Tag Archives: عرصه

در عرصه رسانه کشور سردرگمی وجود دارد



خبرگزاری مهر: محمدجواد آذری جهرمی در مراسم روز جهانی ارتباطات با انتقاد از سیاستگذاری در عرصه رسانه در کشور، گفت: امسال روز جهانی ارتباطات با حواشی همراه بوده و صحبت های متعددی مطرح شده است که اگرچه نمی خواهم به این حواشی بپردازم اما می خواهم واقعیت هایی را در این زمینه مطرح کنم.

وی با بیان اینکه شاهد وجود یک سردرگمی در سیاست گذاری حوزه رسانه در کشور هستیم، خاطرنشان کرد: شاهد هستیم که مردمی که به نظام علاقه مندند و نمایندگان مجلس را انتخاب کرده و به دولتمردان رای می دهند، دچار بلاتکلیفی و چالش شده اند. روزی مجلس قانون ممنوعیت ماهواره را مطرح می کند و دستگاه قضا حکم آن را ارائه می دهد و پلیس موظف به جمع آوری ماهواره ها می شود که این مسئله نارضایتی مردم را به همراه دارد.

وی ادامه داد: در اینجا اشکال کار از کجاست، که اگر پلیس خلاف حکم قضایی عمل کند قهرمان است و اگر وفق مقررات عمل کند، خائن محسوب می شود. در زمینه فیلترینگ نیز موضوع همین است. فیلتر و فیلترشکن معلول علتی بالاتر هستند.

جهرمی با اشاره به اینکه این چالش از قبل نیز در شبکه های اجتماعی مانند اورکات، فیس بوک، وی چت و وایبر نیز وجود داشت، ادامه داد: هم اکنون مسئله تلگرام است و باید دید بعد از تلگرام موضوع به کجا ختم می شود.

وی با انتقاد از وجود سردرگمی در سیاستگذاری این حوزه تاکید کرد: باید یک سیاست و تکلیف را مشخص کنیم و نباید با سیاستهای مختلف، نیروها و منابع انسانی را تغییر داده و نابود کنیم.

وی با اشاره به اینکه سیاست دولت باید در تقابل با افکار عمومی مشخص باشد، گفت: هم اکنون ما با چالشی روبرو هستیم و عده ای وظیفه ما را توسعه می دانند و برخی می گویند آن را متوقف کنیم. خواهشی که از مسئولان دارم این است که دور هم بنشینند و این چالش را حل کنند.

وی با تاکید بر اینکه در کشور مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی فضای مجازی و مجلس می توانند در این زمینه سیاستگذاری کنند، اضافه کرد: روزی بار عدم تکلیف رسانه ای روی دوش پلیس است و امروز این مشکل روی دوش وزارت ارتباطات قرار گرفته است و فردا معلوم نیست چه می شود.

وی با اشاره به اینکه دیدگاه ها را شفاف بیان کرده تا حقایق برای جامعه روشن شود، اضافه کرد: نباید فضا طوری باشد که نتوانیم واقعیت ها را بگوئیم. نباید افکار عمومی را به سمت خودفیلتری سوق دهیم. اگر دیگران ما را نقد کنند، جای خیلی از موضوعات عوض خواهد شد.

جهرمی با تاکید بر اینکه همه دل در گرو نظام، انقلاب، دین و مردم داریم، اضافه کرد: نقاط وحدت آفرین بسیاری در کشور وجود دارد و نباید مردم را بلاتکلیف کنیم.

وی با اشاره به اینکه منابع انسانی را نابود نکنیم، گفت: کاری نکنیم که مدیران جرات گفتن حقیقت را نداشته باشند چرا که ما با وحدت و همدلی می توانیم سهم مناسب و مطلوبی از فضای مجازی در دنیا داشته باشیم و نمود این مسئله فعالیت جوانانی است که بدون رانت دولتی، کسب و کارهایی راه انداخته اند که به بیش از ۵۰ میلیون مشترک سرویس می دهند. این توان در اکوسیستم فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور وجود دارد و با سیاستگذاری نادرست نباید این اکوسیستم را تغییر دهیم.


پیامد مسدود سازی تلگرام در عرصه کسب و کار



روزنامه ایران نوشت: مروری بر کانال‌های تلگرامی نشان می‌دهد که افراد زیادی توانسته‌اند از فضای مجازی برای خود کسب و کاری دست و پا کنند. هر چند تعداد آنها مشخص نیست و مسئولان نسبت به میزان گردش مالی از طریق فروش کالا در تلگرام و سایر فضاهای مجازی اطلاعاتی ندارند، اما شواهد نشان می‌دهد فیلتر شدن تلگرام به جامعه بیکار کشورمان می‌افزاید.

خیلی از کانال‌هایی که شکل گرفته‌اند و توانسته‌اند با تبلیغات اعضای زیادی را جذب کنند،کالای ایرانی می‌فروشند.طبق ارزیابی‌های صورت گرفته بیشترین سهم فروش کالا در فضای مجازی به پوشاک اختصاص یافته است.تا قبل از رونق گرفتن فضاهای مجازی،چین بر بازار پوشاک ایران چیره شده بود و تولیدکنندگان به مرور از چرخه تولید و فروش حذف شدند.حتی برخی از تولیدکنندگان،کار تولید را کنار گذاشتند و سراغ واردات رفتند.اما اکنون شرایط تغییر کرده است.تولیدکننده‌ای که چرخ خیاطی‌های خود را در انبار گذاشته بود تا خاک بخورد، این روزها به امید بازگشت به خانواده تولید کنندگان، دست به کار شده است.

