Tag Archives: نظامی

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند


وبسایت فردا: خودروهای نظامی گرچه در ابتدای تولید خود از فناوری های جدید و خاص برخوردارند اما سال‌ها بعد و پس از کهنه شدن فناوری های به کار رفته در آنها، گاه در بازار عرضه شده و به شهروندان عادی فروخته می‌شوند. البته پیش از عرضه، امکانات نظامی آنها حذف می‌گردند و مناسب مصرف شهروندان عادی می شوند. در ادامه با برخی از خودروهای نظامی که اکنون در بازار به فروش می‌رسند آشنا می‌شوید.

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
کامیون آبی‌-خاکی DUKW Duck – آمریکا

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
رنو شرپا ۲ – فرانسه

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
گاز تایگر – روسیه

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
مرسدس بنز G63 AMG 6×۶ – آلمان

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
پارامونت مارادور- آفریقای جنوبی

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
پولاریس MV 850 – آمریکا

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
سوپاکات LRV 400 – انگلستان

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
اوش کوش L-ATV- آمریکا

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
هاموی – آمریکا

خودرو‌های نظامی که مردم می‌توانند بخرند
تالس هاکی – استرالیا


بحران سوریه راه‌حل نظامی ندارد



خبرگزاری مهر: به نقل از یو اِس اِی تودی، آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل امروز شنبه در سخنانی اذعان کرد: بحران سوریه راه‌حل نظامی ندارد.

دبیرکل سازمان ملل که هم اکنون برای شرکت در نشست غیر رسمی ۱۵ عضو شورای امنیت در سوئد به سر می برد، در این باره به خبرنگاران اعلام کرد: در موضوع سوریه به دو چیز نیازمندیم؛ اول اینکه هیچ راه‌حل نظامی برای درگیری ها در سوریه وجود ندارد، تنها راه‌حل این مسأله سیاسی است.

آنتونیو گوترش در ادامه مدعی شد که دومین مسأله مورد نیاز در سوریه یافتن راهی برای بررسی نقض قوانین بین‌المللی در زمینه تسلیحات شیمیایی است؛ چرا که ما نیازمند پاسخگوئی در این موضوع هستیم.

لازم به ذکر است که آمریکا، انگلیس و فرانسه بامداد شنبه هفته گذشته (۲۵ فروردین ماه) یعنی درست یک هفته پس از طرح اتهام واهی حمله شیمیائی به شهر دوما در هفتم ماه مارس سال جاری میلادی واقع در غوطه شرقی در نزدیکی دمشق پایتخت سوریه مواضع دولت سوریه را هدف حمله موشکی قرار دادند.

گفتنی است که این کشورها تاکنون هیچ مدرکی مبنی بر دخالت دولت دمشق در این حمله ارائه نداده‌اند.


نقدی در دفاع از بحث رئیس جمهور نظامی



سيدجواد طاهايي در روزنامه شرق نوشت: اين يادداشت خطاب به طبقات متوسط مدرن جامعه ايراني است و کمي نامنتظر؛ و استدلال مي‌کند که چرا با درنظر‌داشتن آزادي و فرديت‌شان، بهتر است يک شبه‌نظامي يا نظامي سخت‌آيين را موقتا براي رياست‌جمهوري کشورشان انتخاب کنند.

طبقه متوسط کشور ما تمايلات سياسي قابل درکي دارد و محتواي مخالف‌خواني سياسي‌اش کاملا روشن است. اين طبقه (يا طبقات) مي‌خواهند پروسه تکوين آزادي‌ها و حقوق اساسي فرد در جامعه ايراني به نهايت قدرت و نهادينگي خود برسد و تاکنون آرای خود را با هدف تضمين و پيشبرد همين مطالبات به صندوق‌ها ريخته‌اند. طبقه متوسط تقريبا در همه جوامع، با همين مطالبه‌گري ارزش‌هاي ‌سياسي مدرن مشخص مي‌شود؛ اما توافق بعدي احتمالا بزرگ‌تر است: مطالبات سياسي مدرن طبقه متوسط به همراه روشنفکراني که آنها را نمايندگي و هدايت مي‌کنند، به‌ گونه‌هايي آينده را تصاحب خواهند کرد. طبقات متوسط جديد شهرنشين تيغه فشار تمدن‌‌اند و ازاين‌رو مالک آينده‌اند؛ يعني بسيار مؤثرتر از زمان حال. تکميل پروسه مدرنيته سياسي (ارزش‌هاي سياسي جديد) در ايران نه‌فقط ضروري و ناگزير؛ بلکه درست و قابل دفاع است. طبقه متوسط معتقد است فقط پس از نسخ مدرنيته (بلعيدن و هضم آن) و نه فسخ آن، مي‌توان ايراني کامل بود.

تاريخ سه دهه اخير کشور نشان مي‌دهد قدرت طبقه متوسط در ايران نه‌فقط سرکوب‌ناپذير، بلکه سوق‌دهنده و تعيين‌کننده است و مقاومت در برابر الهامات آن بي‌فايده. آزادي‌خواهي و تفرد چيرگي‌ناپذير فرد ايراني راديکال نيست [اگر بود به زوال مي‌رفت] بلکه بيشتر نيرويي نرم است و مانند جويباري در برابر سنگ‌های نرم و نافذ به پيش مي‌رود. هم‌اکنون نيز طبقه متوسط سلطه پنهان اما فزاينده بر سياست دارد. پس، قدرت سياسي طبقه متوسط با وجود رياست‌جمهوري يک شبه‌نظامي آرمان‌گرا قدرتمند مي‌ماند و نه‌فقط آن، بلکه با وجود چنين فردي، قدرت رو به ‌گسترش طبقه متوسط امکانات جديدتري براي نهادينگي بيشتر و ريشه‌گيري ساختاري خود مي‌يابد و ديالوگ ممکن مي‌شود؛ اما در‌اين‌ميان حقيقتي وجود دارد.

تاريخ ايران از عهد زرتشت به اين سو تاريخ تکوين سياسي ايده است. اين ايده غير از سياست همه ابعاد حيات تاريخي اجتماع ايراني را در اختيار گرفته بود که با انقلاب به سياست نيز گراييد. مطابق نظر آبه سي‌يس که مي‌گفت يک قانون مشترکْ ملت را مي‌سازد، قانون مشترک ميان ايرانيان، قانونِ همواره تاريخ ايران، امکان سياسي ايده است: [شوق يا آرزوي] يک دولت متمرکز قدرتمندِ جهاني‌گراي مردمي که اين ويژگي آخر در واقع متناظر با فرديت ايراني است. ما ايرانيان همواره يک امپراتوري بوده‌ايم؛ حتی اگر در دل يا ذهن.

امر عجيب در ايران متأخر، ظهور هم‌زمان سوژه آزاد ايراني و ايده‌آلیسم دولت مقتدر است. باور به اينکه يکي بتواند ديگري را نابود کند، بزرگ‌ترين ناداني است؛ زيرا در حکم انشقاقِ مفهوم تاريخي ايرانيت است.

