیب باشد. اینجاست که استفاده موثر از چاپ رنگی به یک بیزنس
کمک می‌کند یک نام‌ تجاری موثر خلق کرده و همه محصولاتش را تحت پوشش آن
لوگو بیاورد.

طراحی
لوگوی یک شرکت یکی از مهمترین جزئیات کار است. اگر می‌خواهید برای هر
محصولی که تولید می‌کنید یک برند درست کنید، دقت کنید که حتماً چیزی باشد
که مردم زود به یاد بیاورند و از نگاه کردن به آن لذت ببرند. یک برند باید
انعکاسی از آن بیزنس باشد. باید چشم‌ گیر باشد و این فقط از طریق چاپ با
رنگ‌ های عالی دست‌ یافتنی است. یک لوگوی سیاه‌ سفید در پشت پس ‌زمینه
محصولتان پنهان می‌شود. اگر بخواهیم یک شرکت مهم دیگر را هم نام ببریم،
احتمالاً دلیل دارد که لوگوی ویندوز مایکروسافت چند رنگ است. به همان دلیل
است که همه می‌توانند بلافاصله لوگوی مایکروسافت را تشخیص دهند. مردم
معمولاً رنگ‌های خاص، طرح ‌های جالب و البته آیکون‌ها و تصویر به‌
یادماندنی را به‌خاطر می‌سپارند.

اهمیت
برندسازی فقط مختص کمپانی‌های خیلی بزرگ نیست. برندسازی خصوصی برای بیزنس
های کوچک هم به همان اندازه مهم است. تنها فرق کمپانی‌ های بزرگ با
شرکت‌های کوچک شخصی این است که شما خودتان را برند می‌کنید، نه محصولات یا
خدماتتان را چون اگر به آن نگاه کنید آن محصول یا خدمات خود شما هستید.

در
این مورد هم درست مثل کمپانی‌های بزرگ هدف نهایی این است که به افراد
احساس راحتی و آشنایی را منتقل کنید. همچنین باید کارت ‌ویزیت و کاتالوگ
آماده داشته باشید تا اگر کسی خواست بیشتر درمورد شما و خدماتتان بداند به
او ارائه کنید. که البته همه آنها باید به دقت و زیبایی طراحی شده باشند و
لوگویتان هم حتماً رنگی باشد. هر چاپ رنگی که برای شرکتتان انتخاب می‌کنید
باید حتماً برندتان را در بر داشته باشد.

اعتماد
کردن به یک شرکت بزرگ‌ترین آرزوی یک مشتری است. وقتی کسی محصولی از شما
می‌خرد یا خدماتی می‌گیرد دوست دارد به آنچه از شما گرفته اعتماد کند. و
وقتی آن اعتماد به وجود آمد، دیگر مشتری دائم شما خواهد شد. پس چرا با
داشتن یک لوگوی معمولی به یاد آوردن خودتان را برای آنها دشوار کنید
درحالیکه می‌توانید یک برند مشخص و متمایز با لوگویی با رنگ‌های عالی و تند
داشته باشید. اگر این نکات را در طراحی برند خود رعایت کنید، دفعه بعدی که
مشتریان به خدمات شما نیاز پیدا کردند، دقیقاً یادشان خواهد ماند که شرکت
شما چه بوده و چه چیزهایی ارائه می‌ داده است.

منبع : سایت مردمان


نقش پررنگ اپلیکیشن‌های موسیقی در رشد درآمد



خبرگزاری ایسنا: درآمد اپلیکیشن های پخش آنلاین موسیقی در سال گذشته ۲۰۱۷ نسبت به سال قبل از آن، ۴۳ درصد رشد و افزایش داشته است.

گزارش تحقیقاتی که موسسه MIDIA ارائه داده، به وضوح نشان می‌دهد که درآمد اپلیکیشن‌های استریم موزیک یا پخش آنلاین موسیقی بخش بزرگی از درآمد حوزه موسیقی در جهان را تشکیل داده است. بدین ترتیب که این برنامه‌های حوزه موسیقی در سال گذشته ۲۰۱۷میلادی توانستند در مقایسه با سال قبل ۴۳ رشد و افزایش درآمد داشته باشند.

مجموع درآمد صنعت موسیقی در جهان در سال ۲۰۱۷، ۱۷.۴ میلیارد دلار گزارش شده است که نسبت به سال ۲۰۱۶ با درآمدی معادل ۱.۴ میلیارد دلار، افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است. در این میان، اپلیکیشن‌های استریم یا پخش آنلاین موسیقی نقش به‌سزایی در آن ایفا کرده‌اند.

البته با افزایش سهم سرویس‌های استریم موسیقی در جهان همچون اپل موزیک و اسپاتیفای، روش‌های دیگر گوش دادن به موسیقی همچون دانلود از طریق وب سایت‌های غیرقانونی، یا حتی خرید آلبوم‌های موسیقی از فروشگاه‌ها، با یک کاهش درامد ۷۸۳ میلیون دلاری مواجه شده است.

بدون شک، منطقه آمریکای شمالی که شامل ایالات متحده آمریکا و کانادا می‌شود، از بزرگترین طرفداران و کاربران اپلیکیشن‌های استریم موسیقی به شمار می‌روند. ایالات متحده به تنهایی حدود ۴۰ درصد از درآمد سرویس‌های موسیقی در جهان را به خود اختصاص داده است. درآمد سرویس‌های استریم موسیقی در این کشور از ۲.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ افزایش پیدا کرده است.

برآورد می‌شود تعداد مشترکین سرویس‌های استریم موسیقی در آمریکا تا سال ۲۰۲۵ به بیش از ۹۰.۱ میلیون نفر خواهد رسید که در مقایسه با آمار ۴۹.۱ میلیون نفری کنونی، شاهد یک رشد دو برابری خواهد بود. محبوبیت سرویس‌های موسیقی علاوه بر اینکه توانسته درآمد این صنعت را شکوفا کرده و افزایش دهد، به رعایت حقوق کپی‌رایت و حق نشر آهنگ‌ها نیز کمک بسیاری کرده است.


نقش متفاوت نیما رئیسی در سریال «پدر»


خبرگزاری خبرآنلاین: نیما رئیسی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون درباره حضور در سریال «پدر» که بازگشت او به تلویزیون پس از سه سال به حساب می آید، به خبرآنلاین گفت: «بهرنگ توفیقی رفیق بیست و چند ساله من است و بیشتر از شش، هفت کار مشترک با هم داشته ایم. «پدر» سومین کاری است که به عنوان بازیگر در خدمت بهرنگ هستم.»

نقش متفاوت نیما رئیسی در سریال «پدر»

او افزود: «این موضوع باعث می شود بی چون و چرا از اینکه در کنار بهرنگ باشم و با او کار کنم، لذت ببرم که مسئله مهمی برای من است. چرا که تا به حال هیچوقت نتوانستم در کاری باشم که آنجا به لحاظ روحی حال خوبی نداشته باشم. مایلم با آدم هایی کار کنم که به لحاظ اخلاقی با آنها همدل و همراه هستم و احساس خوبی از بودن در کنارشان دارم.»

همیشه کارگردان و فیلمنامه باب طبعم نیست که حضور مستمر داشته باشم

بازیگر «پروانه» با بیان اینکه طی این غیبت سه ساله مشغول بازی در تئاتر بوده، تاکید کرد: «می دانم که بازیگر حرفه ای باید همواره کار کند، همیشه هم گفته ام که امیدوارم از این به بعد بیشتر کار کنم اما باز شرایط به شکل دلخواه پیش نرفته است. به هر حال بخشی از دلایل این اتفاق دست من نیست یا عواملی مثل خود کارگردان و فیلمنامه که برایم اهمیت زیادی دارند، مطابق میلم نبوده است.»

رئیسی یادآور شد: «پیش از «پدر» در سریال «پروانه» به کارگردانی جلیل سامان احساس خوبی داشتم و آن را تجربه جذابی می دانم. برای همین همیشه منتظر و تشنه این هستم که دوباره آن همکاری تکرار شود. چرا که با هرکسی نمی توانید این فضاهای جذاب را تجربه کنید.»