یکی از تولیدکنندگان پوشاک بچگانه خیابان جمهوری این جمله را تأیید می‌کند و می‌گوید:چند سالی بود که با کاهش فروش مواجه شده بودیم و جای ما را چینی‌ها گرفته بود ولی فضای مجازی فرصتی داد تا بر فروش پوشاک بچگانه بیفزایم.در این میان رقابت بین تولیدکنندگان برقرار شده است تا با ارائه خدمات بهتر،تنوع محصولات و کاهش قیمت، حجم فروش محصولات خود را بیشتر کنیم.

وی ادامه داد:خیلی از کسبه با آنکه فضای ثابتی برای فروش محصولات خود داشتند، نمی توانستند محصولات خود را به فروش برسانند و هر ساله با انبوهی از چک‌های برگشتی روبه‌رو می‌شدند اما دو سالی است که این روند تغییر کرده است و فروشندگان کالاهای مرغوب، افزایش فروش دارند.

این تولیدکننده ادامه داد:زمانی که تلگرام فیلتر(دیماه ۹۶) شد، اکثر کسبه فعال در فضای مجازی که خود را با شرایط روز هماهنگ کرده بودند، دچار مشکل شدند و اکنون که برخی‌ها صحبت از فیلترینگ می‌کنند، تولیدکنندگان و فروشندگان را مردد به ادامه توسعه فعالیت‌های خود می‌کنند.

معیشت ۷۰۰ هزار ایرانی وابسته به تلگرام

طبق آخرین آمارها بیش از ۴۵‌ میلیون ایرانی کاربر تلگرام هستند و معیشت ۷۰۰‌ هزار ایرانی وابسته به تلگرام است. از آنجا که سال۹۷، حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده است،سراغ کانال‌هایی رفتیم که عرضه کننده کالاهای ایرانی هستند، البته تعداد این کانال‌ها کم نبود.ادمین یکی از کانال‌ها که بیش از ۱۶ هزار عضو داشت،اینگونه گفت: مانتوهایی که در کانال عرضه می‌کنیم پارچه و طرح ایرانی دارد و قیمت‌های آن از ۱۲۰ هزار تومان تا ۲۲۰ هزار تومان است و معمولاً روزانه بین ۱۵ تا ۳۰ مانتو را در سطح کشور به فروش می‌رسانیم.این فروش باعث اشتغال حداقل ۱۲ نفر شده است.اگر فعالیت‌ها توسعه پیدا کند می‌توان اشتغالزایی را هم افزایش داد.

گفت‌و‌گویی هم با یکی دیگر از ادمین‌های کانال فروش لوازم خانگی داشتیم.این کانال که لوازم خانگی ایرانی به فروش می‌رساند در روزهای اول ایجادش تنها ۹۰۰ نفر عضوداشت اما با گذشت یک سال، توانسته ممبر خود را به ۱۰ هزار نفر برساند.مدیر این کانال می‌گوید:در ابتدا مردم به کالای ایرانی اعتمادی نداشتند اما با تبلیغات مستمر و عرضه کالاهای متنوع توانستیم اعضا و فروش خود را بیشتر کنیم.این امر به تولیدکنندگان لوازم خانگی کمک قابل توجهی کرد.افزایش فروش باعث شد که تولیدکنندگان به آینده کاری خود اطمینان پیدا کنند و در پی تنوع محصول باشند.

۷۵۴ هزار کانال تلگرامی

در این میان گزارش پژوهشگاه ملی فضای مجازی (وابسته به مرکز ملی فضای مجازی) نشان می‌دهد که تنها در دو هفته پایانی سال گذشته بیش از ١٠‌هزار کانال تلگرامی جدید ساخته شده است.

طبق آمار این پژوهشگاه، به‌طور دقیق ٧٥٤‌هزار و ٥١٦ کانال در تلگرام وجود دارد که روزانه به‌طور میانگین ٢,٥‌میلیارد بار بازدید از این کانال‌ها صورت می‌گیرد. البته آن‌ طور که پیداست، بخش اعظمی از این آمار متعلق به کانال‌های غیر فعال یا کم‌ فعال است؛ چرا که بنا به آمار فوق در این بین، ۲۶۴‌هزار و ۳۴۷ کانال به‌روزرسانی می‌شوند.بررسی‌ها نشان می‌دهد که در طول شبانه‌روز (٢٤ساعت) به‌طور متوسط بیش از ۳‌میلیون و ۷۵هزار و ۲۲۷ مطلب در بین کانال‌های تلگرامی منتشر یا به‌اصطلاح فنی‌تر پست می‌شوند.

معیشت ۱۸۰ هزار خانوار ایرانی از تلگرام

بیش از ١٨٠‌هزار خانواده ایرانی از تلگرام کسب درآمد مستقیم با گردش مالی چند ١٠‌میلیارد تومانی دارند. این آماری است که سعید مهدیون فرمانده بسیج وزارت ارتباطات اعلام کرده است اما خیلی‌ها چنین اعداد و ارقامی را قبول ندارند.