اگر يک فرد نظامي را براي رياست‌جمهوري کشور برگزينيم، نيروهاي حاکميتي را به سوي پاسخ‌گويي و مسئوليت‌پذيري سوق داده‌ايم. اين يعني آموزش سياسي به جناح راست و واردكردن آنها به سياست مدرن. نيرويي که تاکنون به نحو مؤثري به مقاومت و تخريب‌ دشمن خارجي مي‌پرداخت، اينک به نحو مؤثري بايد به ساختن و حل مشکلات سياست داخلي بپردازد و در واقع با طبقات متوسط به تفاهم بگرايد. از ياد نبريم وظيفه تاريخي و جهاني طبقه متوسط انتقال جامعه به وضع مدرن است. اگر يک نظامی قديمي رئيس‌جمهور شود، در مسير لبخندزدن به جامعه مدني قرار مي‌گيرد؛ زيرا مسير ديگري وجود ندارد. ترمز ممکن نيست. فقط مي‌توان فرمان را چرخاند. اين تحول بزرگي است که امثال جناب آقاي احمد خاتمي به جاي انتقادگري، مجبور شوند نيروي خود را صرف حل چالش‌هاي آن دولتي کنند که اين بار به ‌طور کيفي‌تري از ميانه خودشان برخاسته است. بهتر است خود آنها در مقام قوه مجريه بين ضرورت نوجويي و ضرورت محافظت پيوند برقرار کنند.

اعطاي موقت قوه مجريه به نيروي محافظه‌کار سياست ايران، «نرمش» جامعه مدني ايران خواهد بود. هيچ چيز مؤثرتر از آن نيست که سنت مجبور شود از في‌نفسگي و درخودبودگي به در آيد و نيروي پيشروي و نوجويي باشد. دراين‌صورت انتقادات «بيرون گودي» بر متصديان دولت واقعا مي‌خشکد. در اين حالت مي‌توان مثلا به آيت‌الله علم‌الهدي گفت در برابر چالش موسيقي و ضرورت شادي و نشاط جوانان «گر تو بهتر مي‌زني بستان بزن!». اگر به حل مشکل در چارچوب نظم حاکم مي‌انديشيم (مفروض آن است که طبقه متوسط ايران بيشتر اصلاح نظم موجود را مي‌خواهد) راهي جز طي اين مسير نيست. بزرگ‌ترين و اساسي‌ترين نتيجه‌گيري از ناکامي دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم در حل معضلات اجتماعي، اقتصادي کشور آن است که تفکر مدرن ايران در ٢٠٠ سال گذشته، نتوانسته نيرويي مدرن براي رهايي از دور باطل تکرار مسائل و معضلاتي که ناشي از توسعه از نوع بورژوايي است تعريف کند.

خوشايند باشد يا غير آن، به‌عنوان يک دانشجوي فلسفه تاريخ مدعي مي‌شوم که در ميان همه ايرانيان، فقط حزب‌اللهي است که درون تاريخ کشورش نيست، بلکه روي آن قرار دارد، خودش بداند يا نداند. طرح خداوند براي ما آن است که عالم حزب‌اللهي حامي او، اصيل‌ترين نيروي توسعه سياسي ايران و پيشبرد الهامات مدني در ايران جديدند. طرح‌واره قدرت سياسي طبقه متوسط را فقط آنان مي‌توانند به پيش رانند، زيرا فقط آنها نيرو دارند. فقط آنها اسير استمرار تاريخ معاصر نيستند. بايد اين صنف از ايرانيان قدرتمند را که بااين‌حال فاقد خود‌آگاهي ايراني هستند، به سوي ايفاي نقش تاريخي‌شان سوق دهيم و اين کار را با تسهيل رياست‌جمهوري يک فرد نظامي برخاسته از درون حريم اختصاصي نظام انجام دهيم. در برابر اين سخن، استدلال ظاهرا محکمي که وجود دارد آن است که تجربه حکومت‌داري آقاي احمدي‌نژاد که خود فردي مؤيد به تأييدات جناح راست بود، نشان مي‌دهد که اتخاذ رهيافت فوق نادرست و بي‌ثمر است، اما واقعيت آن است که بين اعضاي خانواده و منسوبين به خانواده تفاوت وجود دارد. احمدي‌نژاد تا قبل از رياست‌جمهوري فردي کمترشناخته‌شده بود که با جناح راست نسبت يافت، ولي هيچ‌گاه از اعضاي درون خانه (مانند سرداران ارشد سپاه، اعضاي شوراي نگهبان، رؤساي دوایر اصلي حاکميتي، نمايندگان ولي‌فقيه در استان‌ها و سازمان‌هاي مهم…) نبود و نشد.


اقدام نظامی علیه سوریه را رد نمی‌کنم



خبرگزاری مهر: به نقل از شبکه تلویزیونی سی‌اِن‌اِن، جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا امروز دوشنبه و در پاسخ به سؤالی درباره احتمال تهاجم این کشور به سوریه به بهانه حمله شیمیائی به شهر دوما اعلام کرد: در حال حاضر هیچ‌ اقدام نظامی را رد نمی‌کنم.

وزیر دفاع آمریکا در این خصوص گفت: در حال حاضر هیچ چیزی را رد نمی کنم.

وی در ادامه افزود: موضوع مهم این است که چرا با اینکه روسیه به عنوان متضمن آتش بس در سوریه است، هنوز باید از سلاح های شیمائی در این کش.ر استفاده شود. با متحدان خود از ناتو تا قطر برای برررسی این موضوع با رایزنی می پردازیم.


ایران مخالف هرگونه تجاوز نظامی است



خبرگزاری مهر: هفتمین اجلاس بین المللی امنیتی مسکو با حضور وزرای دفاع، روسای ستاد، فرماندهان عالی نظامی، دفاعی، امنیتی و مسئولان سازمان های بین المللی از ۸۰ کشور آغاز شد.

امیر سرتیپ امیر حاتمی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در این کنفرانس با تشریح مهمترین چالش های امنیتی منطقه گفت: پیگیری سیاست قدرت و انحصارطلبی و رویکرد منفعت طلبانه به امنیت بین الملل، زمین حاصلخیزی را برای ایجاد و رشد تروریسم فراهم کرده است.

مشروح سخنرانی وزیر دفاع به شرح ذیل است:

«سلام علیکم

عالیجنابان، خانم ها و آقایان

در ابتدا لازم می دانم از ژنرال سرگئی شایگو وزیر محترم دفاع فدراسیون روسیه به دلیل دعوت از اینجانب تقدیر و تشکر نمایم و خوشحالی خود را از اینکه در هفتمین کنفرانس امنیتی مسکو و در جمع شما حضور دارم، ابراز نمایم.

این کنفرانس با درک موثر از شرایط حساس بین المللی، تمرکز خود را بر مهم ترین چالش امنیتی منطقه معطوف داشته است و به همین دلیل انتظار می رود تا نتایج و دستاوردهای مثبتی برای امنیت بین الملل و منطقه به همراه داشته باشد.