او ادامه داد: «البته پس از «آمین» من در سه فیلم سینمایی حضور داشتم و از آن جمله با قاسم جعفری، مهرشاد کارخانی و کیارش اسدی زاده همکاری داشته ام. هر سه تجربه خیلی خاص بودند و این فیلم ها هنوز اکران نشده اند. ضمن اینکه در خدمت شهاب حسینی تئاتری کار کردم که سه ماه روی صحنه بود. نمایش دیگری نیز با رضا دادویی داشتم.»

مسعود کاراکتری متفاوت از تمام نقش‌هایم است

این بازیگر با ابراز خرسندی از حضور در «پدر» درباره کاراکتری که در این سریال ایفا می کند، توضیح داد: «تنها چیزی که می توانم بدون لو دادن قصه به آن اشاره کنم این است که مسعود برای من کاراکتر متفاوتی از نقش های دیگری است که تا به حال بازی کرده ام. همین موضوع یکی از عواملی بود که مرا به بازی کردن این نقش تشویق کرد.»

رئیسی با اشاره به فضای تازه و نویی که این کاراکتر برای او دارد، تصریح کرد: «اصولا در سیستم بازیگری ما کسانی موفق تر هستند که یک نوع از نقش را مدام تکرار می کنند. البته این گریز ناپذیر است و آن را ایراد نمی دانم. اما از نظر قلبی، شخصی و آرتیستیک مثل هر بازیگری دوست دارم نقشهای متفاوتی را تجربه کنم. از سوی دیگر شاید روزی من هم به تکرار بیفتم اما اشکالی ندارد.»

او با تاکید بر تفاوت بارز مسعود و تمایز این شخصیت از دیگر نقشهایی که بازی کرده و فضای شخصیتی و روحی خود، ادامه داد: «البته هر وقت بازیگری، نقشی را بازی می کند چاشنی از خودش به آن نقش اضافه می کند؛ همین ویژگی است که نقش را زنده، متفاوت و جان دار می کند.»

بازیگر نقش لیلا یکی از تلنت های بازیگری است

این بازیگر درباره هم بازی هایش در «پدر» اظهار کرد: «قبل از این با سینا مهراد در فیلم «بهار نارنج» ساخته مرجان اشرفی زاده هم بازی بودم. او پسر گل، عزیز و هنرمندی بسیار با اخلاق و استعداد نسل جدید است و برای من تجربه همکاری با نسل جدید جذاب است. ریحانه پارسا هم یکی از تلنت های بازیگری است و مطمئن باشید به زودی نقش های متفاوتی از او را خواهید دید. گرچه او دختر جوان و کم سن و سالی است و من از بازی مسلط و پخته او لذت می برم.»

رئیسی افزود: «مسعود فروتن نیز که از عزیزان من است و ارتباط دوستانه ای را سالها است به واسطه برنامه های تلویزیونی با او دارم. او در این سریال نقش پدرم را بازی می کند و من به دلیل حس شخصی و ارادتی که نسبت به او دارم، بهتر در کنارش قرار گرفته ام. در تله فیلم «تنگنا» ساخته علیرضا بذرافشان هم که با شهاب حسینی بازی می کردم رفاقت ما دو به ایفای بهتر نقش هایمان کمک کرد و ارتباط آن دو کاراکتر متمایز از همیشه و خیلی خاص از آب درآمد.»

متن جذابی که با استقبال خانواده ها روبرو می شود

او با اشاره به متن قوی سریال، از حامد عنقا نویسنده و تهیه کننده «پدر» نام برد و درباره او گفت: «من سال‌ها پیش از این آقای عنقا را می شناسم و به او ارادت دارم. مخاطب کارهایش هم بودم و آنها را دنبال می کردم. او متن جذابی نوشته که به خصوص از سوی خانواده ها با استقبال روبرو خواهد شد.»

این بازیگر تاکید کرد: «به نظر من ما برای هر رسانه و مدیایی که کار می کنیم، باید در چارچوب آن مدیا قرار داشته باشیم. در «پدر» آقای عنقا به شدت با حواس جمع برای فضای تلویزیون متن جذابی نوشته که مطمئنم با اقبال روبرو می شود. اصولا این موضوع خیلی مهم است که شما بدانید برای کجا می نویسید، بازی می کنید و کارگردانی می کنید.»

کم مخاطب بودن تلویزیون بهانه است، کارها ضعیف هستند

رئیسی همچنین با رد این موضوع که تلویزیون کم مخاطب شده، «پدر» را دومین سریال ماه رمضانی خود معرفی کرد و در پایان گفت: «به من در این سالها ثابت شده هروقت در تلویزیون کار خوب انجام شده دیده شده است. بنابراین بهانه کم مخاطب بودن در ضعیف بودن کارها است. بنابراین مطمئن باشید وقتی کار خوبی می سازید مخاطب خودش را دارد. من در سال ۸۶ «میوه ممنوعه» به کارگردانی حسن فتحی را داشتم و در این سالها خیلی راغب نبودم برای مناسبت خاصی کار کنم اما «پدر» به خاطر شرایطی که گفتم، یک تجربه خوشایند است.»


نقش و جایگاه زنان در مدیریت آموزش و پرورش



روزنامه اعتماد نوشت: تابستان سال ٩٤ زماني كه حرف از اين بود كه در تهران تعداد معلمان زن از مردان بيشتر است و اين موضوع سبب نگراني آموزش و پرورش شده بود، در نشست مديران كل آموزش و پرورش در پايتخت، تعداد زنان حاضر، تنها يكي دو رديف از سالن همايش را پر كرده بود.

همان زمان علي‌اصغر فاني، وزير وقت آموزش و پرورش در پاسخ به سوالی در مورد اينكه چرا حساسيتي كه نسبت به تعداد معلمان زن وجود دارد در مورد موضوع مديريت آنها نشان داده نمي‌شود، گفت: «همين حالا در شهر تهران در مقطع متوسطه ٢ هزار و ٣٠٠ همكار فرهنگي زن مازاد بر نياز داريم و بايد در استخدام‌هاي جديد يك جوري تورم را كاهش دهيم و كمبودهاي خود را جبران كنيم.

چون الان در تامين معلم مرد براي مقطع دبيرستان‌هاي پسرانه واقعا مشكل داريم، شهر تهران ٨١ درصد از نيروي‌هاي انساني‌اش زن هستند و به همين دليل است كه بايد به اختصاص سهميه استخدامي توجه داشته باشيم. اما درخصوص مديران حرف شما درست است ما سياست خود را قبلا اعلام كرديم و به جد دنبال آن هستيم كه در تامين مديران آموزش و پرورش در سطوح بالاتر از مدير مدرسه نيروهاي زن‌ بيش از گذشته استفاده كنيم.»