رمضانعلی صادق‌زاده معاون آموزش، پژوهش و فناوری وزارت صنعت، معدن و تجارت درباره تجارت‌های الکترونیکی که به فضای مجازی کشیده شده است، گفت:در حال حاضر وزارت صنعت به ۳۰ هزار کسب و کار لوگو نماد اعتماد الکترونیکی داده است.این مجموعه‌ها که تحت نظارت دولت هستند با پشتوانه آن نماد در فضای مجازی محصولات خود را عرضه می‌کنند. وی ادامه داد:کسب و کارهایی که نماد اعتماد گرفته‌اند در تمام مشاغل به مردم خدمات ارائه می‌دهند و بعضاً کالاهای عرضه شده هم ساخت ایران است.تأکید وزارت صنعت نیز این است که سایت‌های دارای مجوز، مبلغ کالای ایرانی باشند تا بتوان از تولیدکننده ایرانی حمایت کرد.

در فضای بیکاری کنونی نباید به سمت فیلتر تلگرام رفت

ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی درباره تلگرام و خدماتی که می‌توان از آن گرفت، گفت:ورود تکنولوژی هم مزیت دارد و هم اینکه می‌تواند باعث چالش شود.اما قبل از هر تصمیمی باید دید که نقاط قوت آن بیشتر است یا نقاط ضعف آن.تلگرام اکنون برای برخی از خانواده‌ها جنبه درآمد زایی دارد و اگر چنین فضایی از آنها گرفته شود، معیشت شان به مخاطره می‌افتد.از این‌رو توصیه می‌کنم که تا فراهم نشدن زیر ساخت‌ها دولت به این سمت حرکت نکند چرا که باعث افزایش نارضایتی خواهد شد و این هم در شرایطی است که ما بیکاران چند میلیونی در کشورمان داریم.
وی تصریح کرد:خیلی از جوانان از دوران دانشجویی کسب و کار خود را شروع می‌کنند و می‌دانند بر چه اصولی حرکت کنند لذا نباید این نبوغ و اشتغالزایی را از مردم گرفت.


سنت‌گرایان عرصه را برای خود از دست رفته می‌بینند



فرارو: عباس عبدی، از روزنامه نگاران سرشناس کشور اخیرا با شقفنا گفت و گویی انجام داده است که در آن هشدار‌هایی اجتماعی به چشم می‌خورد. او از عمیق‌تر شدن شکاف بین نیرو‌های سنتی و مدرن جامعه سخن گفته و می‌گوید: در طول زمان جامعه مدرن‌تر شده در حالیکه قدرت سنتی مانده است و در سال ۹۶ این تحول کیفی شده و به مرحله‌ای رسیده که این شکاف عمیق‌تر از حد قابل تحمل شده است.

منظور شکاف میان سنت و مدرنیته است. بخش‌هایی از جامعه خواهان آینده بهتر، سبک زندگی جدید، اندیشه‌های متفاوت و انواع ارزش‌های مدرن است در برابر بخشی دیگر که سنت است صف‌آرایی کرده‌اند. مشکل ما در سال ۹۶ این است که دو بخش به توازن قوا رسیده‌اند و هیچکدام حاضر نیستند یکدیگر را به رسمیت بشناسند و حاضر نیستند با هم کنار بیایند در حالی که هیچکدام نمی‌توانند یکدیگر را به طور قطع و یقین حذف کنند. عبدی معتقد است مشکل چگونگی تعامل و تفاهم میان حاملان سنت و مدرنیته است و به شکلی باید به تفاهم برسند و در کنار یکدیگر زندگی کنند. اما این نیرو‌های سنتی و مدرن جامعه چگونه می‌توانند با همدیگر به تفاهم برسند؟ اساسی‌تر از این سوال آن است که آیا همه شکاف‌های بین جامعه و حکومت در شکاف گفتمانی خلاصه می‌شود؟

در این باره فرارو با رحیم محمدی، مدیر گروه جامعه شناسی ایران انجمن جامعه شناسی به گفت و گو نشسته است. این استاد دانشگاه مصاحبه را با تاکید بر آنکه در نظراتش اظهارات عباس عبدی را رد یا تایید نمی‌کند آغاز می‌کند. با این حال او نیز همچون عباس عبدی معتقد است جامعه ایران روز به روز بیشتر به سمت مدرنیته حرکت می‌کند. محمدی با این حال معتقد است توازن قوا بین نیرو‌های سنتی و مدرن به دو سه دهه قبل برمی‌گردد و اکنون از توازن قوا خبری نیست. نویسنده کتاب تجدد ایرانی، مقاومت‌های بخش‌هایی از ساختار حاکمیت را از همین منظر ارزیابی می‌کند و معتقد است: اگر مقاومتی از ناحیه سنت‌گرایان وجود دارد به این خاطر است که عرصه را برای خود از دست رفته می‌بینند. در ادامه متن این گفت و گو را از نظر می‌گذرانید:

آقای عباس عبدی اخیرا در گفت‌و‌گویی گفته‌اند که در سال ۹۶، دو بخش مدرن و سنتی جامعه به توازن قوا رسیدند و حاضر نیستند یکدیگر را به رسمیت بشناسند. اگر حاکمیت را نماینده بخش سنتی در نظر بگیریم به نظر می‌رسد که این توازن قوا وجود ندارد چرا که این بخش قدرتمندتر از بخش مدرن است. شما این توازن قوا را تایید می‌کنید؟

ما از منظر مدرن بودن یا سنتی بودن چهار نوع انسان در ایران داریم: انسان‌سنتی، سنت گرا، متجدد و تلفیقی.

