Tag Archives: نخستين

نخستين رسيدگي به شکايت عليه فيلترينگ تلگرام


روزنامه شرق: اولين جلسه دادرسي شکايت جمعي از وکلا از مقام قضائي صادرکننده دستور انسداد تلگرام، صبح روز گذشته برگزار شد. مدت کوتاهي بعد از صدور حکم فيلتر تلگرام از سوي بازپرس شعبه دوم دادسراي فرهنگ و رسانه، شش وکيل دادگستري عليه اين مقام قضائي به‌ دلیل «سلب آزادي شخصي افراد ملت» شکايت کردند. جواد پارسا، يکي از آن شش وکيل است. او دراين‌باره به «شرق» گفت: «اول شش وکيل شکايت کرديم، اما کمي بعد دو نفر از همکاران خانم ما نيز جداگانه شکايت کردند». در جلسه دادرسي تمام شاکيان حضور داشتند. در کنار هشت وکيل، يک شهروند اصفهاني نیز از اين بازپرس شکايت کرده بود. به‌ گفته پارسا، گويا او به دليل ازدست‌دادن شغل خود به‌ واسطه انسداد تلگرام، اقدام به شکايت کرده است.

جواد پارسا درباره ملاحضات حقوقي اين شکايت توضيح داد: «چون شکايت ما از کارمند دولت و مقام قضائي بود، به دادسراي کارکنان دولت شکايت کرديم». اين وکيل دادگستري درباره تفاوت شکايت به دادسراي رسيدگي به جرائم کارکنان دولت و دادسراي انتظامي قضات توضيح داد: «شکايت از تخلفات مقامات قضائي، به دادسراي انتظامي قضات مربوط مي‌شود. تخلف مربوط به اعمال خلاف چارت سازماني است. اگر قاضي مرتکب تخلف شود، بايد به دادسراي قضات شکايت کرد، اما اگر قاضي جرم مرتکب شده باشد، مثلا در خيابان با مشت کسي را زده باشد، بايد شکايت را به دادسراي کارکنان دولت تحويل داد». او توضيح مي‌دهد شکايت آنها ناظر بر وقوع «جرم» بوده؛ بنابراين مراحل مقدماتي شکايت در دادسراي کارکنان دولت پيگيري مي‌شود. البته گفتني است براي مشاغلي مثل قضاوت، جرم تخلف نيز محسوب مي‌شود.

جواد پارسا درباره فرايندي که اين شکايت طي کرده، توضيح داد: «چند روز بعد از اينکه شکايت را طرح کرديم، براي پيگيري به دادسراي مربوطه سر زديم. بازپرس هم دستور تعيين وقت را خطاب به مدير دفترش صادر کرد. مدير دفتر براي بيستم وقت رسيدگي تعيين کرد، اما اين را به ما شفاهي گفت. ما درخواست کرديم کتبي ابلاغ کنند که نپذيرفتند. او درباره محتواي شکايت افزود: «به دلیل اينکه تعداد ما زياد بود، دفاعيات را تقسيم‌بندي کرديم. در جلسه توضيح داديم که دستور فيلترينگ تلگرام، سلب آزادي شخصي افراد ملت بوده و بازپرسي که حکم را صادر کرده، مرتکب جرم موضوع ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامي شده است».

اين جلسه حدود چهار ساعت طول کشيد و تمام شاکيان توضيحات خود را مطرح کردند. تعدادي از شاکيان، لايحه‌هايي را- مجموعه عرايض کتبي- به بازپرس تحويل دادند و ديگران يک هفته براي تحويل لايحه، درخواست وقت- استمهال- کردند. احتمالا اين لايحه‌ها در اختيار متشاکي هم قرار مي‌گيرد تا او نيز توضيحات خود را آماده کند. بازپرس شعبه دو دادسراي فرهنگ و رسانه که در اين پرونده مورد شکايت واقع شده است، در جلسه دادسراي رسيدگي حضور نداشت. البته حضورنداشتن متشاکي، به ‌دلیل جايگاه قضائي اوست که او را از حضور منع مي‌کند.