آموزش و پرورش در سال‌هاي گذشته «به جد» در پي افزايش زنان در سطح مديريتي بوده است، دست كم اين موضوعي است كه از سوي وزيران دولت يازدهم و دوازدهم اعلام شده اما نتيجه كار تا اينجا نشاني از جديت قابل ملاحظه‌اي نداشته. بيش از نيمي از بدنه وزارت آموزش و پرورش زن هستند و موضوع مديريت زنان همچنان بلاتكليف مانده است. حالا زناني كه سابقه كار در آموزش و پرورش دارند را در ميان نمايندگان مجلس هم مي‌توان ديد اما از حضور آنها در سمت مديركل آموزش و پرورش استان‌ها خبري نيست. غير از شخص وزير، ٣٩ نفر ديگر عضو شوراي معاونان وزارت آموزش و پرورش هستند و در اين ميان سه زن حضور دارند؛ معاون آموزش ابتدايي، سرپرست مركز ملي پرورش استعدادهاي درخشان و مديركل امور زنان و خانواده. «سيد محمد بطحايي»، وزير آموزش و پرورش در گفت‌وگوي نوروزي خود با روزنامه اعتماد در مورد موضوع به كارگيري زنان در سمت‌هاي مديريتي بالاتر از سطح مدير مدرسه گفت: «نه‌تنها سياست ما بلكه سياست دولت همين است. خود آقاي دكتر روحاني بر اين موضوع تاكيد دارند و به صورت مكتوب به وزرا ابلاغ كرده‌اند كه اولويت را به بانوان بدهيد و از اين پتانسيل عظيم در همه دستگاه‌ها استفاده كنيد. در آموزش و پرورش چون ٦٠ درصد نيروي انساني‌مان بانوان هستند خب دست‌مان براي انتخاب بازتر است و جهت‌گيري‌مان هم واقعا بر همين مبنا است اما متاسفانه وقتي به يك فردي مي‌رسيم و نتيجه مي‌گيريم كه فلان خانم براي فلان پست مناسب است، شرايط اجتماعي به‌شدت فشار مي‌آورد كه در اين استان، در اين سمت و در اين رده مديريتي انتخاب خانم‌ها مثلا به صلاح نيست. البته ما هم داريم مقاومت مي‌كنيم و كار را جلو مي‌بريم. من همان طور كه قبلا به جامعه مخاطبان آموزش و پرورش قول داده بودم تمام تلاشم را دارم انجام مي‌دهم كه سهم بانوان در رده‌هاي مديريتي مياني و ارشد افزايش پيدا كند. اميدوارم سال آينده بتوانم گزارش موفقي را در اين زمينه ارايه كنم.»

در برابر انتخاب زنان مقاومت مي‌شود

مقاومت در برابر به كارگيري زنان در سطوح بالاي آموزش و پرورش موضوعي است كه حالا مديركل امور زنان و خانواده وزارت آموزش و پرورش هم اشاره مي‌كند. به گفته «فرحناز مينايي‌پور» هيچ يك از مديران كل استاني آموزش و پرورش از ميان زنان انتخاب نشده‌اند و در ساير سطوح مديريتي هم تعداد آنها در قياس با مردان كاملا ناچيز است. مينايي‌پور به «اعتماد» مي‌گويد كه قدرت لابي كردن مردان از يك سو و مقاومت در برابر انتخاب زنان به خصوص از سوي برخي نمايندگان مجلس سبب شده تا جاي آنان در پست‌هاي مديريتي خالي بماند.

بگذاريد از آمار زنان شاغل در آموزش و پرورش شروع كنيم. چه تعداد زن در آموزش و پرورش كار مي‌كنند و چند نفرشان به مديريت رسيده‌اند؟

از ميان ٩٢٦ هزار نفر شاغل در آموزش و پرورش، حدود ٤٩٩ هزار خانم در كل آموزش و پرورش مشغول به كار هستند. در كل كشور هم آموزش و پرورش ٧٥٠ منطقه آموزشي دارد و از اين تعداد، مدير ٢٤ منطقه خانم هستند و بقيه آقا.

در رده استاني هيچ زني براي مديركلي انتخاب نشده است؟

نه. ما در آموزش و پرورش ٣٢ استان داريم، (يعني شهر تهران و شهرستان‌هاي تهران را دو استان در نظر گرفته‌ايم) اما در هيچ يك از استان‌ها مديركل زن انتخاب نشده است. تعداد ٢٤٢ نفر هم به عنوان معاون مديركل استان مشغول به كار هستند كه از اين تعداد ١٤ نفر خانم هستند.

با اين همه نيروي زن كه در آموزش و پرورش وجود دارد چرا وقتي به سطوح مديريتي مي‌رسيم تقريبا هيچ اثري از آنها نمي‌ماند؟

١٠٦ هزار مدرسه در كشور داريم كه ٦٠ درصد آنها مديران زن دارند، يعني در مدارس پسرانه هم مدير زن داريم. پايين‌ترين رده مديريتي مدير مدرسه است و يك پله بالاتر از آن مي‌شود مدير منطقه كه از آن ٦٠ درصد مدير زن وقتي به رده مدير منطقه مي‌رسيم عددشان مي‌شود ٢٤ نفر.

چرا اين عدد ناگهان اينقدر ريزش مي‌كند و به رده بالاتر از مدير منطقه نمي‌رسد؟

والا نمي‌دانم، به نظر فرهنگ حاكم بر كشور و آموزش و پرورش است كه باعث مي‌شود تعداد مديران زن بسيار پايين باشد. اين در حالي است كه وزارت آموزش و پرورش با نسبت بالاتر زنان شاغل به مردان، زنانه‌ترين وزارتخانه زيرمجموعه دولت به حساب مي‌رود.

بعد از اينكه رييس‌جمهور مقرر كرد كه ٣٠ درصد از موقعيت‌هاي مديريتي در هر وزارتخانه و مجموعه‌هاي‌شان به زنان برسد آيا در آموزش و پرورش حرفي از تجديد نظر روي تعداد مديران زن نيست؟

بله، اصلا بخشنامه شده و از كليه استان‌ها خواسته شده كه در حوزه مديريتي زنان آمار بدهند.

غير از آمار دادن عملا تغييري به وجود آمده؟

بله، تعداد مديران زن افزايش پيدا كرده، قبلا ٢١ مدير منطقه داشتيم حالا شده ٢٤ تا. ١٠ نفر معاون مديركل استان هم به ١٤ نفر رسيده.

با اين تعداد نيروي زن در بدنه آموزش و پرورش كه در ميان‌شان افراد پرسابقه كم نيستند، تعيين مديركل براي استان نبايد كار سختي باشد.

چرا، كار سختي است. به هر حال در هر استان رسيدن به گزينه‌اي كه به لحاظ بومي، قبيله‌اي و منطقه‌اي رسيدن به نماينده خانمي كه مورد وفاق دولت و آموزش و پرورش و نماينده‌هاي مجلس باشد كار دشواري است و با وجود تلاش زيادي كه وجود دارد تا مديركل زن براي استان‌ها انتخاب شود اين اتفاق هنوز رخ نداده است.

به توافق رسيدن روي گزينه زن و مرد چه فرقي دارد؟

حتما مردها لابي‌هاي سياسي را بهتر بلدند و بهتر مي‌توانند با نمايندگان مجلس و مسوولان وزارتخانه لابي كنند و به مديريت برسند. البته يكي از مهارت‌ها لابي كردن است. يكي ديگر اين است كه مردان معمولا در پست‌هاي مديريتي بيشتري بوده‌اند و فرصت‌ها و تجربه‌هاي مديريتي بيشتري را در سابقه كاري خود دارند. اين فرصت براي زنان كمتر بوده و به لحاظ رزومه نسبت به مردان ضعيف‌تر هستند و براي مديريت در سطح استان انتخاب نمي‌شوند. يك نكته را هم بايد تاكيد كرد و آن هم نقش نمايندگان مجلس در اين انتخاب‌ها است. يعني حتي اگر آموزش و پرورش هم مايل به انتخاب مدير زن باشد معمولا نمايندگان مجلس در برابر پيشنهاد وزارتخانه مقاومت مي‌كنند و بيشتر تمايل دارند آقاياني كه مي‌شناسند در اين موقعيت‌ها مشغول به كار شوند.


نقش فهم و کج فهمی در دیدار ترامپ و «کیم»



خبرگزاری مهر: فارن افرز در مقاله ای به قلم رابرت جرویس نتایج نشست احتمالی کیم و ترامپ را تحلیل و نتیجه گیری می کند ملاقات چهره به چهره رهبران کره شمالی و امریکا می تواند خصومت دو کشور را تشدید کند.

سایت تحلیلی فارن افرز مقاله ای با قلم «رابرت جرویس» و «میرا رپ هوپر» منتشر نموده که نتایج نشست احتمالی کیم جونگ اون و ترامپ در آینده ای نزدیک را مورد بررسی قرار می دهد. رابرت جرویس از بنیانگذاران نظریه رئالیسم تدافعی و استاد معروف دانشگاه کلمبیا آمریکا است. ترجمه مقاله پیش روی شماست.