انسان‌های سنتی کسانی هستند که از دنیای سنت خارج نشده‌اند. در نهاد‌های سنتی مثل حوزه علمیه، در بخشی از بازار و یا روستایی زندگی می‌کنند که به اندازه کافی در معرض باد‌های تجدد و مدرن شدن قرار ندارند. اما همانطور که در نام‌گذاری دسته‌بندی قبل گفتم، انسان سنتی با سنت‌گرا فرق می‌کند. سنت‌گرایان کسانی هستند که جهان جدید و تجدد را تجربه کرده‌اند، اما از تجدد بیزارند و می‌خواهند به سنت برگردند. سنت‌گرایان ایدئولوژیک هستند و با جهان مدرن ستیز عامدانه‌ای دارند.

دسته سوم انسان متجدد است. انسانی که جهان جدید را درک کرده و با آن خصومت نمی‌ورزد. او این جهان را مطابق شرایط وجودی خودش درک می‌کند، با آن سازگار است و سعی می‌کند جهان جدید را گسترش دهد. ما از انسان‌های متجدد، انسان‌های کلان‌شهری هم تعبیر می‌کنیم؛ انسان‌هایی که فرهنگ زیسته آن‌ها فرهنگ کلان‌شهری است و کلان‌شهر را مناسب زندگی انسان فهمیده‌اند.

انسان نوع چهارم هم تلفیقی از سنت، سنت‌گرایی و تجدد در ظرفیت وجودی و فرهنگ شخصیتی اش انباشته شده است. سوالی که پیش می‌آید این است که کدام نوع از این چهار انسان در فرهنگ جامعه ما غالب است؟ همچنین در نظام سیاسی ما کدام یک از این دسته‌ها منعکس شده است؟ مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که روز به روز تعداد انسان‌های متجدد افزایش پیدا می‌کند و از میزان انسان‌های سنتی و سنت گرا کاسته می‌شود.

در نظام سیاسی ما گفتمانی بیشتر منعکس شده است که آن را گفتمان سنت‌گرا و سنتی تعبیر می‌کنیم. به همین خاطر شما امروز می‌بینید که نوعی چالش میان جامعه و نظام سیاسی در ایران به وجود آمده است. این چالش عملا چالش بین دو گفتمان است: گفتمان کلانشهری و گفتمان سنت‌گرایی.

شما چالش اصلی بین جامعه و نظام سیاسی را صرفا چالش گفتمانی می‌دانید؟ در حالی که به نظر می‌رسد مسائلی غیرایدئولوژیک مثل نارضایتی‌های اجتماعی هم می‌تواند به شکاف جامعه و نظام سیاسی منجر شود.

شکاف گفتمانی شکاف بی‌خاصیتی نیست. وقتی شکاف گفتمانی باشد شکاف رفتاری، نارضایتی‌ها و ستیز اجتماعی هم وجود دارد. معنای دیگر این سخن که ما با ستیز گفتمان‌ها مواجهیم، این است که با ستیز رفتار‌ها و نیرو‌های اجتماعی نیز رو‌به‌رو هستیم. امروز انسان کلانشهری متجدد مایل است گفتمان او و سبک زندگی‌اش در نظام سیاسی بازتاب پیدا کند. مثلا شهروندان و اعضای جامعه در نظام سیاسی مشارکت فعال داشته باشند، نه اینکه هر چهارسال یک بار بیایند یک رای بدهند، به خانه شان بروند و وکلای آن‌ها هرطور که خواستند عمل کنند. انسان جدید و شهروند امروزی می‌گوید ما لحظه به لحظه در سیاست و سرنوشت خودمان شریک هستیم و مشارکت داریم. اما در آن سوی ماجرا کسانی که در سیاست هستند بیشتر مایلند به شکل نخبه‌گرایانه عمل کنند. به این معنا که ما نخبگان، زبدگان و دلسوزان این مملکتیم و تشخیص، عقل و عمل ما بر تشخیص، عقل و عمل عامه مردم ارجحیت دارد؛ بنابراین ما دلسوزانه‌تر و فهیمانه‌تر از آن‌ها عمل می‌کنیم. به همین خاطر بین گفتمان شهروندان و گفتمان حاکم شکاف به وجود آمده است که در پی آن نیز اعتراضاتی به وجود می‌آید. این اعتراضات در نتیجه شکاف‌های گفتمانی است. وقتی ما نتوانیم شکاف‌های گفتمانی را در ساحت گفتمان حل و فصل کنیم مجبور می‌شویم به مرحله ستیز‌های عملی تن دهیم. اگر مساله با ستیز‌های عملی نیز حل نشود ممکن است به مساله براندازی منجر شود.