پارسا درباره آينده اين شکايت توضيح داد: «شايد جلسه ديگري وجود داشته باشد، شايد هم نه. دو حالت وجود داد؛ يا منع تعقيب صادر مي‌شود يا جلب به رسيدگي. اگر منع تعقيب صادر شود، هرکدام از شاکيان حق دارند درخواست تجديدنظر دهند و ما حتما اين کار را مي‌کنيم، اما اگر بازپرس جلب به رسيدگي صادر کند، سرپرست دادسرا که نماينده دادستان است بايد آن را تأييد کند. اگر بين بازپرس و سرپرست اختلاف به‌ وجود بيايد، دادگاه عمومي جزائی رفع اختلاف را انجام مي‌دهد». اين وکيل دادگستري درباره چشم‌انداز‌‌ و هدف پشت اين شکايت گفت: «در جلسه رسيدگي به بازپرس کريمي نیز اين را گفتم که بايد از ما تقدير کنند. قوه قضائيه ملجأ ستمديدگان است. اگر به شما ظلمي بشود، راهي نداريد جزء اينکه به قوه قضائيه برويد. امروز من به‌عنوان شهروند بايد از قوه قضائيه بخواهم و مطالبه کنم. تا الان که به‌خوبي به اين شکايت رسيدگي شده است و بازپرس شعبه ۷ با حوصله به حرف ما گوش کردند و تا اينجا بسيار عالي بود. فارغ از نتيجه، ما حرکت خودمان را انجام داديم و نتيجه‌اي بالاتر از اين نيست که مطالبه‌گري را رواج دهيم و مسئولان را در قبال اعمالشان پاسخ‌گو کنيم».

ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامي که به موجب آن عليه مقام قضائي صادرکننده حکم فيلتر تلگرام شکايت شده، به قرار زير است:

«هريک از مقامات و مأمورين وابسته به نهادها و دستگاه‌هاي حکومتي‌که برخلاف قانون، آزادي شخصي افراد ملت را سلب کند، يا آنان را از حقوق مقرر در قانون‌ اساسي جمهوري اسلامي ايران محروم نمايد، علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت يک‌ تا پنج سال از مشاغل حکومتي به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد. ‌قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ يازدهم دي‌ماه يکهزاروسيصدوهشتادويک مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ ۲۵/۱۰/۱۳۸۱ به تأييد شوراي نگهبان رسيده است».


نخستين زن رهبر اركستر


روزنامه شرق: سوسن اصلاني، آهنگ‌ساز، مدرس و نوازنده سنتور، داراي نشان درجه يك هنري است، او نزد برجسته‌ترين استادان موسيقي دوران تحصيل خود را گذرانده و بهره‌ها گرفته. ايشان همسر استاد بزرگ موسيقي حسين دهلوي است. از سال ١٣٤١ آموزش موسيقي را با ساز تخصصي سنتور در هنرستان موسيقي آغاز كرد. ايشان ‌ اكنون به فعاليت هنري خود ادامه مي‌دهند و مشغول آموزش، آهنگ‌سازي، نوازندگي و سرپرستي گروه خود «خجسته» است و كنسرت‌هاي متعددي در داخل و خارج از كشور برگزار مي‌كند.

نخستين زن رهبر اركستر

به تاريخ و وقايع موسيقي سرزمينم علاقه‌مندم و پيگير آن هستم و از آن بيشتر به بانوان خط‌شكني علاقه دارم كه بدون ترس از قضاوت، بر تابوها و نگاه سنت‌زده اجتماع و گاها زن‌ستيز مي‌تازند و اين مجال را به تاريخ و نسل‌هاي آتي مي‌دهند که نظاره‌گر آنها باشند و با ديدي روشن‌تر از گذشتگان به نقد و تفسيرشان بپردازند.

‌كاش آنان را كه هستند و معاصرشان هستيم، ارج بنهيم و قدردانشان باشيم. چندي پيش در رسانه‌هاي اجتماعي و خبرگزاري‌ها شنيدم از بانوي بزرگوار نزهت اميري به‌عنوان اولين زني كه رهبري اركستر را عهده‌دار بودند نام برده مي‌شود، ضمن احترام به ايشان و اينكه جزء افتخارات موسيقي ما هستند و به وجودشان مي‌باليم، كنجكاو شدم و خواستم نقبي بزنم به گذشته‌هاي دور و حاصل اين جست‌وجو من را رساند به نام سوسن اصلاني.