چگونه یک جنگ ناخواسته آغاز می شود؟

کره شمالی تمام تلاش خود را جهت دستیابی به تسلیحات هسته ای انجام داده است. این کشور توانسته به بمب های شکافنده قوی دست یافته و ممکن است توانایی ساخت انواع بمب های هم جوشی را نیز داشته باشد. کره شمالی احتمالا توانایی کوچک سازی بمب ها را جهت نصب آنها در موشک ها دارد. به زودی این کشور قادر خواهد بود از این توانایی ها علیه قلمرو ایالات متحده امریکا استفاده کند. رهبر کره شمالی «کیم جونگ اون» تکمیل برنامه بازدارندگی هسته ای خود را اعلام نموده و در صورت ملاقات با «دونالد ترامپ» رئیس جمهور امریکا بسیار بعید است از موضع خود عقب نشینی کند. این در حالی است که واشنگتن بر چشم پوشی پیونگ یانگ از دستاوردهای هسته ای خود تاکید می کند. دولت ترامپ قول داده است که پیونگ یانگ هرگز به موشک های هسته ای که قلمرو امریکا را تهدید کند دست نخواهد یافت. نتیجه این فرآیند به ایجاد روابط جدید و خطرناک بین امریکا و کره شمالی منجر می شود: ریسک بالای وقوع یک جنگ هسته ای.

در ماه مارس مقامات امریکایی و کره ای اعلام کردند احتمالا ترامپ و کیم جونگ اون در آینده ای نزدیک با یکدیگر ملاقات خواهند کرد. نتیجه نشست کیم جونگ و ترامپ به باورها و ادراکاتی که هر یک در مورد طرف دیگر دارد و اینکه چگونه یک طرف طرف دیگر را تحت نفوذ قرار می دهد بستگی دارد. مسئله ادراک و سوءادراک تمامی تصمیم گیرندگانی که با دشمنان خارجی مقابله می کنند را پریشان می کند. این موضوع وقتی وارد روابط بین واشنگتن و پیونگ یانگ می شود از حساسیت بیشتری برخوردار بوده و عواقب آنها بسیار جدی خواهد بود.

استراتژی های ایالات متحده امریکا علیه کره شمالی ترکیبی از تهدیدات و وعده ها جهت وادار کردن کره شمالی به انجام خواسته واشنگتن است. اما اینکه آیا امریکا می تواند پیونگ یانگ را متقاعد کند برنامه هسته ای خود را کنار بگذارد یا خیر نه تنها به ابزاری که انتخاب می کند بستگی دارد بلکه به اینکه امریکا توسط کره شمالی چگونه دیده می شود نیز بستگی دارد. سوالهای اساسی که مطرح می شوند عبارتند از: رهبران کره شمالی سیگنالهایی که امریکا ارسال می کند را چگونه تفسیر می کنند و اینکه آیا آنها تهدیدات و وعده های واشنگتن را معتبر می دانند؟ ادراک تصمیم گیرندگان امریکایی از همتایان خود در پیونگ یانگ چیست؟ چگونه آنها متوجه تمایز بین تهدیدات معتبر و تهدیدات فریبکارانه می شوند؟ و آیا کیم جونگ اون فردی عاقل است؟

اگر امریکا می خواهد استراتژی هایش در مقابل کره شمالی شانس موفقیت بیشتری داشته باشد و از وقوع یک فاجعه جهانی جلوگیری نماید باید درک دقیقی از نحوه تفکر دولت پیونگ یانگ، ارزشهای آن و چگونگی بررسی گزینه های آنها داشته باشد. واشنگتن نه تنها باید اهداف کره شمالی را درک نموده بلکه باید چگونگی درک کره شمالی از اهداف امریکا و اینکه آنها چقدر اظهارات مقامات امریکایی را معتبر می دانند درک کند. سوء ادراک می تواند منجر به ایجاد بحران در روابط بین دو کشور شده و بدترین جنگ بعد از جنگ جهانی دوم را رقم زند.

شما همه آنچه را می خواهید نمی توانید به دست آورید

خواسته امریکا از کره شمالی به وضوح بیان شده است. در طی دهه های اخیر واشنگتن تلاش نموده مانع کره شمالی از دستیابی به سلاح های هسته ای شود. علاوه بر این اخیرا اعلام نموده که نباید به کره شمالی اجازه داده شود موشک های بالستیک بین قاره ای خود را توسعه دهد. واشنگتن همواره خواستار اتحاد مجدد دو کره تحت کنترل حکومت دموکراتیک کره جنوبی شده اما فعالانه آن را دنبال نکرده است. در حال حاضر که کره شمالی به به توانایی هسته ای دست یافته و در مسیر تولید موشک های بین قاره ای حرکت می کند رسیدن به اهداف فوق بسیار سخت شده است. بنابراین سوال مهم و فوری این است که امریکا چگونه می تواند با یک کره هسته ای کنار بیاید؟ آیا بازدارندگی با کره شمالی نیازهای امریکا را برآورده می کند؟

باید گفت که آنچه کره شمالی از برنامه هسته ای و موشکی خود می خواهد نیز به روشنی بیان شده است. کره شمالی می خواهد مطمئن شود که می تواند از حمله آمریکا جلوگیری نموده و بقای خود را تضمین کند. علاوه بر این دستیابی به سلاح هسته ای منبع مهم پرستیژ محسوب می شود. دستیابی به تسلیحات هسته ای همچنین باعث می شود تا کره شمالی بتواند تمایلات بلندمدت خود را پیش ببرد از جمله اتحاد دو کره و کنترل آن توسط کره شمالی و تضعیف تضمینات امنیتی امریکا در مقابل ژاپن و کره جنوبی.

سوال مهمی که اکنون پیش می آید این است که آیا رژیم کره شمالی به تسلیحات هسته ای به عنوان مهمترین ابزار و یک موضوع غیر قابل انکار جهت ابقای حکومت خود نگاه می کند؟ اگر این چنین است واشنگتن نمی تواند آن را مجبور به دست کشیدن از تسلیحات هسته ای کند.

در این میان خواسته ها و نیازهای دیگر بازیگران نیز مطرح است. اهداف کره جنوبی عمدتا در راستای اهداف ایالات متحده امریکا بوده اما به این دلیل که هر جنگی به خاک کره جنوبی کشیده خواهد شد سئول بر راه حل های سیاسی بیشتر از راه حل های نظامی تاکید می کند. برخی از اختلافات میان کره جنوبی و امریکا می تواند مدیریت شود اما اگر این اختلافات مدیریت نشوند کره شمالی به تضمینات امنیتی امریکا در مقابل سئول شک خواهد کرد. چین دیگر بازیگر منطقه ای مهم همواره سعی می کند یک همسایه باثبات در آن سوی مرزهای خود داشته باشد اما باید گفت که روابط بین این دو کشور در طی سالهای اخیر رو به وخامت گذاشته است.

اعتبار در چشمان حاکم است

باید گفت که تهدیدات و وعده های واشنگتن به پیونگ یانگ باید معتبر باشند و به آن نشان دهد در صورت ادامه اقدامات با چه عواقبی مواجه خواهد شد. در مباحث سیاست بین الملل همواره ذکر شده که اعتبار در چشمان حاکم است به این معنا که یک وعده یا تهدید در صورتی معتبر است که هدف آن درک شود. درک هدف باعث می شود اعتبار تهدید یا وعده با ارزیابی منافع، رفتار سابق و ماهیت رژیم ارزیابی شود.