همانطور که فرمودید سنت‌گرایان تغییر و نگاه نو را برنمی‌تابند. انسان‌های مدرن یا متجدد که به نسبیت قائلند و به جای نگاه سیاه و سفیدی، خاکستری دیدن مشخصه آنهاست چطور؟ آیا آن‌ها هم به هیچ وجه حاضر نیستند سنت‌گرایان را بربتابند؟

این سوال بسیار خوبی است. متاسفانه اینکه سنت گرایان تاب‌آوری، تحمل پذیری و تساهل‌شان اندک است و رقیب را بر‌نمی‌تابند باعث می‌شود انسان‌های نوگرا، شهروندان و متجددین نیز کم و بیش این خصلت را پیدا کنند. اما در سال‌های اخیر خصوصا در دو دهه اخیر، طبقه متوسط شهری گسترش پیدا کرده است. طبقه متوسط شهری عمدتا کسانی هستند که تحصیلات دانشگاهی دارند. آن‌ها امروز به این نتیجه رسیده‌اند که بتوانند گفت‌و‌گو و حل مساله از طریق مسالمت‌آمیز را جایگزین حل مساله از طریق حل خشونت‌آمیز کنند. نمی‌خواهم بگویم در این روند پیشرفت داشتیم، اما این سوال در ذهن خیلی از شهروندان و انسان‌های متجدد ایرانی پیدا شده است که ما باید در روش‌های رفتاری خودمان بازاندیشی و بازنگری داشته باشیم.

به شیوه مسالمت آمیز انسان‌های مدرن اشاره کردید. ما در سه ماه اخیر با دو رویداد رو‌به‌رو بودیم که به نظر می‌رسد رفتار‌های شهروندان در آن خیلی مسالمت آمیز نبود. یکی اعتراضات دی ماه است که در آن رفتار‌های خشن مشاهده کردیم. اگر هم رفتار مسالمت آمیز را اقدام در چارچوب‌های رسمی و قانونی بدانیم، مساله دیگر را اخیرا با عنوان دختران انقلاب مشاهده می‌کنیم. آیا این دو می‌تواند نشان از آن باشد که انسان‌های متجدد ما از روش‌های مسالمت‌آمیز، به سمت شیوه‌های غیرمسالمت‌آمیز حرکت می‌کنند؟

من مخالف نظرتان هستم. الان میزان نارضایتی اجتماعی در جامعه ما بسیار بسیار بالاست. ما هنگام پژوهش‌های اجتماعی هر لحظه فرآیندی شبه انقلابی را پیش‌بینی می‌کنیم. نارضایتی‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بالاست. این میزان از نارضایتی در سطح نظری می‌طلبد که جنبشی انقلابی به راه بیفتد. اما برعکس در دی ماه مشاهده کردیم که با وجود این همه نارضایتی، جنبش‌های کوچکی شکل گرفت و فقط بخش بسیار اندکی از افراد ناراضی حاضر شدند به خیابان بروند. بخش اعظمی از جمعیت ناراضی از روش‌های مسالمت آمیز استفاده کرد. آن‌ها نارضایتی خود را مثلا در گفت‌و‌گو‌های اجتماعی، رسانه‌ها یا فضای مجازی بیان کردند. به نظر من همین میزان از رفتار‌های خشونت‌آمیز که در دی ماه مشاهده کردیم نتیجه سوءمدیریت میدانی بود. اگر سازمان‌ها و نهاد‌های مدیریت کننده اعتراضات مثل نیروی انتظامی یا سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی میدان اعتراضات را مدبرانه و با سعه صدر مدیریت می‌کردند، اعتراضات خشونت آمیز نمی‌شد. شما در کشور‌های دیگر مشاهده می‌کنید که جمعیت‌های به مراتب بیشتری به خیابان می‌روند و گاهی تا دو ماه اعتراض خیابانی انجام می‌دهند، اما خون از دماغ یک نفر از آن‌ها ریخته نمی‌شود.

درباره دختران انقلاب هم قائل به رفتار مسالمت آمیز از سوی آن‌ها هستم. رفتار مسالمت آمیز این نیست که شهروند کنشی انجام ندهد. در رفتار مسالمت‌آمیز کنش هست، اما آن کنش، خشونت‌آمیز نیست. کنش مسالمت آمیز این است که کسی بدون آنکه به خودش یا دیگری صدمه‌ای بزند رفتاری را انجام می‌دهد. یک مصداق برای کنش خشونت‌آمیز این است که کسی کوکتل مولوتف بسازد و بانکی را آتش بزند. من در رفتار دختران انقلاب خشونتی نمی‌بینم.

بگذارید به سوال اول برگردیم. آیا بین نیرو‌های سنت گرا و مدرن توازن قوایی به وجود آمده است؟

تا دو سه دهه قبل این دو در توازن قوا بودند. اما الان در دو سه دهه اخیر قوای نیرو‌های اجتماعی و شهروندی بسیار بیشتر شده است. طبقه متوسط فربه‌تر شده و میزان کنشگران و انسان‌های متجدد افزایش پیدا کرده است. من توازن قوا به معنای مساوی بودن قوای سنت‌گرایان و متجددین نمی‌بینم.

این سوال را به این خاطر پرسیدم که آقای عبدی گفته اند که این دو نیرو نتوانند با هم کنار بیایند ما کار سختی خواهیم داشت. اما مطلبی که شما گفتید تصویر را برای بخش سنت‌گرا وخیم‌تر جلوه می‌دهد.

بخش اعظم نیرو‌های سنت‌گرای ما به یک بازاندیشی روی آورده‌اند. همان انسان‌ها و نیرو‌های اجتماعی که به عنوان ضدتجدد تلقی می‌شدند در اثر کنش و واکنش‌های اجتماعی و شهروندی به این نتیجه رسیده‌اند که باید در جهان‌بینی و طرز فکر خود بازاندیشی کنیم و یک انسان نوگرا باشیم. در واقع زوال نیرو‌های اجتماعی سنت گرایی به معنای اجتماعی کلمه است نه به معنای سیاسی آن. یعنی هر انسانی در خود بازاندیشی کرده است. همانطور که عرض کردم کفه ترازو الان به نفع گفتمان نوگرایی، کلان‌شهری و طبقه متوسط است؛ بنابراین اگر شما مقاومتی از ناحیه سنت گرایان می‌بینید به خاطر این است که عرصه را برای خود از دست رفته می‌بینند.