در تاريخ ٩/١٢/١٣٩٦ با استاد سوسن اصلاني تماس گرفتم تا از خود ايشان ماجرا را جويا شوم. ايشان در ابتدا نخواستند خيلي وارد موضوع شوند و گفتند تا حالا هم سكوت كرده‌ بودند؛ اما با اصرار من و اينكه اين اتفاقات در جريان موسيقي ما تاريخ موسيقي اين سرزمين است و موضوع شما نيستيد، راضي به گفت‌وگو شدند كه حاصل اين گفت‌وگو را از زبان ايشان مي‌شنويم.

ایشان در ابتدا به نیکی از بانو امیری یاد کرده و از زحمات ایشان تقدیر کردند.

ایده‌ تشکیل ارکستر بزرگ چگونه مطرح شد؟

سال‌ها بود که در هنرستان موسیقی تدریس می‌کردم و در آنجا گروه‌نوازی داشتیم. سال‌های آغاز دهه ٧٠، پیشنهاد داده شد یک ارکستر بزرگ شبیه ارکستر ملی که هم سازهای کلاسیک داشته باشد، هم اصیل، درست کنیم؛ البته گروهی داشتیم که فقط از سازهای اصیل استفاده می‌کردند. همراه با ارکستر بزرگ، قطعاتی از استادان بزرگ دهلوی، خالقی، صبا و… را اجرا کردم و این ارکستر یک گروه کُر داشت که بچه‌ها آواز دسته‌جمعی می‌خواندند. حدود ١٠ سال این ارکستر فعالیت داشت و من رهبری آن را عهده‌دار بودم و اجراهای متعددی داشتیم؛ یک هفته در فرهنگ‌سرای نیاوران و چند شب در فرهنگ‌سرای بهمن. پس از آن پیشنهاد دادند چون ارکستر صدادهندگی خوبی دارد، بلیت بفروشید و اجرا داشته باشید؛ چراکه در زمان اجرا شلوغ می‌شد؛ اما هنرستان قبول نکرد و من با این شیوه سال‌ها کار کردم. به یاد دارم یکی از هنرمندان که الان نامش یادم نیست، گفته بود این خانم رهبر چه کسی است که پا در کفش ما کرده!

در آن سال‌ها مشکلی نداشتید؟

نه خوشبختانه؛ ما با پوشش کامل اسلامی بودیم و مشکل خاصی نداشتیم. اعضای گروه همه دختر بودند. فقط سال‌ها بعد اجرایی در هنرستان پسران داشتیم که از همان زمان سنگ‌اندازی‌ها شروع شد و لازم است بگویم تمام این اجراها به صورت تصویری ضبط شده است.

خانم‌هایی که بعد از شما رهبری ارکستر را عهده‌دار بودند، چه کسانی بودند؟

خانم گلنوش خالقی آمد که البته به صورت صحنه‌ای اجرا نداشت و آمدند ایران کارهای پدرشان را در صداوسیما اجرا و ضبط کردند و پس از آن رفتند. بعد از ایشان نیز خانم آذر هاشمی به استخدام صداوسیما درآمدند و ارکستری درست کردند برای خانم‌ها که خودشان آن را رهبری می‌کردند و بعد از ایشان نیز خانم نزهت امیری آمدند که اولین کاری که کردند، تشکیل ارکستر مضرابی بود. در واقع این ارکستر همان ارکستر مضرابی‌ای بود که دهلوی تشکیل داده بود و ٧٢ نوازنده داشت. ایشان خواستند کار دهلوی را مجدد روی صحنه ببرند که زحمتشان شایان تقدیر و ایده‌شان بسیار خوب است. الان هم گویا می‌خواهند این کار را با ارکستر ملی انجام بدهند.

شاید چون ایشان برنامه رسمی داشتند، این تصور شد که اولین زن رهبر ارکستر بوده است.

بله ایشان در تالار وحدت برنامه اجرا کردند و به قول شما حالت رسمی داشت. ما در شرایط دیگری برنامه داشتیم؛ اما من این را با جرئت می‌گویم که تا آن زمان، هیچ خانمی نبود و من اولین زن رهبر ارکستر بودم.