سوال مهم اینجاست که در روابط بین امریکا و کره شمالی اعتبار چگونه ایجاد می شود؟ باید گفت که ایجاد اعتبار در روابط بین این دو کشور بسیار سخت است زیرا آنها روابط رسمی با یکدیگر ندارند و فقط بر اساس محاسبه سود و زیان اقدام می کنند. ممکن است تهدیدات و وعده های واشنگتن به پیونگ یانگ از اعتبار بالایی برخوردار باشد. وقتی امریکا نشان دهد که قبلا در صورت ضرورت از تسلیحات هسته ای استفاده نموده، استفاده از تسلیحات هسته ای چندان هزینه ای برای آن در پی نداشته و انگیزه کافی برای اقدام دارد اعتبار تهدیدات و وعده های آن قطعا افزایش خواهد یافت. برای افزایش تهدید امریکا باید به طور دقیق نشان دهد که در شرایط خاص چه اتفاقی خواهد افتاد. امریکا همچنین می تواند از اولتیماتوم به عنوان قویترین تهدیدات در سیستم بین الملل نیز استفاده کند.

مسائل دیپلماسی

درک پیونگ یانگ از اعتبار تهدیدات و وعده های امریکا موفقیت یا شکست استراتژی های امریکا را مشخص خواهد کرد. اینکه دولت ترامپ از چه ابزارهای جهت مقابله با کره شمالی استفاده می کند توسط رهبران کره شمالی به طور متفاوت تفسیر می شود.

باید گفت که نشست کیم و ترامپ با مسائل و خطرات خاص خود مواجه خواهد شد. زیرا هر طرف به دیگری به با دیدی متفاوت می نگرد. امریکا به کره شمالی به عنوان یک بازیگر بی قید و شرط و ریاکار می نگرد این در حالی است که کره شمالی به امریکا به عنوان یک تهدید کننده اصلی که خواهان ساقط کردن آن است می نگرد. رفتن به پای میز مذاکره برای هر دو طرف هزینه زیادی در بر خواهد داشت زیرا ممکن است هر دو طرف در یک روند مذاکره طولانی مدت درگیر شوند و به توافق برسند اما یکی از طرفین به توافق پایبند نماند. با وجود این مسائل و احتمال شکست مذاکرات سوال مهم این است که چرا امریکا بر عنصر دیپلماسی تاکید می کند؟

در پاسخ باید گفت که هرگونه پیشرفت در محدود کردن برنامه هسته ای کره شمالی نیاز به دادن و گرفتن امتیازات دارد که فقط پای میز مذاکرات قابل دست یابی هستند. تعامل و دیپلماسی می تواند خطرات و اشتباهات و سو ادراکات در روابط دوجانبه را کاهش دهد.

اقتصاد یا تسلیحات هسته ای

ایالات متحده امریکا در طی سالهای گذشته همواره از گزینه تحریم های مالی علیه رژیم کره شمالی استفاده کرده است. واشنگتن با اعمال تحریم های مالی خواهان ارسال این پیام به پیونگ یانگ است که بین اقتصاد و تسلیحات هسته ای یک گزینه را انتخاب کند. اینکه تاثیر این تحریم ها بر دست یابی پیونگ یانگ به اهداف سیاسی خود چقدر موثر بوده است به درک پیونگ یانگ از اهداف امریکا بستگی دارد.

از آنجایی که این الگو و سیاست سالهاست علیه کره شمالی به کار گرفته می شود ، رهبران در پیونگ یانگ می توانند تحریم های جدید را قبل از اعمال آنها پیش بینی نموده و اقتصاد خود را جهت مقابله با آنها آماده کنند. ماهیت افزایشی مجازات های مالی باعث می شود پیونگ یانگ به مسیر خود با جدیت بیشتر ادامه داده و فشار اقتصادی را راحت تر تحمل کند.

بازدارندگی

یکی از مهمترین سوالاتی که ذهن تصمیم گیرندگان امریکایی را درگیر نموده این است که آیا می توان مانع کره شمالی شد و چگونه می توان کره را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کرد؟

امریکا با توجه به برتری تسلیحات متعارف و غیرمتعارف خود همواره تهدیدی معتبر علیه پیونگ یانگ بوده و از حمله آن به کره جنوبی پیشگیری نموده است. در حال حاضر اهداف امریکا فراتر از بازدارندگی بوده و شامل وادارسازی compellence نیز می شود. باید گفت که اگر بازدارندگی با شکست مواجه شود وادارسازی به راحتی نتیجه بخش نخواهد بود. بسیار بعید است که فشار ایالات متحده امریکا دولت کیم اون را از تلاش جهت هسته ای شدن و گسترش تسلیحات هسته ای خود بازدارد. این سیاست حتی ممکن است باعث شود که کره شمالی متقاعد شود به تسلیحات هسته ای جهت بازدارندگی با واشنگتن بیشتر از گذشته نیاز دارد. بنابراین واشنگتن با اتخاذ این گزینه اهداف خود را تضعیف می کند.

تصمیم گیرندگان امریکایی باید به پیام هایی که به کره شمالی در مورد توانایی های هسته ای آن ارسال می کنند توجه کنند. وقتی واشنگتن اعلام می کند که دستیابی کره شمالی به موشک های بالستیک بین قاره ای غیر قابل پذیرش است در واقع به رهبران در پیونگ یانگ این پیام را ارسال می کند که دستیابی به این موشک ها تهدیدی جدی و بزرگ علیه امریکا خواهد بود.

در اینجا باید به این نکته نیز اشاره نمود که تشخیص تهدیدات علیه متحدان و سرزمین اصلی بازیگر بسیار سخت است زیرا در بازدارندگی گسترده باید اثبات نموده که متحدان به همان اندازه ارزشمند هستند که قلمرو آن کشور دارای ارزش است. ژاپن و کره جنوبی باید در حال حاضر نگران توانایی های هسته ای امریکا، ارتقاء توانایی هسته ای پیونگ یانگ و تضعیف چتر هسته ای امریکا در دوره ترامپ باشند.

مه جنگ

از بین تمام شیوه هایی که ممکن است در شبه جزیره کره مورد استفاده قرار گیرند استفاده از گزینه نظامی دارای مهمترین نتایج و عواقب خواهد بود. در حال حاضر که کره شمالی به تسلیحات هسته ای دست یافته و زرادخانه های هسته ای خود را گسترش می دهد بسیار بعید است که امریکا از کمپین تخریب کامل علیه آن استفاده کند. اگر در شبه جزیره کره جنگ رخ دهد امریکا احتمالا از نیروهای نظامی به شکل اجبار و تهدید استفاده خواهد کرد. اینکه ایالات متحده امریکا دارای توانایی نظامی متعارف و غیرمتعارف فوق العاده است باعث نمی شود از امکان وقوع جنگ هسته ای در شبه جزیره کره غافل شود زیرا عزم هر کشور به تعیین نتایج کمک می کند. به همین دلیل مقامات امریکا باید اراده رهبران کره شمالی را جهت ایجاد خطرات و پرداخت هزینه های سنگین در نظر بگیرند.

پس از حمله اولیه درک کره شمالی از این حمله و کمپین نظامی تعیین می کند که آیا خواسته های امریکا را خواهد پذیرفت یا خیر. در این شرایط امریکا سیگنالهایی را برای کره شمالی ارسال می کند که در صورت عدم سازش کره شمالی از نیروی نظامی بیشتری استفاده نموده و خشونت ها را تشدید خواهد کرد. ایالات متحده امریکا همچنین باید این موضوع را به خوبی روشن کند که رهبری پیونگ یانگ مسیری روشن برای بقا دارد.

تلاش و درگیری کشورهای ثالث و بازیگران داخلی نیز می تواند بر تلاش های امریکا تاثیر داشته باشد. اگر نیروهای داخلی از حمله امریکا به پیونگ یانگ حمایت کنند امریکا می تواند ادعای اعتبار بیشتر نماید و دوباره به پیونگ یانگ حمله می کند اگر خواسته امریکا را رد کند. کشورهای ثالث با محکوم کردن حملات نقش مهمی در هیجانی کردن رهبران بازی می کنند. تاریخ نشان داده است زمانی که رهبران به خشونت متوسل شده اند توسط کشورهای ثالث هیجانی شده و کشور مستعد قمار می شود. در این صورت رهبران خطرات بیشتر را به راحتی پذیرفته و به نظر نمی رسد کره شمالی یک استثناء باشد.