اگر از ساحت سیاسی به موضوع نگاه کنیم به نظر می‌رسد با تصویری که شما ارائه می‌دهید و معتقد به قدرت بیشتر نیرو‌های متجدد هستید، حاکمیت باید به مطالبات این بخش جامعه عمل بپوشاند.

متاسفانه باید بگویم که ما از ناحیه سیستم سیاسی خودمان رفتار‌های خشونت آمیز را به مراتب بیشتر از مردم و شهروندان می‌بینیم. همین رفتاری که نظام سیاسی ما با روزنامه نگاران، فعالین محیط زیست و معترضین خیابانی دارد، نشان می‌دهد که نظام سیاسی حاضر نیست از موضع خودش کوتاه بیاید و در رفتار‌ها و گفتمان خودش بازاندیشی کند. البته به نظر می‌رسد که در گوشه‌هایی از نظام سیاسی این بازاندیشی اتفاق افتاده است. نظام سیاسی در بخش‌های انتخابی مثل شورا‌های شهر، شهرداری‌ها، بیشتر با گفتمان اجتماعی شهروندی و کلانشهری همراهی و همدلی می‌کند. در پارلمان و ریاست جمهوری هم همدلی با گفتمان کلان‌شهری بسیار دیده می‌شود. اما بخش‌هایی از نظام سیاسی ما که چرخش قدرت سیاسی در آنجا اتفاق نمی‌افتد یا کمتر اتفاق می‌افتد، مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهد.

پس شما به آن فروپاشی که آقای عبدی نسبت به آن هشدار می‌دهند، را درست نمی‌دانید.

من مخالف مفهوم فروپاشی هستم. شاید آقای عبدی در یک جایگاه سیاسی این فروپاشی را مشاهده می‌کند. اما من وقتی که از موضع اجتماعی و از موضع شهروندی به جامعه نگاه می‌کنم، اساسا هیچ نشانه‌ای از فروپاشی اجتماعی نمی‌بینم. بلکه روز به روز می‌بینم که ساحت اجتماعی ما فربه‌تر، عاقل‌تر و قدرتمندتر می‌شود و روش گفت و گوی مسالمت آمیز را تمرین می‌کند. یاد می‌گیرد که با نظام سیاسی، با خود و هویت‌های متفاوت چگونه گفت و گو کند. جامعه ایرانی در طول تاریخ مدرن خودش امروز در یک نقطه بسیار بهتری قرار گرفته است. نظام اجتماعی ما حتی به قدری عاقل و توانمند شده است که می‌تواند نظام سیاسی را مدیریت و مهندسی کند. نظام اجتماعی تا به حال هر وقت می‌خواست نظام سیاسی را مدیریت کند، انقلاب می‌کرد و سعی می‌کرد نظام سیاسی را سرنگون کند. مصداقش دو انقلاب بزرگ مشروطه و ۵۷ هستند. مثال دیگر نیز جنبش‌های اجتماعی است که در دهه ۳۰ به وجود آمد. اما نظام اجتماعی امروز به این نتیجه رسیده است که نباید با نظام سیاسی جنگید بلکه باید آن را به روش مسالمت آمیز مهندسی کرد. چون به این نتیجه رسیده است که هزینه‌های رفتار خشونت آمیز به مراتب بیشتر است. اما نظام سیاسی ما در برابر این تحول اجتماعی مقداری انعطاف نشان نمی‌دهد. این مقاومت بالا و رفتار خشونت آمیز را در نظام سیاسی مان می‌بینیم و در گفتمان سیاسی غالب بیشتر می‌بینیم. ما در اینجا باید به نقد ساختار و گفتمان سیاسی رو بیاوریم.


نوآورترین شرکت‌ها در عرصه تبلیغات


مجله درگی: هر اقدامی که یک سازمان انجام می‌دهد و یا حتی از انجام آن امتناع می‌ورزد، حامل پیامی در مورد آن سازمان و یا بنگاه تجاری است و به شکل‌گیری تصویر آن در ذهن مخاطبان می‌انجامد. ایجاد تصویر ذهنی و کیفیت ادارکی  مثبت در میان مصرف‌کنندگان و مشتریان انعکاسی از مجموعه فعالیت‌ها و نتایج این اقدامات است و تبلیغات نیز می‌تواند یکی از همین فعالیتهای اثرگذار محسوب شود. آگهی‌ها و تبلیغات متمایز و زیرکانه، درست زمانی که یک مخاطب به دنبال پاسخی در مورد فعالیتهای یک سازمان است به سراغ او می‌روند. بهتر است که سرمایه‌گذاری برای مشتریان در جهت انجام تبلیغاتی باشد که نقش آگاهی بخش داشته و موجب فروش مؤثر و خرید مجدد ایشان شود. تبلیغات آگاهانه می‌تواند به شرطی که موجب بازگشت بخشی از سرمایه هزینه شده شود، جزء هزینه‌ها و یا سرمایه‌گذاری‌های اثرگذار و به صرفه‌ محسوب شود.