ریاست محترم، حضار گرامی

روندهای جهانی نشان می دهد که امروزساختار قدرت سیاسی، امنیتی، اقتصادی در نظام بین الملل در حال تغییرات است. این تغییرات متاثر از عصر ارتباطات و مبتنی بر ارزش های ژئوپلیتیکی در خلق موقعیت های جدید و ظهور بازیگران متفاوت جهانی است. پیامدهای ناشی از این تحولات عمدتاً تحت تأثیر رقابت های فشرده و ایجاد تفاوت های بزرگ در مفهوم کشورهای قدرتمند خواهد بود که مهمترین آن انتقال بخشی اساسی از قدرت جهانی از نیمکره غربی به نیمکره شرقی و در نتیجه تغییر ثقل قدرت جهانی از اقیانوس اطلس به شرق آسیا است و لذا برای اولین بار طی چهار قرن گذشته، تحولات بین‌المللی لزوما وابسته به اراده غرب نخواهد بود. بلکه یک اجتماعی از بازیگران متفاوت عرصۀ قدرت در مقیاس جهانی و منطقه ای در هدایت این تحولات نقش آفرینی می­کنند.

موضوع مهم دیگر که باید بر آن تاکید کنم، ظهور منظومه های قدرتمند ژئوپلیتیکی در نواحی متراکم آسیایی است که ماهیت تحولات جهانی را در سطوح متعدد دچار تغییر خواهد کرد. منطقه غرب آسیا که به اشتباه و مبتنی بر دوره حاکمیت غرب بر جهان، خاور میانه نامیده می شود با توجه به ویژگی های ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیک، یکی از کانون های اصلی تحول در سطح قاره ای و جهانی است. یکی از نشانه های این تغییر، تحول در حوزه تمدن اسلامی و رشد و شکوفایی کشورهای مسلمان خواهد بود و همین موضوع برخی بازیگران بویژه ایالات متحده را سخت نگران کرده است. آنان به خوبی درک می کنند که در صورت تحقق وحدت و پیوستگی در جهان اسلام، این نظام امنیتی به لحاظ ژئوپلتیکی یک نظام قوی در ساختار جدید خواهد بود. به همین دلیل تلاش زیادی دارند تا با اختلال در این منظومه، مانع تحقق نظام آسیایی توسعه و امنیت گردند، چرا که هرگونه انسجام و یکپارچگی امنیتی در این منطقه را در تضاد منافع وحفظ استحکام قدرت و اعتبار آمریکا در شکل دهی مجدد به قوانین حکمرانی خود در جهان می دانند و لذا عناصری از نظام را علیه عناصر دیگر ساماندهی می کنند.

خانم ها و آقایان

پیگیری سیاست قدرت و انحصار طلبی و رویکرد منفعت طلبانه به امنیت بین الملل، زمین حاصلخیزی را برای ایجاد و رشد تروریسم فراهم نموده است. به عبارتی شما شاهد سازماندهی بدترین کمپین ترور و کشتار انسان­ها در واشنگتن هستید. روندی که بر اساس تجربیات کسب شده در ۲۵ سال اخیر، میتوان حدس زد که به لحاظ ژئوپلتیکی برای ۲۵ سال آینده (۲۰۴۰) همچنان ستونی از بحران­ها را پیش پای بشریت بوجود خواهد آورد. نقش بارز گروه های افراطی و تروریستی چون القاعده و داعش در تحولات دو دهه اخیر و در خلق جنگ­های بسیار پیچیده داخلی در نقاط مختلف جهان به ویژه دو کشور سوریه و عراق مبین همین حقیقت تلخ است.

به همین دلیل خشونت عریان، لجام گسیخته و بسیار وحشیانه تروریست­های داعشی در مقابله با گروه ها و کنشگران دیگر در این کشورها و تقویت و رشد پایگاه سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک این گروه در مناطقی از آسیا و افریقا و کشیده شدن تبعات آن به طول و عرض کره زمین، امروز به بحث اصلی در نظام ژئوپلیتیکی جهان مبدل شده است.

عوامل متعددی را می توان در تشدید این روند دخیل دانست. ناکارآمدی و بازی ائتلاف ضدداعش به رهبری آمریکا در چارچوب سیاست هرج و مرج مدیریت شده و در نتیجه مدیریت داعش به جای مقابله با آن، اشغال سرزمین فلسطین و ادامه جنایات رژیم صهیونیستی و اعمال سیاست نژادپرستانه در سرزمین های اشغالی و تحقیر و تحریک احساسات جوانان مسلمان منطقه که با سیاست های ترامپ از جمله اعلام انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی تشدید شده، سرکوب مطالبات مشروع مردمی از جمله در بحرین و سکوت جامعه بین الملل در قبال آن، فرافکنی امنیتی برخی کشورهای منطقه در انتقال مشکلات داخلی برای انحراف خواسته های ملت های خود به سمت دشمن تراشی خارجی با تمرکز بر ایران هراسی، تجاوز و نقض حاکمیت ملی سایر کشورها مانند حمله نظامی عربستان سعودی به یمن و به خاک و خون کشیدن مردم مظلوم این سرزمین و در عین حال تایید و یا سکوت بسیاری از قدرت های بزرگ در قبال این جنایات و مضافا افزایش جایگاه و نفوذ تفکر و مبانی افراط گرایی های لجام گسیخته شامل ایدئولوژی تکفیری در کنار بحران­های اقتصادی و مالی و فقر جهانی در نظام بین الملل، از عواملی هستند که چالش دامنه دار تروریسم را توجیه و با تشدید این روند، امنیت منطقه را با تهدید جدی روبه رو ساخته است.

آقای رئیس، حضار محترم

شکست و نابودی بنیادهای گروه تروریستی داعش اگرچه با تلاش و فداکاری نیروهای مسلح و ملت مبارز عراق و سوریه و حمایت همه جانبه ایران و روسیه در یک همکاری منسجم حاصل شد و تب تروریسم در غرب آسیا فروکش کرده و این منطقه از شرایط بحرانی دینامیک خارج شده است، اما هنوز با نابودی این تفکر فاصله داریم. شباهت های ساختاری و ایدئولوژیک این پدیده ناهنجار با موج جدید بنیادگرایی در جهان در بسیاری از ابعاد به صورت چشمگیری نشان از تحول و دگردیسی این تهدید جهانی دارد. این تحول را می توان در سبک و شیوه نوین عملکرد و سیاست گذاری های رادیکال گروه تروریستی داعش نیز مشاهده کرد. شکست کامل این گروه تروریستی نیازمند شناخت و شکست دادن تمامی ابعاد فکری، رفتاری و عملیاتی آن است. این نقش ها در قلمرو مجازی، عملیات ایذایی و انتحاری، گرگ های تنها و استقرار سرزمینی یا قلمرو سازی در جغرافیای دولت های آشوب زده بازنمایی و حفظ می شود و همه این فضا ها قابلیت تبدیل به فضای تهدید علیه کشورهای منطقه و فرامنطقه ای را دارا هستند.