طوفان تمام عیار سوء ادراک

بزرگترین خطر این است که چالش های ادراکی می تواند منجر به طوفان تمام عیار سوء ادراک شود. در واقع دیدار بی سابقه ترامپ و کیم احتمال جنگ و خشونت بیشتر بین دو کشور را افزایش می دهد. واشنگتن ممکن است بر این باور باشد که تحریم ها و تهدیدهای نظامی می تواند کیم را متقاعد کند از برنامه هسته ای خود چشم پوشی کند. این در حالی است که پیونگ یانگ ممکن است بر این باور باشد که تمایل ترامپ جهت ملاقات با وی نشان می دهد که امریکا سرانجام حاضر به پذیرش کره شمالی به عنوان یک دولت هسته ای شده است. اگر مذاکرات مستقیم اشکار کند که طرفین حاضر به واگذار کردن امتیازات نیستند خصومت قطعا تشدید خواهد شد. در حال حاضر هم واشنگتن و هم پیونگ یانگ دیگری را مسئول از دور خارج شدن دیپلماسی می دانند. در نهایت باید گفت که اشکال سوء ادراک که در حال حاضر در روابط بین کره شمالی و امریکا وجود دارد ممکن است به ایجاد فاجعه ای عظیم منجر شود که طرفین خواهان ایجاد آن نیستند.

خودت را بشناس

هیچ سیاستی وجود ندارد که بتواند این خطرات را از بین ببرد. اما تصمیم گیرندگان امریکایی می توانند ادراک خود را از کره شمالی آشکارا نشان داده و چگونگی تاثیر اقدامات و سیگنالهای امریکا بر ادراک همتایان کره شمالی را درک نموده و فرضیات خود را سازماندهی کنند.

دولت ترامپ باید اهداف کره شمالی را به خوبی تشخیص داده و از سیاستگذارانی استفاده کند که قبلا با کره شمالی مذاکره نموده و تجربیات مهمی در این زمینه دارند. امریکا همچنین باید از آژانس های اطلاعاتی جهت فهم دقیق اهداف و نقاط ضعف و قوت سیاستمداران کره شمالی استفاده کند.

مقامات امریکا باید این مهم را مد نظر قرار دهند که چگونه ادراک و سوء ادراک آنها می تواند موجب تقویت یا تضعیف اهداف امریکا شود. علاوه بر تلاش برای درک مفروضات سیاستمداران کره شمالی، رهبران امریکا باید اهداف خود را به خوبی درک کنند. آنها باید به عقب بازگشته و مفروضات خود را مجددا بررسی کنند و نقاط ضعف و قوت آنها را تشخیص دهند. آنها باید امادگی لازم را جهت مواجهه با واکنش های نامطلوب کره شمالی داشته و از فرصت ها به بهترین نحو استفاده کنند.

با توجه به عواقب سوء ادراک، رهبران امریکا باید جانب احتیاط را رعایت نموده و بتوانند در شرایط بحرانی تصمیم گیری نمایند. اگر روابط امریکا و کره شمالی در وضعیت بحرانی قرار گیرد آنها باید مکث نموده و مسائل ادراک را در نظر بگیرند. سوالاتی مانند اینکه چرا کره شمالی وارد مذاکرات مستقیم می شود اگر قصد ندارد برنامه هسته ای خود را کنار بگذارد و چرا امریکا از گزینه دیپلماسی استفاده می کند سوالات اساسی هستند که تصمیم گیرندگان امریکا با در نظر گرفتن آنها می توانند خطرات را کاهش داده و از وقوع یک جنگ غیرضروری پیشگیری نمایند.


نقش روانشناسی رنگ‌ها در بازاریابی


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: آخرین باری که گوشی موبایل جدیدی خریدید، احتمالاً زیاد رنگ گوشی نقش مهمی در تصمیم گیری شما داشت. بله، شما مسلماً ویژگی های کاربردی مثل قدرت باتری، کیفیت دوربین، اندازه صفحه نمایش، و غیره را در نظر گرفتید. ولی وقتی که تمام این ها را لحاظ کردید، رنگ گوشی به احتمال زیاد تعیین کرد که چه مدل موبایلی برای خود بخرید.

رنگ نقشی مهمی در تصمیمات ما برای خرید ایفا می کند. هم کودکان و هم بزرگترها به رنگ های خاصی گرایش دارند. بیشتر مردم عقیده دارند که شواهد قطعی در مورد قدرت متقاعد کننده رنگ وجود ندارد، بلکه بر اساس شواهد حدسی و گفتاری است. ولی تحقیقات جامعی انجام شده که خلاف این موضوع را نشان می دهد.

در این مطلب، توضیح می دهیم که چگونه می توانید قدرت روانشناسی رنگ را با فعالیت های برندینگ خود ترکیب کنید و نرخ بازگشت سرمایه کسب و کار خود را به ویژه در وبسایت های تجارت الکترونیک افزایش دهید.

چگونه نرخ بازگشت سرمایه خود را با استفاده از روانشناسی رنگ افزایش دهیم

اهمیت رنگ در برندینگ

تقریباً غیر ممکن است که بخواهیم در مورد رفتار مشتری صحبت کنیم بدون اینکه اشاره ای به برندینگ کنیم. تلاش های زیادی برای دسته بندی واکنش های مشتریان (احساسات یا ویژگی های شخصیتی) بر اساس رنگ های مختلف انجام شده است، مثلاً ارتباط رنگ زد با خوشحالی یا قرمز با شجاعت. ولی حقیقت این است که هر رنگی به قدری وابسته به تجربیات افراد است که نمی توان آن را کاملاً به احساس خاصی نسبت داد.
در مطالعه ای که عنوان آن «تأثیر رنگ در بازاریابی» بود، محققان متوجه شدند که تقریباً ۹۰ درصد خریدهای لحظه ای فقط مرتبط به رنگ بود.

در مطالعه دیگری با عنوان «تأثیرات تعاملی رنگ ها»، نقش رنگ در برندینگ اثبات کرد که ارتباط بین برندها و رنگ ها به این نکته بستگی دارد که بر اساس درک مشتری چه رنگی برای آن برند خاص مناسب است. این بدان معنی است که «تناسب رنگ» قطعه ای بزرگ است که برندها برای فروش هویت خود باید از آن استفاده کنند.

استفاده مک دونالد از رنگ قرمز و استارباکس از رنگ سبز را در نظر بگیرید. در هر دو مورد، این برندها از رنگی اصلی برای نشان دادن برند خود استفاده می کنند. قرمز اغلب در ارتباط با اشتها است و به عنوان رنگ غالب برای یک رستوران بسیار ایده آل است، و استارباکس نیز به طور جدی در محافظت از محیط زیست مشارکت دارد و فعالیت های مربوط به محیط زیست خود را با رنگ سبز نشان می دهد.

در مطالعه ای دیگر با عنوان «قرمز هیجان انگیز و آبی شایسته»، این موضوع مورد تأیید قرار گرفت که قصد خرید به صورت جدی به خاطر اثری که رنگ روی درک مصرف کننده از برند دارد، تحت تأثیر رنگ قرار می گیرد. به عبارت دیگر، رنگ روی دیدگاه مصرف کنندگان از «شخصیت» برند تأثیرگذار است. برای برندی مثل نایکی که که به عنوان ورزشی و باحال تصور می شود، استفاده از رنگ هایی که روی این مشخصه ها تأکید داشه باشد ارتباطی قدرتمند با مصرف کنندگان ایجاد خواهد کرد.

در نهایت، دانشمندان اثبات کرده اند که مغز ما میانبُرها را ترجیح می دهد؛ الگوهایی قابل تشخیص که باعث می شود در هنگام خرید تصمیماتی سریع بگیریم. رنگ در توسعه هویت برند بسیار اهمیت دارد، به قدری که به عنوان ویژگی کلیدی در هنگام ساخت لوگوی برندها مورد توجه قرار می گیرد. رنگی که مرتبط با عواطف مثبت (به ویژه در مورد محصول) باشد، در نهایت مشتریان را در هنگام تصمیم گیری ترغیب می کند.