تبلیغات، طبق آنچه ویلیام برن باخ، اسطوره تبلیغات می‌گوید، در اصل ابزاری برای اقناع است. اقناع بیش از آنکه ابزاری علمی باشد، یک هنر است. لذا تبلیغات، ابزاری برای ترویج است. وقتی از ترویج صحبت می‌شود منظور از آن، فعالیتها و اقداماتی است که یک شرکت انجام می‌دهد تا بتواند در مورد ارزش و مطلوبیت محصول اطلاعات خوب را در اختیار خریداران قرار دهد. به گونه‌ای که انسان از میان محصولات و یا خدمات موجود در صنعت، محصول یا خدمت ارائه شده توسط بنگاه ما را خریداری کند. روابط عمومی، چاشنی‌های فروش، فروش حضوری و تبلیغات از جمله اجزای سازنده و زیر مجموعه‌های ترویج محسوب می‌شوند.

البته در نظر برخی متخصصین بازار، در اثر بمباران تبلیغات گمراه‌کننده و اغواگر، برخی مردم در مورد آنچه که در تبلیغات می‌خوانند و یا می‌بینید بدبین شده‌اند. چرا که مخاطب در معرض سیلی از اطلاعات غیرهدفمند قرار گرفته و به تدریج اعتماد خود را نسبت به آن از دست می‌دهد. درنظر این متخصصین امروزه بیشتر تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم به خرید نه بر روی کاناپه منازل و پشت تلویزیونهای مردم، بلکه در پشت پیشخوان فروشگاهها اتخاذ می‌شود.

اما هستند شرکت‌هایی که چهره‌ی آینده‌ی کسب‌وکار را با تبلیغات هدفمند و خلاقانه خود ترسیم می‌کنند. شرکت فست کمپانی در تازه‌ترین یادداشت خود به معرفی برخی از خلاق‌ترین شرکت‌های تبلیغاتی پرداخته که پارادایم‌های سنتی در عرصه تبلیغات را درهم شکسته و تبلیغاتی آینده‌نگرانه را ارائه می‌کنند. در فهرست فست کمپانی اسامی برندهای نام آشنایی را می‌بینیم که تعدادی از تیرزهای آنها را در مجموعه فیلم‌های تولید شده در انتشارات بازاریابی دیده‌ایم. در ادامه یادداشت، ترجمه‌ای از فهرست نوآورترین شرکت‌ها در عرصه تبلیغات را می‌خوانیم.

۱٫    گوپرو

“به خاطر اوج هیجان ورزشی در ویدئوهای خود”

دوربین‌های جدید گوپرو با شعار کوچک‌تر و سبک‌تر و برای فیلم‌برداری در تمام شرایط جوی و جغرافیایی عرضه شده‌اند. در جدیدترین ویدئوهای تبلیغاتی گوپرو شاهد اوج هیجان و جنون خلاقانه از این شرکت هستیم که امکانات و توانمندیهای این دوربین را با دنبال‌کردن هشت ماجرای بسیاری هیجان‌انگیز از سراسر دنیا می‌بینیم. شرکت‌های انگشت‌‌شماری وجود دارند که هویت برند خود را به اندازه‌ی این شرکت آمریکایی تولیدکننده دوربین براساس هیجان و اوج سرگرمی بنا کرده باشند. سال گذشته گوپرو دوربین سبک و با قابلیت خود را سوار بر پشت یک عقاب بلند پرواز، برفراز کوههای آلپ کرد و تصاویری رویایی از مناظر برف گرفته کوهستان آلپ را به سراسر دنیا مخابره کرد.  ویدیوی بسیار زیبا و هیجان‌انگیز گوپرو مثل یک ویروس در سراسر دنیا پخش شد.گوپرو ویدیوهای جذاب و هیجان‌آمیز دیگری را نیز در زمینه‌های مختلف تهیه کرده است که هر یک روایت‌گر داستانی بسیار جذاب هستند.  امروزه این برند به لطف تبلیغات هدفمند و بلندپروازانه خود، به عنوان برندی پرشور و پردل وجرات شناخته می‌شود.

۲٫    سامسونگ

“به خاطر تبدیل شدن به سرسخت‌ترین رقیب اپل در کل کهکشان”

حتی سینه چاکان اپل هم مؤید موفقیتهای چشمگیر سامسونگ در عرصه بازاریابی هستند. به قول بزرگی، سرعت بزرگ‌ترین نوآوری است و سامسونگ توانسته به مدد سرعت برق آسای خود حریف را از میدان به در کند. پس از آنکه تاد پندلتون در سال ۲۰۱۱ نایک را ترک و به سامسونگ پیوست،گوشی‌های هوشمند سامسونگ که روزگاری در بازار آمریکا در حد اسباب‌بازی محسوب می‌شدند توانستند به کمک تبلیغات ویروسی و حمایت از رویدادهای بلندپروازانه‌ای نظیر ارائه  آلبوم‌های اختصاصی موسیقی در لوای دستگاههای تولیدی سامسونگ، بازار این کشور را تحت سلطه خود قرار دهند. پندلتون توانست با چابکی بی‌نظیر خود و حاکم کردن روحیه سرعت  و شتاب، سامسونگ را به بزرگ‌ترین رقیب آیفون تبدیل کند.