علاوه بر آن، شکست داعش به مثابه شکست سیاست منطقه ای آمریکا است و لذا به ظن بسیار قوی باید انتظار داشت که این شکست آغاز یک دوره جدید از خصومت ها و تنش های منطقه ای برای پر کردن خلاءهای کنونی و رقابت تثبیت حضور قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در نقاط مواجه با بی ثباتی شود. به عبارتی تا زمانی که عوامل اصلی ایجاد داعش پابرجاست و در شرایطی که تسلیح کشورهای متجاوز و آشوب ساز تحت قراردادهای ده ها میلیارد دلاری برخی کشورهای منطقه با غرب و بویژه آمریکا استمرار داشته باشد و تا زمانی که دولت آمریکا منفعت طلبی را محور سیاست خارجی خود قرار داده و بر عدم مسئولیت پذیری در قبال سیاست های نابخردانه خود در صحنه بین الملل ادامه دهد که البته با روی کارآمدن دونالد ترامپ و تیم افراطی وی هیچ چشم انداز روشنی بر آن متصور نیست باید منتظر ماند که این خطر از جایی دیگر ظهور و بروز پیدا کند و شرایط سخت تر و پیچیده تر را برای منطقه رقم بزند.

ریاست محترم، خانم ها و آقایان

متاسفانه باید بگویم که با چنین شرایطی، منطقه ما با ثبات فاصله غم انگیزی دارد، چرا که نه کار گروه داعش به طور کامل تمام شده و نه تنش های منطقه ای عمیق بین بازیگران منطقه ای و فرامنطقه­ای چشم انداز روشنی را فراروی تحقق امنیت منطقه قرار می دهد. بزرگترین مشکل منطقه برای استقرار امنیت و ایجاد ثبات دراز مدت این است که کشورهای منطقه فهم مشترکی از دردهای مشترک ندارند. برخی دولت های منطقه به جای پناه بردن به پیوندهای درون منطقه ای و تکیه بر وحدت و امنیت بومی، با پناه بردن به قدرت های منفعت طلب، سعی در خریداری امنیت دارند. تا این درد درمان نشود، افق روشنی برای برقراری امنیت در منطقه نمی توان متصور شد.

– جمهوری اسلامی ایران معتقد است که در روند بحران های نوظهور، افراط گرایی و تروریسم مهم ترین چالشی است که جان میلیونها انسان را برای آینده پیش رو در بالاترین سطح تهدید می کند و مقابله موثر با این تهدید مشترک و ایجاد ثبات و امنیت پایدار در منطقه، مستلزم اتخاذ سیاست دفاعی همکاری جویانه و پیگیری نظم امنیتی آسیایی مبتنی بر پیوندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی درون منطقه ای است.

– معتقدیم تهدیدات تروریسم در ابعاد مجازی، سایبر، عملیات ایذایی و انتحاری یا قلمرو سازی در جغرافیای دولت های آشوب زده، همکاری کشورهای منطقه در عرصه اطلاعاتی و امنیتی را به ضرورتی حتمی تبدیل نموده است. تجربه همکاری میان کشورهای سوریه، عراق، ایران و روسیه در مقابله با داعش که اخیراً ترکیه نیز به این روند پیوسته، می­تواند به الگویی برای تسری آن به تمامی کشورهای منطقه باشد.

– جمهوری اسلامی ایران ضمن مخالفت با یکجانبه گرایی و سلطه طلبی های آمریکا وتاکید بر نقش مخرب و بی­ثبات کننده رژیم صهیونیستی در ایجاد و گسترش تفکر افراط گرایی و خشونت، هرگونه سیاست مداخله، تجاوز و تجزیه طلبی در خصوص کشورهای منطقه را مغایر با اراده و منافع دولت و ملت­های منطقه می داند و با استقبال از نقش سازنده روسیه در منطقه، راهبرد امنیت سازی را در حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشورهای منطقه موثر و مفید می داند و به جای موازنه سازی، مشارکت جویی را توصیه می کند.

– جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر ابتکار عمل سیاسی مشترک در حل بحران سوریه، مخالف هرگونه تجاوز نظامی به سرزمین سایر کشورها و ضرورت احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی آن ها بوده و آمادگی دارد تا با همراهی و همکاری منطقه ای به رنج و محنت مردم مظلوم منطقه همچون یمن پایان دهد.

– ما توافق برجام را نمونه موفق یک همکاری جمعی بین المللی می دانیم که نتیجه تلاش و همکاری کلیه طرفین در چارچوب احترام متقابل به حقوق ملی و بین المللی و دستیابی به یک مفاهمه در حوزه امنیت منطقه ای و بین المللی می باشد. بدعهدی آمریکا و همراهی برخی شرکای غربی آن و بهانه جویی های آنها در اجرای این توافق را عامل آسیب به فضای اعتماد در صحنه بین المللی تلقی کرده و با اعلام پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود در این توافق همانند سایر تعهداتش، هشدار می دهم عوامل بر هم زننده این توافق مسئول عواقب سوء آن بر نظم و امنیت بین المللی خواهند بود.

– جمهوری اسلامی ایران تقویت قدرت دفاعی و اقتدار دفاع بازدارنده به ویژه در حوزه موشکی را حق طبیعی خود در دفاع مشروع منطقه ای می داند و توسعه و تقویت آن را برای مقابله با تهدیدات متنوع و نوظهور ضروری می داند و با قاطعیت آن را پیگیری خواهد کرد.

در پایان ضمن تشکر مجدد از ژنرال سرگئی شایگو و همکاران و برگزارکنندگان این کنفرانس مهم و موثر امیدوارم که این مسیر نتایج مورد انتظار در تحقق امنیت منطقه ای را به همراه داشته باشد».


بحران سوریه راه حل نظامی ندارد



خبرگزاری ایسنا: رئیس جمهوری اسلامی ایران روند مذاکرات آستانه و نقش ایران، ترکیه و روسیه در حل بحران سوریه را کلیدی و حائز اهمیت برشمرد و تاکید کرد: تلاش واقعی برای پایان بحران سوریه و ایجاد بسترهای لازم برای بازسازی این کشور و فراهم کردن زمینه‌های بازگشت آوارگان به محل زندگی خود باید مورد اهتمام سه کشور و جامعه جهانی قرار گیرد.

متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای اردوغان، رییس جمهور محترم ترکیه؛ جناب آقای پوتین، رییس جمهور محترم روسیه

در ابتدا لازم می دانم از جناب آقای اردوغان به خاطر میزبانی دومین نشست سران روند آستانه تشکر کنم.

حدود پانزده ماه پیش، ایران، روسیه و ترکیه روند آستانه را به منظور موفقیت بیشتر مبارزه با تروریسم؛ مقابله با تمایز دینی، مذهبی و قومی؛ خاموش کردن شعله های منازعه و سرانجام تحقق صلح فراگیر در سوریه شکل داده و از آن زمان تاکنون آن را با جدیت دنبال کرده اند. تعیین چهار منطقه برای کاهش تنش در سوریه توانست پس از ۶ سال، درگیری ها را در مناطق مختلف محل سکونت بخش عمده جمعیت سوریه مهار و اراده ترک مخاصمه را در بین طرف‌های سوری ایجاد و به مرور تقویت کند.