اثباتی بر اینکه رنگ اهمیت دارد

زمانی که مردم متوجه شوند که یک برند سعی دارد خود را در چه جایگاهی قرار دهد، رنگ هایی که با آن موقعیت متناسب باشد از نظر مردم مناسب تر خواهد بود.

بر اساس اعلام شرکت تحلیلی Kissmetrics، آمار زیر نشان می دهد که رنگ ها چگونه روی خرید تأثیر می گذارند:

•    در هنگام بازاریابی برای محصولات جدید، مدیران برند باید به ظاهر بصری و رنگ محصولات خود بیش از عوامل دیگر اهمیت دهند چرا که ۹۳ درصد خریداران از این عامل برای اتخاذ تصمیم استفاده می کنند.

•    در یک بررسی که اخیراً انجام شده، مشخص شد که ۸۵ درصد خریداران رنگ را به عنوان اصلی ترین عامل تعیین کننده در هنگام خرید محصول در نظر می گیرند.

•    رنگ، شناخت برند را به میزان ۸۰ درصد افزایش می دهد. شناخت برند مستقیماً روی اعتماد مصرف کنندگان تأثیر دارد.

•    رنگ های مشخص، انواع مشخصی از خریداران را جذب می کنند. قرمز، نارنجی و مشکی خریداران لحظه ای را جذب می کند، در حالی که فیروزه ای و سرمه ای خریداران دارای بودجه کم را جذب می کند. صورتی، سرخ گلی و آبی آسمانی خریداران سنتی را جذب می کند.

•    در یک مطالعه، ۴۲ درصد خریداران آنلاین نظر خود در مورد یک وبسایت را تنها بر اساس طراحی ابزار کردند، و ۵۲% به آن سایت باز نگشتند چرا که از زیبایی کلی آن ناراضی بوند.

روانشناسی بازاریابی رنگ آنلاین

تأثیر رنگ در محیط آنلاین درست به اندازه فروشگاه فیزیکی مهم است. طراحی کلی وبسایت شما می تواند مشتریان را جذب یا دفع کند. اگر وبسایتی از طراحی و زیبایی مناسب استفاده نکند، ممکن است جذابیت خود را در نظر اکثر بازدیدکنندگانی که این موضوع را عاملی مهم برای مشارکت می دانند، از دست دهد.

رنگ های مشخص چگونه روی مشتریان تأثیر می گذارد:

زرد: جوانانه و مثبت اندیش؛ معمولاً برای جلب توجه خریدارانی به کار می رود که علاقه زیادی به بازدید از ویترین ها دارند.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ زرد در برندینگ خود استفاده می کنند: Denny’s و مک دونالد.

قرمز: پر انرژی؛ حس فوریت را ایجاد می کند، ضربان قلب را افزایش می دهد، و در فروش های تخفیفی و حراجی ها متداول است.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ قرمز در برندینگ خود استفاده می کنند: کوکاکولا، نت فلیکس و یوتوب.

آبی: احساس امنیت و اعتماد را به وجود می آورد.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ آبی در برندینگ خود استفاده می کنند: این رنگ در بین مؤسسات مالی مثل Visa و Citi پر طرفدار است. برندهای غیر مالی مثل فیسبوک، وال مارت و AT&T نیز از تأثیرات رنگ آبی استفاده می کنند.

سبز: مرتبط با ثروت، سلامتی و شادابی است. این آسان ترین رنگی است که چشم می تواند پردازش کند.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ سبز در برندینگ خود استفاده می کنند: Whole Foods، استارباکس و Landrover.

نارنجی: گیرا و مفید برای استفاده در دکمه های کال تو اکشن، ثبت نام، خرید و فروش، و اشتراک خبرنامه.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ نارنجی در برندینگ خود استفاده می کنند: Home Depot.

صورتی: رمانتیک و زنانهY ارزشمند برای بازاریابی محصولاتی که هدفشان دختران و زنان جوان است.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ صورتی در برندینگ خود استفاده می کنند: Mattel (سازنده عروسک های باربی) و T-Mobile.

سفید: تمرکز و توجهY فضای سفید برای ایجاد تضاد و تأکید روی اطلاعات مهم در وبسایت استفاده می شود.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ سفید در برندینگ خود استفاده می کنند: Domains4Less از سفید در ترکیب با آبی روشن استفاده می کند. اپل نیز در استفاده از رنگ سفید برای برندینگ مهارت فوق العاده ای دارد.
مشکی: شیک و قدرتمند؛ ارزشمند برای بازاریابی محصولات یا خدمات لوکس.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ مشکی در برندینگ خود استفاده می کنند: اوبر و American Centurion Card.

بنفش: خونسرد و آرامش بخش؛ همچنین مرتبط با ثروت و لوکس بودن که علاوه بر آن نمایانگر فانتزی، رمزآلود بودن، و خردمندی نیز است.

برخی کسب و کارهایی که از رنگ مشکی در برندینگ خود استفاده می کنند: Wonka، فدکس و Curves.

چگونه نرخ بازگشت سرمایه خود را با استفاده از روانشناسی رنگ افزایش دهیم

وبسایت و بازاریابی آنلاین خود را با استفاده از رنگ های صحیح تقویت کنید

حالا که متوجه شده اید روانشناسی رنگ چگونه روی رفتار مشتریان تأثیر می گذارد، می توانید اقدامات زیر را برای افزایش مشارکت و ROI (نرخ بازگشت سرمایه) در سایت خود به کار بگیرید.

رنگ موضوعی حساس است، ولی اگر به درستی از آن استفاده کنید نتیجه می تواند بسیار رضایت بخش باشد.

چهار اصل مهم وجود دارد که در هنگام برنامه ریزی نحوه استفاده از رنگ ها در وبسایت خود باید به آن ها توجه کنید:

•    روش مناسب

•    زمان مناسب

•    مخاطبان مناسب

•    هدف مناسب

توصیه هایی که کمک می کند نرخ تبدیل شما بهبود پیدا کند:

از رنگ آبی برای ایجاد اعتماد در کاربر استفاده کنید

این اصل عمدتاً به وسیله مؤسسات مالی استفاده می شود. بانک شما نیز احتمالاً از این رنگ برای وبسایت خود استفاده می کند.

رنگ زرد نشان دهنده هشدار است

زرد، رنگ هشدار و اخطار است که در تابلوهای راهنمایی و رانندگی و اعلام هشدار برای خیس بودن زمین استفاده می شود. این کاربرد را می توان در محیط آنلاین نیز استفاده کرد.

نارنجی حسی از عجله یا انگیزه ناگهانی ایجاد می کند

با اینکه رنگ های بنیادین برای علائم کال تو اکشن مناسب هستند چون که تضاد به وجود می آورند، نارنجی حسی از فوریت را ایجاد می کند و باعث می شود که بازدیدکنندگان شما به سرعت اقدام کنند.

هیچ قانون کلی در مورد رنگ ها وجود ندارد، اگرچه شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد اهمیت بسیاری برای کسب و کار شما دارد. فرضیه های خود در مورد اینکه چه رنگ هایی با مخاطبان شما بهتر تطبیق دارد را با استفاده از روش A/B testing تست کنید تا متوجه شوید که چه رنگی بهتر از همه برای وبسایت شما عمل می کند.


تمجید ایران از نقش روسیه در شکست داعش



مهر نوشت: وزیر دفاع گفت: نسخه‎هایی که برای امنیت منطقه در خارج از آن تجویز می‌شود بدلیل عدم شناخت ماهیت بحران‌های منطقه و نیز عدم تطبیق منافع بازیگران خارجی با منافع ملت‌های منطقه غیرقابل تحقق است.

امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کشورمان در بدو ورود به مسکو در جمع خبرنگاران با بیان اینکه معتقدیم نسخه های امنیتی منطقه باید در داخل منطقه پیچیده بشود، گفت: نسخه‌هایی که برای امنیت منطقه در خارج از آن تجویز می شود بدلیل عدم شناخت ماهیت بحرانهای منطقه و نیز عدم تطبیق منافع بازیگران خارجی با منافع ملتهای منطقه غیرواقع بینانه، غیرقابل تحقق و غیرقابل پذیرش می باشند که نمونه آنها را در سوریه شاهد بودیم.

وی ادامه داد: مبارزه واقعی ائتلاف «محور مقاومت» با تروریسم در سوریه که با حمایت بی دریغ روسیه همراه بود منجر به شکست داعش شد، از سوی دیگر ائتلاف به رهبری امریکا در سوریه گزینشی عملکرد و تروریسم را بر مبنای منافع خود مدیریت کرد.

امیر حاتمی در خصوص کنفرانس امنیتی مسکو نیز اظهار داشت: در کنفرانس امنیتی مسکو دیدگاه ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران تبیین خواهد شد و در دیدارها با مقامات روسیه همکاری های دوجانبه بویژه در حوزه نظامی و نیز همکاری های منطقه ای و بین‌المللی مورد مذاکره و پیگیری قرار خواهند گرفت.

وی در پایان تصریح کرد: امروزه روابط دو جانبه از شرایطی خوبی برخوردار است و امیدواریم این سفر و دیدارهایی که انجام خواهد شد به این روند شتاب مناسبی را ببخشد.


نقش خودم را بازی می‌کنم



خبرآنلاین: رضا يزداني، نامی آشنا در عرصه موسیقی است که طرفداران کارهایش علاوه بر عرصه موسيقی حضور او در دنیای بازیگری سینما و تلویزیون را هم شاهد بوده‌اند.

یزدانی با بازي در فيلم سینمایی «طهران تهران» کار مشترک داريوش مهرجويي و مهدی کرم‌پور اولين حضور جدی‌اش در بازیگری را پشت سر گذاشت و در ادامه نیز همکاری با کارگردان‌های مطرح از جمله مسعود کیمیایی را تجربه کرد. او در بیشتر تجربه‌های بازیگری‌اش در نقش خودش ظاهر شده و این شب‌ها در سریال «تعطیلات رویایی» که سریال نوروزی شبکه دو است و علیرضا امینی کارگردانی آن را برعهده دارد، حضور پیدا کرده است.

یزدانی پیش از این در سینما و تلویزیون در بیش از ده اثر در مقام خواننده جلوی دوربین رفته است. این خواننده که سبک موسیقی متفاوتی را دنبال می‌کند، درباره همکاری‌اش با تلویزیون می‌گوید: «من پیش از این نیز با تلویزیون همکاری داشته‌ام که سریال‌های «یادآوری»، «جاده چالوس»، «مرگ تدریجی یک رویا» و «پرستاران» از جمله آنها بوده‌اند که خوشبختانه مورد توجه قرار گرفتند. البته شاید آن‌قدر که مخاطبان سینما کارهای من را به دلیل اینکه حضور بیشتری در این عرصه داشتم، به خاطر دارند سریال‌هایم را به یاد نداشته باشند. اما از بیننده گسترده تلویزیون هم نمی‌توان غافل بود.»

او درباره تمایلش به حضور در سینما و تلویزیون توضیح می‌دهد: «من این شانس را داشتم که به دلیل سبک کاری متفاوتم در بین خواننده‌ها بیشترین تیتراژ سینمایی را خوانده باشم. در تلویزیون هم با اینکه به اندازه سینما فعال نبودم اما همان کارهایی که حضور داشتم خوشبختانه مورد توجه قرار گرفتند و رضایت مخاطبان همراه من بوده است. درست است که کار در تلویزیون سختی‌های خاص خودش را دارد اما قطعا برای من جذاب است. سینما هم مدیومی است که من فعالیتم را از آنجا شروع کردم و قطعا حس خاصی نسبت به آن دارم، دوستش دارم و برای حضور در آن تلاش می‌کنم.»

این خواننده پاپ-راک درباره تاثیر تیتراژ خواندن یک خواننده چه در سینما و چه تلویزیون می‌افزاید: «طبیعی است که نمی توان منکر تاثیر تیتراژ خواندن برای یک فیلم یا سریال شد. اما من معتقدم انتخاب درست یک خواننده تاثیر بیشتری بر دیده شدن او دارد. ممکن است یک خواننده در موقعیتی کاری را بخواند و به جای این‌که آن کار به او کمک کند به او ضربه هم بزند. اما خیلی وقت‌ها هم خواننده‌ها تیتراژ سینمایی یا تلویزیونی می‌خوانند و این به محبوبیت‌شان کمک می‌کند. علاوه بر تیتراژ خواندن در کارنامه کاری من بازی در چند فیلم سینمایی نیز وجود دارد ولی اگر این اتفاق هم افتاده است، قطعا به این دلیل بوده که به موسیقی‌ام کمک شود. هر قدمی که من در این راه برداشتم در جهت حرکت به سوی موسیقی نیز بوده است و خوشبختانه اتفاق‌هایی که برایم افتاده همیشه مثبت بوده است و طرفدارن و مخاطبان از آنها استقبال کرده‌اند.»

یزدانی درباره سریال «تعطیلات رویایی» و حضورش در این مجموعه نوروزی نیز بیان می‌کند: «ممکن است پیشنهادها برای بازی و حتی تیتراژ زیاد باشند اما من همیشه ترجیح می‌دهم منتظر کاری بمانم که واقعا دوستش داشته باشم و حس خوبی از حضور در آن کار به من منتقل شود. زمانی که سریال «تعطیلات رویایی» به من پیشنهاد شد به دلیل فضای متفاوتی که داشت احساس کردم کار مورد علاقه من است. تصویربرداری این سریال بیشتر در جزیره کیش و شهر شیراز انجام شده است؛ دو جایی که من به آنها علاقه زیادی دارم. همین موضوع به نظرم برای بیننده هم جذابیت‌هایی را به همراه دارد. من در این کار هم نقش خودم را بازی کردم و علاوه بر بازی، تیتراژ کار را هم خواندم.»

خواننده تیتراژ «پرستاران» درباره حضور در یک سریال طنز که پیش از این تجربه‌اش را نداشته است، می‌گوید: «به دلیل جنس و سبک کاری من، بیشتر کارهایی که پیش از این پیشنهاد می‌شد آثاری جدی بودند و فرق سریال «تعطیلات نوروزی» هم در همین است. البته جنس کار علیرضا امینی و طنز این سریال طوری نبود که من را پس بزند. ضمن اینکه همان‌طور که گفتم من در این سریال هم نقش خودم را بازی کردم با ویژگی‌هایی که از من سراغ دارید.»

او در پاسخ به این سوال که چرا بیشتر او بازی در کارهایی را قبول می‌کند که نقش خودش را بازی می کند، توضیح می‌دهد: «اتفاقا این موضوع یکی از مسائلی است که برای من اهمیت دارد. من یک خواننده هستم که بازی هم می‌کنم به همین دلیل هم بیشتر پیشنهاد بازی در کارهایی را پذیرفتم که نقش من یک خواننده باشد، یعنی همین که هستم. دلیل این انتخاب‌هایم این است که وقتی تماشاگر من را روی پرده سینما یا قاب تلویزیون می‌بیند، به راحتی بتواند من را در قالب آن نقش بپذیرد و باور کند. در چند کار هم که بازی کردم داستان فیلم، یا قصه زندگی خودم بوده یا بخش‌هایی از زندگی من در آن روایت شده است. به نظرم حضور من در نقش یک خواننده که خودم هستم برای مخاطب باورپذیر است اما اگر من را در نقش یک فرد دیگر مخصوصا نقش منفی ببیند، طبیعی است که به دلیل پس‌زمینه ذهنی که دارد نمی‌تواند آن را باور کند و این مسئله به ضرر من می‌شود.»


1 2 3