۳٫    کامیونهای ولوو

“به خاطر سریال شاهکارهای تبلیغاتی به یادماندنی خود”

شرکت خودروسازی ولوو چندی است که به کمک یک ایده تبلیغاتی بسیار متفاوت، دقت، نرمی، و کیفیت رانندگی با کامیونهای جدیدش را به نمایش گذاشته است. این ایده متفاوت، بسیار متفاوت و شاهکار از آب درآمد. یکی از زیباترین این تبلیغات کلیپی با حضور بازیگر مشهور فیلم‌های رزمی، ژان کلود ون دام است که ولوو کوشیده با حضور او میزان دقت، نرمی و فرمان‌پذیری خودروهای خود را به رخ رقبایش بکشد. ون‌دام که اکنون بیش از ۵۳ سال دارد، در شروع این آگهی جملاتی به یادماندنی را به زبان می‌آورد. او می‌گوید: “من سرد و گرم‌های بسیاری را در زندگی چشیده‌ام و از دست اندازهای زیادی عبور کرده‌ام، اما همواره سهم مناسبی از جاده‌های پر از دست‌انداز و بادهای سهمگین داشته‌‌ام ، همین وقایع من را به چیزی تبدیل کرده که امروز هستم.”

ولوو اقدامات خلاقانه و جسورانه خود را به همین جا ختم نمی‌کند. در ویدیوی دیگری خانمی بندباز را می‌بینیم که از روی طناب متصل به دو کامیون در حال حرکت با سرعت بالا عبور می‌کند. در فیلم دیگری شاهد نقش‌آفرینی جسورانه، کلاووس نیلسون، مدیرعامل ولوو هستیم که در تبلیغ یکی از محصولاتش حاضر شده است. او با ایستادن روی یک کامیون معلق در هوا، به تشریح ویژگی‌های منحصربه‌فرد این محصول جدید و قابلیتهای بسیار بالای آن می‌پردازد.


فیس‌بوک هم وارد عرصه اسپیکر‌های هوشمند شد؟


خبرگزاری ایسنا: به نظر می رسد فیس بوک هم تصمیم گرفته است به یکی از بزرگترین سازندگان اسپیکرهای هوشمند در جهان بپیوندد.

به گزارش وب سایت phonearena، از آنجا که سال گذشته ۲۰۱۷ میلادی سالی مملو از محصولات جدید و شگفت انگیز در عرصه تکنولوژی و اشیای هوشمند بود، یکی از بزرگترین رقابت‌ها نیز میان دو شرکت آمازون و گوگل بر سر اسپیکرهای هوشمند بود.

فیس‌بوک هم وارد عرصه اسپیکر‌های هوشمند شد؟

اسپیکرهای هوشمند به کاربران این امکان را می‌دهند تا در صورت داشتن مشغله، وسائل خانگی و همچنین سایر کارهای خود را با دستورهای صوتی کنترل کنند بعنوان مثال، از وضعیت آب و هوا و جدیدترین اخبار مطلع شده، تایمر و زنگ هشدار برای خود تنظیم کنند، با دوستان و خانواده خود تماس برقرار کنند.

بسیاری از تحلیلگران برآورد کرده و بر این باورند که اسپیکرهای هوشمند سریع‌تر از ابزارهای واقعیت مجازی و افزوده به رشد خود ادامه داده و در سال ۲۰۱۸ سهم بسیار بیشتری از بازار ابزارهای هوشمند و دیجیتال را از آنِ خود خواهند کرد.

از بزرگترین و بهترین اسپیکرهای هوشمند در جهان می‌توان به اکو دات و الکسای آمازون، گوگل هوم مینی، گوگل هوم ماکس، کورتانای مایکروسافت و هوم پاد اپل اشاره کرد. البته غول های تکنولوژی دیگری همچون سامسونگ، شیائومی، JBL و غیره نیز اسپیکرهای هوشمند جدیدی را روانه بازار کرده‌اند و این طور که به نظر می رسد رقابت سختی بر سر ارائه و عرضه اسپیکرهای هوشمند بالا گرفته است.

حالا فیس بوک نیز می خواهد به این عرصه رقابت تنگاتنگ پیوسته و اسپیکر هوشمند جدیدی را تحت عنوان ” آلوها ” و ” فیونا ” در سال جاری ۲۰۱۸ میلادی معرفی و رونمایی کند.

طبق گزارش‌های منتشر شده، هر دو مدل از این اسپیکر هوشمند به یک صفحه نمایش ۱۵ اینچی مجهز شده است که این امکان را به کاربران می دهد تا با استفاده از آن، بتوانند ارتباط تصویری با دوستان و خانواده خود برقرار کنند. پنل های صفحه نمایش این اسپیکر هوشمند قرار است از شرکت ال جی دیسپلی تامین شوند. گفته ها حاکی از آن است که فیس بوک همچنین با سونی و یونیورسال موزیک هم قراردادی امضا کرده است و بدین ترتیب می خواهد به جنگ با اسپیکر هوشمند آمازون اکو شو با صفحه نمایشی ۷ اینچی برود.

البته از آنجایی که هنوز این غول شبکه اجتماعی به طور رسمی از چنین محصولاتی رونمایی نکرده است، نمی‌توان به طور کامل از صحت اطلاعات و جزئیات آن اطمینان حاصل کرد و باید تا زمان معرفی و عرضه این دو محصول احتمالی منتظر باقی ماند.