در اینجا لازم است بر نقش کلیدی سه کشور ضامن روند آستانه تأکید نمایم. چنانچه این سه کشور هماهنگی لازم را نداشتند و چنانچه دولت سوریه همکاری مناسب را با روند آستانه نداشت، هم اکنون با وضعیت بسیار پیچیده تری در سوریه مواجه بودیم. لذا امروز برای تکمیل این روند، باید به تلاش و هماهنگی خود برای برقراری صلح و ثبات در سوریه ادامه دهیم. قطعا نقش ارزشمند روند آستانه فضای مناسبی را برای ایفای نقش سازمان ملل متحد در این زمینه به وجود آورده است.

گرچه از همان ابتدا، برخی از دولت‌ها، در برابر روند آستانه کارشکنی کرده‌اند، لکن تحرکات بین المللی برای حل بحران سوریه مستقیم یا غیر مستقیم از روند آستانه تاثیر مثبت پذیرفته و حتی برخی از مفاد مصوبات شورای امنیت، پیش‌تر و در فرآیند آستانه مورد هماهنگی سه کشور ضامن قرار گرفته بود.

گرچه داعش، النصره و دیگر گروه های تروریستی ضربه های اساسی خورده و در آستانه نابودی قرار گرفته اند، اما متاسفانه هنوز برخی به مسلح کردن و استفاده ابزاری از آنها ادامه داده و تروریست ها را قادر ساخته اند اقدامات وحشیانه خود علیه مردم سوریه از جمله ساکنان دمشق را تداوم بخشند. تهدید مداوم دولت سوریه به قرار گرفتن در معرض اقدام نظامی خارجی، فشار بی‌وقفه برای جلوگیری از سرکوب گروه‌های تروریستی و عدم توجه به اجرای متوازن تمام بندهای قطعنامه ۲۴۰۱، منجر به ناکارآمدی این قطعنامه و فشار مضاعف بر مردم سوریه شده است.

بی تردید بخشی از فشارهای وارده بر مردم سوریه، نتیجه عملکرد دول زیاده‌ خواه غربی و به ویژه آمریکا است. به نحوی که با کمال تاسف باید گفت، جان، مال، ناموس و همه هستی شهروندان سوری، از نظر این دولتها، وجه‌ المعامله‌ای است که فقط زمانی ارزش دارد که منافع آنها در خطر قرار گرفته باشد.

دولت آمریکا باید به این سوال پاسخ دهد که هزاران کیلومتر دور از سرزمین خود در سوریه چه می کند؟ و نظامیان آمریکا به دعوت چه کسانی در سوریه حضور دارند؟ حضور غیر قانونی و مداخله نظامی آمریکا در سوریه به منظور افزایش تنش و نهایتا تجزیه این کشور است. مردم سوریه که از جنگ با تروریست ها سربلند بیرون آمده اند، به هیچ وجه اجازه نمی دهند که قدرت های خارجی در پی تجزیه کشورشان باشند و قاطعانه با این امر مبارزه خواهند کرد.

از سوی دیگر، حمایت های روزمره رژیم صهیونیستی از تروریست ها در سوریه و نقض حاکمیت و تمامیت ارضی آن کشور بر پیچیدگی بحران افزوده است. جامعه بین المللی نباید نسبت به این تجاوزات و دیگر جنایات رژیم صهیونیستی از جمله علیه مردم فلسطین که اخیرا تظاهرات مسالمت آمیز آنها را به خاک و خون کشید بی تفاوت باشد.

دوستان گرامی،

از زمان نشست قبلی ما در سوچی، تحولات سیاسی و میدانی مهمی در صحنه سوریه رخ داده است. مهمترین تحول در عرصه سیاسی، برگزاری نشست اول کنگره گفتگوی ملی سوریه با مشارکت نمایندگان گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی این کشور در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۸ در سوچی و بیانیه پایانی مصوب شرکت کنندگان در این کنگره است که در صورت مدیریت صحیح روند پی گیری و اجرای این مصوبات، به ویژه در زمینه شکل گیری کمیته بررسی موضوعات مربوط به اصلاح قانون اساسی سوریه، می توان گام موثری در مسیر اعاده صلح و ثبات به سوریه برداشت. برای رسیدن به این هدف لازم است با اجتناب از شتاب زدگی و تحمیل اراده نیروهای خارجی به طرف های سوری، زمینه اجرای مصوبات این کنگره و شکل گیری کمیته مزبور در فضایی از تفاهم و همکاری را فراهم کرد. روشن است که هدف از برگزاری کنگره گفتگوی ملی، تمهید مقدمات گفتگوی سوری- سوری و تعیین سرنوشت آینده سوریه توسط مردم این کشور بدور از مداخله بیگانگان است و تلاش های مشترک سه کشور ضامن روند آستانه و نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد می بایست در همین چارچوب و با حفظ این هدف گیری اساسی انجام شود.

درگیری های غوطه شرقی دمشق و عفرین در شمال سوریه، از مهمترین تحولات میدانی است که در فاصله دو اجلاس سران آستانه رخداده است. تحول نخست با توافقات جدید انجام شده، منجر به خروج مسلحین از بخش های عمده منطقه غوطه شده و با کمک به امنیت پایتخت و ساکنان آن می تواند گامی در مسیر اعاده آرامش و ثبات به سوریه باشد. تحولات عفرین نیز برنامه برخی قدرتها برای سوء استفاده از تمایزات قومی و نژادی در مسیر تثبیت تجزیه سوریه و دیگر کشورهای منطقه را تحت الشعاع قرار داد اما تنها در صورتی می تواند به تحقق اهداف مشترک ما در روند آستانه کمک کند که خود منجر به نقض تمامیت ارضی و حاکمیت ملی سوریه نشده و کنترل این مناطق در اختیار ارتش سوریه قرار گیرد که علیرغم رویارویی های جاری، همچنان نماد حاکمیت ملی کشور است.

برای موفقیت بیشتر تلاش‌های مشترک سه کشور، لازم می دانم بر گسترش هماهنگی‌ها میان سه کشور بر اساس مبانی مشترک زیر تأکید نمایم:

۱٫ بحران سوریه راه حل نظامی و یا تحمیل شده از خارج ندارد و آینده سوریه تنها از طریق انتخاب دمکراتیک مردم سوریه رقم خواهد خورد. جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بحران بر غیرقابل قبول بودن راه‌حل نظامی برای بحران سوریه تأکید کرده و طرحی چهار ماده‌ای را بر همین اساس ارائه داد. کنگره گفتگوی ملی سوریه، زمینه مناسبی را برای آغاز فرآیند حل و فصل مسالمت آمیز بحران سوریه فراهم آورده است. گفتگوهای سوری-سوری باید تا رسیدن به یک راه حل مرضی الطرفین از جمله انجام اصلاحات لازم در قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد و سالم ادامه یابد. دخالت بیگانگان در تعیین نوع و شکل حکومت سوریه تنها تداوم بحران را به دنبال دارد.

۲٫ وضعیت انسانی در سراسر سوریه اسفناک بوده و جامعه بین المللی موظف است نسبت به ارائه کمک های انسانی به همه نقاط سوریه تلاش کند. در این زمینه بدون نقض حاکمیت ملی سوریه، می بایست اطمینان حاصل شود که این کمک ها به طور سریع و ایمن به تمام نقاطی که نیازمند هستند ارسال شود. شهروندان بی گناه سوری، چه در غوطه باشند یا در عفرین و یا در فوعا و کفریا باید مورد حمایت جهانی قرار بگیرند. در عین حال تلاش واقعی برای پایان بحران سوریه و ایجاد بسترهای لازم برای بازسازی این کشور و فراهم کردن زمینه‌های بازگشت آوارگان به محل زندگی خود می بایست مورد اهتمام ما و جامعه جهانی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران آماده حضور موثر در بازسازی سوریه است.

۳٫ حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت و استقلال سوریه باید در همه شرایط محترم شمرده شود. حضور نیروهای بیگانه در سوریه بدون موافقت دولت آن کشور غیرقانونی بوده و باید متوقف و پایان داده شود. چشمداشت بیگانگان به سرزمین سوریه و تلاش برای تجزیه آن کشور تحت هیچ شرایطی پذیرفته نیست و صلح و ثبات در سوریه را به مخاطره خواهد انداخت.

۴٫ ضروری است مبارزه با تروریسم در سوریه تا ریشه کن شدن همه گروه های تروریستی، ادامه یابد. کشورهایی که هنوز دل در گروی پیروزی تروریست ها در سوریه دارند باید به خود آیند و با قطع کمک به آنها بیش از این خود را در مقابل مردم سوریه قرار ندهند.

در پایان، ضمن تشکر مجدد از رییس جمهور ترکیه بابت میزبانی نشست امروز سران، از دولت قزاقستان برای میزبانی اجلاسیه های روند آستانه تشکر می کنم. امیدوارم با یاری خداوند متعال، تداوم تلاش های مشترک ایران، روسیه و ترکیه در اسرع وقت به خاتمه جنگ و خونریزی در سوریه منجر شود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


لباس ریاست جمهوری ۱۴۰۰، بر تن یک نظامی؟



روزنامه اعتماد نوشت: جريان‌هاي سياسي از همين حالا خواب ١٤٠٠ را مي‌بينند، چنانچه اصولگرايان از تشكيل زودهنگام ستادهاي انتخاباتي و وصل كردن سفرهاي استاني ٩٦ به ١٤٠٠ فراتر رفته و مشغول تئوريزه كردن انتخابات آتي شده‌اند.

آنچه محمد پورمختار، نماينده اصولگراي مجلس در مورد ضرورت سپردن زمام امور به دست يك رييس‌جمهور نظامي گفت تقريبا در هياهو و شلوغي روزهاي آخر سال گم شد اما اصولگرايان و رسانه‌هاي‌شان اين رشته را رها نكرده و بر همان طبل مي‌كوبند. اينكه به دنبال پوشاندن رداي رياست‌جمهوري بر تن سردار سليماني هستند يا قصد رونمايي از فرمانده ديگري را دارند؛ بحث ديگري است اما در مرحله فعلي اصرار به اثبات مهيا بودن فضاي جامعه براي استقبال از يك رييس‌جمهور نظامي دارند.

خشت اول همان بود كه پورمختار، عضو كميسيون حقوقي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگويي با خبرآنلاين گفت: «اگر يك نظامي رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد». شناسايي چهره‌هاي نظامي با پتانسيل تكيه زدن بر كرسي رياست‌جمهوري گام بعدي است و جريان اصولگرا فعلا توان خود را صرف قبولاندن سناريوي نياز به رييس‌جمهور نظامي مي‌كند. از همين رو «نامه‌نيوز» اين خط را در گفت‌وگو با ابراهيم فياض جامعه‌شناس سياسي اصولگرا ادامه مي‌دهد. فياض در اين گفت‌وگو تلاش مي‌كند تا ثابت كند كه در انتخابات آتي، نظامي‌ها با اقبال مردمي مواجه شده و كشور را نجات مي‌دهند.

او مي‌گويد «اقتداري ديگر در حوزه سياسي وجود ندارد و ادامه يافتن اين وضعيت كشور را به فروپاشي و تجزيه مي‌كشاند براي همين جامعه به سمت ديكتاتوري با ادبيات نظامي مي‌رود تا او ظرف دوره‌اي ٨ ساله با از بين بردن طبقه اشرافيت و مافيا افق جديدي را پيش روي كشور بگشايد». تحليلگران و فعالان سياسي اصلاح‌طلب اما دست رقباي خود را خوانده‌اند. به همين خاطر هم مصطفي تاجزاده قبل از آنكه فياض اين حرف‌ها بزند، توييت كرده بود «عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس كه سابقا نظامي بوده گفته اگر يك نظامي رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد. گويا دولت پنهان تاب مستوري از دست داده و قصد قبضه ظاهر و باطن قدرت را دارد.»

او در توييت ديگري نوشته بود: «مبارزه با اشرافيت فقط بهانه‌اي بود براي حذف هاشمي. هدف دولت پنهان جمهوري‌ستيزي و دشمن‌تراشي و تك‌صدا كردن نظام است». ابراهيم فياض اما از خودآگاهي اجتماعي و مخالفت با اشرافي‌گري آغاز كرده و به اين نتيجه مي‌رسد كه كشور به يك نگاه اقتداري نياز دارد. او با اين توضيح كه جامعه فعلي به چهار طبقه اشرافي، مافيا، متوسط و فقير تقسيم شده است، اين سوال را طرح مي‌كند كه چه كسي و چه ساختار تئوريكي قادر به اجراي عدالت است و خود پاسخ مي‌دهد: «مشابه تاريخي‌اش دقيقا بعد از مشروطه و زمان دولت قاجار است كه ايران اشغال مي‌شود، خارجي‌هايي مي‌خواهند ايران را بين خود تقسيم كنند، بُعد داخلي هم به‌شدت دچار بحران و ناامني به‌شدت در حال افزايش است… خب اين دو با هم متحد شود، كسي عين رضاخان را مي‌خواهند… آن چيزي كه الان است، يك فرمولي دارد؛ ما موقعي كه در بُعد سياسي شكست مي‌خوريم، ديگر اقتدار از بين مي‌رود و تبديل به قدرت مي‌شود، يعني شاخص قدرت، نظامي‌گري است.

حاتمي كيا در اختتاميه فيلم فجر چه گفت؟ اينها همه نشان مي‌دهد كه آن نظامي‌گري دارد مي‌آيد. يعني گفت كه من يك فيلمساز وابسته‌ام. اينها همه‌اش همين است، يعني ديگر اقتدار از بين رفته، ما اقتدار نداريم، سياست با تمام تعبيرهايش از بين رفته، سياسيون همه محافظه‌كار شده‌اند و دنبال يك نوكري مي‌گردند… جامعه پذيراي رييس‌جمهور شدن يك فرد نظامي است. يعني با اين بي‌نظمي داخلي و تحميل‌ها و تحقير خارجي، حتما اين كار مي‌شود.»

محمد صادق جوادي حصار، فعال سياسي اصلاح‌طلب اما پيش از آنكه جامعه شناس اصولگرا تجربه روي كار آمدن رضاخان را ملاك قرار داده و بخواهد ثابت كند كه وقت بازگشت به دوران اقتدار نظاميون است، در گفت‌وگو با آفتاب يزد گفته بود: «در دوران تاريخ معاصر ما يك تجربه كاملا متفاوت نظامي داشتيم. در دوره‌اي كشور در هرج و مرج و ملوك‌الطوايفي و ناامني حضور داشت وهر كسي براي خودش حكومتي تشكيل مي‌داد در آن زمان يك شخص در سال ١٣٠٠ با اتكا بر قدرت نظامي روي كار آمد و كشور را يكپارچه كرد. ولي هم‌اكنون نه وضعيت كشور، ملوك‌الطوايفي است و نه در يكصد سال پيش زندگي مي‌كنيم. اينكه شخصي به عنوان نظامي بخواهد سركار بيايد بيشتر معناي ديكتاتوري مي‌دهد. رييس‌جمهور بايد از مسائل نظامي سر دربياورد نه اينكه خودش نظامي باشد. كسي مثل حسن روحاني كه دوره جنگ را تجربه كرده، نيروهاي امنيتي و نظامي را ديده و عضو شوراي عالي امنيت ملي بوده، به مسائل نظامي آگاه است. از سويي كشور كه با فرد اداره نمي‌شود كه بخواهيم بگوييم بايد يك نظامي آن را اداره كند. از نظر من سخن اخير، سخن ناپخته‌اي است.»

جوادي حصار در پاسخ به اينكه آيا گفته پورمختار به معناي زمينه‌سازي افرادي با سابقه نظامي به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري است، گفته بود: «حقيقت اين است كه اگر كسي از سوي اصولگرايان با پيش‌فرض نظامي بودن و تبليغ روي آن ويژگي كانديدا شود، مي‌سوزد و راي نمي‌آورد. پس بهتر است اصولگرايان با اين شيوه پيش نروند.

نظاميون ناكام

چالش جدي اصولگرايان در سناريوي معرفي كانديداي رياست‌جمهوري نظامي اين است كه قبلا هم گزينه‌هايي همچون محسن رضايي و محمدباقر قاليباف را به ميدان فرستاده و شكست خورده‌اند. اگرچه هر دو گزينه مورد اشاره زماني كانديداي رياست‌جمهوري شدند كه لباس نظامي به تن نداشتند اما هنوز هم با همان پيشينه نظامي شناخته مي‌شوند. هواداران رييس‌جمهور نظامي خوب مي‌دانند كه عدم اقبال مردم از قاليباف و رضايي چشم اسفنديار اين سناريو است و به همين خاطر از همين ابتداي كار به شيوه‌هاي مختلف قصد توجيه و عبور از اين ضعف را دارند. پورمختار در مصاحبه خود گفته بود: «من به لحاظ شناختي كه از محسن رضايي داشتم ايشان را يك آدم استراتژيست و داراي تفكر مي‌دانم و بر همان مبنا اعتقاد دارم كه اگر ايشان رييس‌جمهور مي‌شد نه به لحاظ تعصب نظامي‌گري و پاسداري، بلكه به خاطر شخصيت خودش با همين نگاه به ايشان راي دادم و روي همين اساس ولي خب ديدگاهي وجود دارد و بعضا هم رسانه‌ها اين را تشديد مي‌كنند و گسترش مي‌دهند كه نظامي‌ها نبايد رييس‌جمهور شوند، من اعتقاد دارم كه اگر يك نظامي، رييس‌جمهور شود حتما مي‌تواند كشور را از مشكلات نجات بدهد.»

روزنامه آفتاب يزد نيز بر مبناي شكست‌هاي انتخاباتي رضايي و قاليباف، اظهارنظر اخير پورمختار را بسترسازي براي ورود سردار سليماني به عرصه انتخابات تلقي كرده و با اشاره به شايعات مبني بر كانديداتوري او در سال ٩٢ نوشت: «اسطوره‌سازي از وي به قدري موفق بوده كه جناح چپ يا راست از او تعريف مي‌كنند و احساسات خوبي در دل مردم نيز ايجاد كرده است. سليماني ظرفيتي به مراتب قوي‌تر از قاليباف و محسن رضايي براي جلب آراي مردم و پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري است. هر چند بسياري معتقدند كه امروز نياز كشور حضور او در فرماندهي سپاه قدس است نه رياست‌جمهوري.»

ابراهيم فياض اما در توجيه علت عدم استقبال مردم از رضايي و قاليباف گفته است: «آنها از اول نظامي نبودند، وقتي هم دوباره سياسي شدند، آنها را ادا و قر روشنفكري گرفته بود. چه قاليباف و چه محسن رضايي را. شما نگاه كنيد، اداي روشنفكري در آنها بود… اگر كسي الان بيايد، مثلا فرض كنيد سعيد جليلي را مي‌خواهم بگويم كه هنوز روحيه بسيجي و نظامي‌گري دارد و قدرت و نظامي‌گري را مطرح كند، پيروز مي‌شود… اشتباه ما اين است كه دنبال شخص مي‌گرديم. من مي‌گويم كه اتفاقا مثل ناپلئون يك‌باره پيدايش مي‌شود، مثل هيتلر يك‌باره پيدايش مي‌شود و انتخابات را مي‌برد. چون الان مردم ديگر خسته‌اند از اين نظم اجتماعي كه گفتم كه هيچ اقتدار سياسي در اين مملكت وجود ندارد و همه از بين رفته است.»

او در پاسخ به سوالي در مورد احتمال راي‌آوري سردار سليماني نيز گفته است: «معلوم نيست، اصلا شايد راي نياورد… مردم در ١٤٠٠ دنبال يك شخصيتي مي‌گردند كه ادبيات قدرتي، نه اقتداري و ادبيات نظامي‌گري، نه سياسي داشته باشد.»

تفكر نظامي به جاي رييس‌جمهور نظامي

راهكار جامعه‌شناس اصولگرا براي به فراموشي سپردن شكست‌هاي قبلي و موفقيت در اقناع جامعه به ضرورت حكمراني نظاميان آن است كه به جاي رييس‌جمهور نظامي از رييس‌جمهوري با تفكر نظامي استقبال شود. او به روي كار آمدن بوش بعد از كلينتون اشاره كرده و تاكيد كرده كه «جريان جهاني دارد به طرف اين مي‌رود، چين ديگر همه جنگش با امپراتوري‌اي بود كه مادام‌العمر نباشد و رهبرش عوض شود، بعد معلوم شد كه خود حكومت كمونيستي مي‌خواهد بشود امپراتوري؛ مثل پوتين. پوتين هم گفته ٢٠٢٤ قانون اساسي را عوض مي‌كنم. الان كره جنوبي با همه دموكراسي‌اش كه يك نفر فقط پنج سال مي‌توانست رييس‌جمهور باشد، قانونش را عوض كرد و رياست جمهور دو دوره چهارساله شد. ترامپ هم همينطور، يعني ادبيات حكومت‌ها دارد به‌شدت متمركز و قدرت‌محور مي‌شود.»

در حقيقت فياض از پورمختار هم فراتر رفته به جاي آنكه بگويد نظامي‌گري كشور را نجات مي‌دهد، مدعي است كه قدرت‌محوري و حكومت‌هاي متمركز در جهان قدرت گرفته و راه ديگري وجود ندارد. او از پورمختار يك گام جلوتر گذاشته زيرا تاكيد مي‌كند كه رييس‌جمهور بعدي مي‌توان نظامي نباشد اما بايد تفكر نظامي‌گري داشته باشد. مشخصا از جليلي نام مي‌برد و گريزي هم به صحبت‌هاي رهبري در مورد آتش به اختياري مي‌زند. فياض گفته است: «آتش به اختيار همان است، يعني اتفاقا بايد يك كساني بيايند سر كار كه حزبي نيستند». پيش‌بيني اين جامعه‌شناس اصولگرا اين است كه مردم در ١٤٠٠ يك ديكتاتوري نوساز را انتخاب مي‌كنند تا كشور اداره شود، فقر نباشد، شغل ايجاد شود و… او با اشاره به اينكه قاليباف هم گفته بود من رضاخان حزب‌اللهي هستم، تاكيد مي‌كند كه بعيد است جامعه فعلي ايران به سمت محافظه‌كاري برود و نوسازي آمرانه را ترجيج خواهد داد.

بدون شك اين مردم هستند كه در انتخابات ١٤٠٠ حرف آخر را زده و نشان مي‌دهند كه به رييس‌جمهور نظامي يا رييس‌جمهوري با تفكر نظامي مايل هستند يا نه؟ اما آنچه مسلم است اصولگرايان از همين حالا تلاش خود را شروع كرده و سعي دارند كه نظامي‌گري و اقتدارگرايي را بر جامعه حاكم كنند.


راه‌حل مشکل سوریه، نظامی نیست



ایسنا: حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی پیش از ترک تهران در پایون فرودگاه مهرآباد با اشاره به اینکه سفر من به ترکیه به دعوت رییس‌جمهور این کشور برای حضور در دور دوم مذاکرات سه‌جانبه ایران، ترکیه و سوریه انجام می‌شود، اظهار کرد: موضوع این مذاکرات، آینده سوریه است که در این دیدار مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

وی افزود: این دومین نشست سه کشور است که اولین نشست در سوچی روسیه برگزار شد و به دنبال آن نشست، کنگره‌ای بین معارضین سوریه و نیروهای طرفدار دولت ایجاد شد و قدم‌های مهمی برای آینده سوریه و دموکراسی برداشته شد.

رییس‌جمهور خاطرنشان کرد: این مذاکرات ادامه روند مذاکرات آستانه است. در آستانه تلاش‌های زیادی برای ایجاد مناطق کاهش تنش انجام شد که چهار منطقه کاهش تنش هم مشخص شد ، نیروهای سه کشور ایران، ترکیه ، روسیه و خود سوریه در آن حضور دارند در استان‌های حلب ، ادلب ، حماء حمص و جنوب سوریه این روند ادامه دارد .

وی با بیان اینکه در سوریه مشکلات ادامه دارد، خاطرنشان کرد: علاوه بر تفرقه‌های قومی و نژادی متاسفانه هنوز مداخلات خارجی در سوریه وجود دارد و آنها تروریست‌ها را تقویت می‌کنند. حضور نیروهای آمریکایی در بخش‌هایی از سوریه به ویژه مناطق شرقی سوریه را شاهد هستیم. علی‌القاعده آمریکا دنبال عدم استقرار کامل دولت سوریه بوده و حتی به فکر تجزیه این کشور هم است. دخالت‌های نیروهای صهیونیستی نیز بر مشکلات افزوده است. آنها حاکمیت ملی سوریه را محترم نمی‌شمارند، برخی مناطق این کشور را بمباران و از تروریست‌ها حمایت می‌کنند.

روحانی همچنین با اشاره به اینکه ما معتقدیم موضوع سوریه راه‌حل نظامی ندارد، تصریح کرد: باید از طریق راه‌حل‌های سیاسی و گفت‌وگوهای فراگیر، عادلانه و آزاد به دنبال نتایجی باشیم که مدنظر مردم سوریه است با این وجود مبارزه با تروریسم باید تا پایان ادامه یابد. درست است که داعش ضربه اساسی خورده است اما گروه‌های تروریستی دیگری در سوریه فعال هستند.

وی ادامه داد: نیروهای خارجی نباید نسبت به آینده سوریه دخالت کنند زیرا آینده این کشور متعلق به مردم سوریه است و آنها باید تصمیم بگیرند و بر همین مبنا جامعه جهانی باید نظر مردم سوریه را تایید کند. علاوه بر این در سوریه مشکلات انسانی وجود دارد و باید به همه مردم این کشور کمک‌های انسان دوستانه برسد.

رییس‌جمهور بیان کرد: حضور نیروهای خارجی در سوریه بدون اجازه دولت این کشور، غیرقانونی و غیرمنطقی است و باید به آن خاتمه داد.

به گفته وی، مساله بازسازی سوریه، تدوین و اصلاح قانون اساسی این کشور نیز از موضوعات مهم دیگری است که در این مذاکرات مورد بررسی قرار می‌گیرد.

رییس‌جمهور ادامه داد: به جز این مسائل، ایران همواره با ترکیه و روسیه مذاکرات دوجانبه‌ای داشته که این مذاکرات در این سفر ادامه می‌یابد. ما مسائل مهم و فراوانی با روسیه و ترکیه داریم. روسیه سرمایه‌گذاری‌های خوبی در زمینه راه‌آهن، نیروگاه اتمی و نفت و گاز آغاز کرده که این روند ادامه می‌یابد. در مسائل تجاری نیز مذاکرات ما در حال نهایی شدن است.

روحانی در پایان گفت: با ترکیه نیز مسائل مشترکی در زمینه حمل و نقل و مسائل اقتصادی داریم که در این سفر این موضوعات را دنبال می‌کنیم.


ناکامی اختلاف‌افکنی میان نیروهای نظامی عراقی



 خبرگزاری مهر: به نقل از السومریه نیوز، حیدر العبادی نخست وزیر عراق عنوان کرد: بعد از اینکه چالش ها را پشت سر گذاشتیم صفحات جدیدی را گشودیم و یقین داریم که در مرحله بازسازی نیز پیروز خواهیم شد.

وی افزود: جهان منتظر تجزیه عراق بود ولی ما توانستیم با اتحاد و مقاومت به پیروزی برسیم.

نخست وزیر عراق با اشاره به شکست تلاش ها برای اختلاف افکنی میان ارتش، حشد شعبی و نیروهای پیشمرگه، گفت: ما از این نیروها می خواهیم که به تلاش برای ایجاد یأس و ناامیدی توجه نکنند.


1 2 3 4